شنبه، 27 تیر 1405
پایگاه خبری میار » اجتماعی » جهان » روح ما زیر این آوارها دفن نخواهد شد

کودکِ بندر و فرسنگ ها فاصله؛

روح ما زیر این آوارها دفن نخواهد شد

0
2
کد خبر: 74933

خبر تلخ بود اما تلخ‌تر اتفاقاتی است که آمریکا و متحدانش علیه مردم ایران انجام می‌دهند؛ خبری می‌گفت حین پاسخ‌های ایران علیه پایگاه‌ها و منافع آمریکایی‌ها که یکی از آنها در قطر بوده است، یک کودک قطری آسیب دیده و مجروح شده است اما عجیب بود که این دنیا خبر ترکش خوردن قلب کودک بندر عباسی را اصلا ندیده بود، کودکی که اگر بیدار شود حتی مادرش را دیگر نخواهد دید که او را بابت دست مجروحش دلداری‌اش دهد.

به گزارش  میار؛ سکوت جنوب، زیر آوار بمب‌ها، طعم سرب می‌دهد. در بندرعباس و میناب، جایی که شرجی هوا با بوی تند باروت در هم می‌آمیزد، زمان دیگر با عقربه‌های ساعت پیش نمی‌رود؛ زمان با ضرب‌آهنگ انفجارها و صدای جیغ ممتد آمبولانس‌ها سنجیده می‌شود.

امروز، در یکی از همین روزهای خاکستری، کودکی در تخت بیمارستان چشم باز کرد. دستش، همان دستی که تا دیروز قرار بود قلم بگیرد و مشق بنویسد، زیر بار ترکش‌های حمله آمریکایی به جنوب ایران، شدیداً مجروح شد. او حالا نه یک کودک، که یک جانباز کوچک در فصلی جدید از آتش و خون است اما فاجعه، در جسم تکه‌تکه‌اش نیست؛ فاجعه آنجاست که او هنوز نمی‌داند مادرش، زنی که پناهگاه امن شب‌هایش بود، حالا زیر خروارها خاک سرد شهر، به شهادت رسیده است. او وقتی از این اتاق سفید بیمارستان مرخص شود، سراغ آغوش مادر را خواهد گرفت؛ سراغی که پاسخی جز سکوت مرگبار نخواهد داشت.

این، تنها یک روایت شخصی نیست؛ این بازتاب یک بی‌عدالتی عریان است. در همان حالی که این کودک ایرانی در میان خون و درد دست‌ و پا می‌زند، جهان، لنزهای دوربینش را به سمت قطر چرخانده است. آنجا، کودکی در پی حملات تلافی‌جویانه زخمی شده و حالا، تیتر یک رسانه‌های جهانی، بغض‌وفریاد ناعادلانه‌ای را سر داده‌اند. گویی خون کودک قطری در ترازو سنگین‌تر است از خون هزاران کودکی که در غزه، لبنان و حالا در روستاهای دورافتاده جنوب ایران، زیر سقف‌های فروریخته مدارس و خانه‌هایشان، بی‌صدا دفن می‌شوند.

چرا جهان در برابر زخمی قطری، جامه می‌درد اما در برابر میناب که زیر آتش سنگین حملات می‌سوزد، فقط نگاه می‌کند و عبور می‌کند؟ چرا برای آن‌ها، جنایت جنگی فقط وقتی معنا می‌یابد که نام یک قدرت خاص در میان باشد اما وقتی نوبت به مرگ کودکان ایرانی، فلسطینی یا لبنانی می‌رسد، همه چیز را با واژه سرد و بی‌روح «جنگ» توجیه می‌کنند؟

آمارها در گزارش‌های رسمی مرکز آمار ایران و نهادهای محلی، خشک و بی جان به نظر می‌رسند اما پشت هر عدد، یک خانواده در هم شکسته است. وقتی از یک مغازه‌دار ۳۴ ساله در میناب پرسیدم که چگونه این روزها را تاب می‌آورد، چشمانش را به افق دودی دوخت و گفت: «اینجا دیگر کسی برای ما گریه نمی‌کند. گویی ما در چشم جهانیان، جزو آمار مجاز مرگ‌ومیر هستیم.»

در این دنیای وارونه، اخلاق قربانی سیاست شده است. مگر نه این است که طبق منشورهای نانوشته انسانی، آسیب حتی یک کودک در هر کجای جهان، لکه ننگی بر دامن بشریت است؟ پس چگونه است که رهبران غرب و متحدان منطقه‌ای‌شان، این‌چنین در برابر رنج کودکان ما کور شده‌اند؟ آن‌ها که دم از حقوق بشر می‌زنند، چگونه وجدانشان با مشاهده بدن‌های تکه‌تکه‌شده کودکان زیر بمباران آمریکا در ایران و اسرائیل در غزه و لبنان آرام می‌گیرد؟

حقیقت این است که این جهان، عادل نیست. این جهان، به صدای ضعیف مادری که در جنوب ایران، در آغوش ترکش‌ها جان باخت، گوش نمی‌سپارد. جهان آن‌ها، دنیای ویترین‌هاست؛ جایی که زخم یک کودک قطری فاجعه خوانده می‌شود و مرگ کودکان یک ملت، استراتژی نظامی.

بگذارید این را بلند بگویم؛ تا زمانی که چشمان سیاست‌مداران واشنگتن و تل‌آویو بر حقیقت این رنج بسته باشد، این آتش تنها به خانه ما محدود نخواهد ماند. خون ریخته‌شده، در حافظه این خاک می‌ماند. ما در حال تماشای یک نمایش تراژیک هستیم که در آن، عدالت، نخستین قربانی سکوت جهانی است. کودک مجروح ما، در تخت بیمارستان، هنوز نمی‌داند که چرا جهان بزرگ، برای او، برای مادرش و برای فردای سوخته‌اش، حتی قطره‌ای اشک نمی‌ریزد و این، سنگین‌ترین وزنی است که تاریخ معاصر خاورمیانه باید بر دوش بکشد.

دسته بندی: جهان / اسلاید
تبلیغ

نظر شما

  • نظرات ارسال شده شما، پس از بررسی و تأیید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
نام شما : *
ایمیل شما :*
نظر شما :*
کد امنیتی : *
عکس خوانده نمی‌شود
برای کد جدید روی آن کلیک کنید