پنج شنبه، 25 تیر 1405
پایگاه خبری میار » اسلاید » خروج هند و مرگ رویای کریدور شمال-جنوب؛ چرا پکن، ریاض را به تهران ترجیح داد؟؟

صادرات نفت ایران به صفر مطلق می‌رسد؟

خروج هند و مرگ رویای کریدور شمال-جنوب؛ چرا پکن، ریاض را به تهران ترجیح داد؟؟

0
45
کد خبر: 74859

دونالد ترامپ با فرمان اجرایی ۲۰۲۶ و ابزار تعرفه ۲۵ درصدی، شرکای تجاری ایران را به بازنگری در همکاری‌های خود با ایران واداشته است؛ از توقیف فیزیکی نفت‌کش‌های ناوگان سایه تا خروج رسمی هند از پروژه چابهار؛ گزارش‌ها از سقوط ۵۸ درصدی درآمدهای نفتی در بودجه ۱۴۰۵ خبر می‌دهند.

به گزارش میار، با بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید و صدور فرمان اجرایی فوریه ۲۰۲۶، واشینگتن با ترکیب دیپلماسی قایق‌های توپ‌دار و جنگ تعرفه‌ای ۲۵ درصدی، مرحله نهایی کارزار فشار حداکثری را کلید زده است.

میار در این گزارش فاش می‌کند که چگونه توقیف فیزیکی نفت‌کش‌های ناوگان سایه، لغو معافیت‌های بندر چابهار و انسداد پروژه‌های راهبردی چین، اقتصاد ایران را در آستانه بودجه ۱۴۰۵ با کسری بی‌سابقه و بحران‌های اجتماعی عمیق روبرو کرده است؛ راهبردی که هدف آن نه تنها به صفر رساندن صادرات نفت، بلکه انزوای کامل ژئوپلیتیک تهران در نظم جدید جهانی است. 


دکترین فشار حداکثری ۲.۰ 

دوران جدید تقابل ایالات متحده و ایران که از اوایل سال ۲۰۲۵ میلادی با استقرار مجدد دونالد ترامپ در واشینگتن آغاز شد، فراتر از تحریم‌های سنتی، به سمتی حرکت کرده است که تحلیل‌گران آن را محاصره اقتصادی-نظامی تمام‌عیار می‌نامند. در فوریه ۲۰۲۵، ترامپ با امضای یادداشت ریاست‌جمهوری امنیت ملی شماره ۲ (NSPM-2)، مسیر دیپلماسی لرزان سال‌های گذشته را به طور کامل مسدود کرد و به نهادهای امنیتی و اقتصادی آمریکا دستور داد تا صادرات نفت ایران را به صفر مطلق برسانند. این دستورالعمل تنها یک بیانیه سیاسی نبود؛ بلکه با عملیات نظامی چکش نیمه‌شب در یکم تیر 1404 همراه شد که طی آن تاسیسات هسته‌ای ایران هدف حملات هوایی قرار گرفتند و آسیب‌هایی به زیرساخت‌های غنی‌سازی تهران وارد شد.

در اوایل سال ۲۰۲۶، استراتژی آمریکا از هدف قرار دادن مراکز نظامی و هسته‌ای به سمت فلج کردن کامل شریان‌های مالی حرکت کرده است. ترامپ اکنون اقدامات خود را تنها به تحریم‌های کاغذی منوط نمی‌کند. او با اعزام یک ناوگان عظیم دریایی شامل ناو هواپیمابر یواس‌اس آبراهام لینکلن به آب‌های منطقه، پیام روشنی به تهران و شرکای تجاری‌اش مخابره کرده است. این حضور نظامی سنگین، پشتوانه اجرایی برای توقیف فیزیکی نفت‌کش‌هایی است که تحت عنوان ناوگان سایه وظیفه حمل غیرقانونی نفت ایران را بر عهده دارند.


جنگ در آب‌های خاکستری و توقیف‌های زنجیره‌ای

ناوگان سایه، شبکه‌ای گسترده از نفت‌کش‌های قدیمی و فرسوده است که با مالکیت‌های مبهم، تغییر پرچم‌های مکرر و خاموش کردن سیستم‌های ردیابی (AIS)، تحریم‌ها را دور می‌زنند. بر اساس داده‌های اطلاعاتی سال ۲۰۲۵، حدود ۵۶۰ فروند نفت‌کش در این شبکه شناسایی شده‌اند که تنها طی سال گذشته، ۸۳ فروند شناور جدید به این ناوگان افزوده شده است. دولت ترامپ در سال ۲۰۲۶، تمرکز خود را بر شناسایی هوشمند و توقیف فیزیکی این شناورها قرار داده است.

تا به امروز، چندین مورد توقیف موفقیت‌آمیز نیز گزارش شده است. نفت‌کش‌های «اسکیپر» (Skipper) و «بلا ۱» (Bella 1)، از جمله شکار‌های گارد ساحلی آمریکا در ژانویه ۲۰۲۶ بوده‌اند. همچنین پرونده نفت‌کش «سوئز راجان» (Suez Rajan) در اوایل ۲۰۲۵ به عنوان یک الگوی حقوقی، راه را برای مصادره محموله‌های نفتی در آب‌های بین‌المللی هموار کرد.

اقدامات تقابلی آمریکا در سال ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶

تحرکات گسترده ایالات متحده در سال ۲۰۲۶ نشان‌دهنده تغییر فاز از تحریم‌های شرکتی به توقیف‌های حاکمیتی است. جدول زیر نمایی از وضعیت تقابل با ناوگان سایه را بر اساس داده‌های وزارت خزانه‌داری (OFAC) و موسسات ردیابی تانکر نشان می‌دهد.

شاخص عملیاتی

وضعیت در سال ۲۰۲۵

وضعیت در اوایل ۲۰۲۶


تعداد کل شناورهای شناسایی شده ناوگان سایه

۵۶۰ فروند

بیش از ۶۰۰ فروند (تخمینی)


تعداد شناورهای جدید افزوده شده به لیست سیاه

۱۸۰ فروند در سال ۲۰۲۵

۲۹ فروند


شناورهای توقیف شده یا مصادره شده

سوئز راجان، اسکیپر، بلا ۱

مارینرا، صوفیا، اولینا (تحت پیگرد)


میزان صادرات نفت ایران (بشکه در روز)

میانگین ۱.۵۶ میلیون (دسامبر)

پیش‌بینی کاهش به زیر ۱ میلیون


ارزش کل صادرات نفت ایران در سال ۲۰۲۵

۴۵.۷ میلیارد دلار

سقوط به ۱۹ میلیارد دلار (برآورد بودجه)


توقیف نفت‌کش‌ها نه تنها باعث از دست رفتن فیزیکی سرمایه می‌شود، بلکه هزینه‌های عملیاتی ایران را به شدت افزایش داده است. ایران اکنون ناچار است برای هر بشکه نفت، تخفیفی بین ۸ تا ۱۰ دلار نسبت به قیمت برنت به خریداران ارائه کند تا ریسک توقیف و تحریم را جبران کند. این تخفیف‌ها به همراه هزینه‌های گزاف بیمه غیررسمی و پورسانت واسطه‌ها، عملاً بخش بزرگی از سود نفتی ایران را می‌بلعد.


سلاح تعرفه

در ۶ فوریه ۲۰۲۶، دونالد ترامپ با امضای یک فرمان اجرایی جدید، شوک بزرگی به بازارهای جهانی وارد کرد. بر اساس این فرمان، هر کشوری که به طور مستقیم یا غیرمستقیم اقدام به خرید کالا یا خدمات (به ویژه نفت و محصولات پتروشیمی) از ایران کند، با تعرفه ۲۵ درصدی بر تمام کالاهای صادراتی خود به ایالات متحده مواجه خواهد شد. این اقدام که با استناد به قانون اختیارات اقتصادی اضطراری بین‌المللی (IEEPA) انجام شده، دسترسی به بازار آمریکا را به ابزاری برای قطع کامل روابط تجاری با ایران تبدیل کرده است.

این سیاست، کشورهای بزرگی همچون چین، هند، امارات متحده عربی و ترکیه را در برابر یک انتخاب دشوار قرار داده است. خلاف تحریم‌های ثانویه گذشته که شرکت‌های خاص را هدف قرار می‌داد، این بار کل صادرات یک کشور به آمریکا گروگان گرفته شده است. پکن به عنوان بزرگترین مشتری نفت ایران که ۹۰ درصد صادرات نفت تهران را جذب می‌کند، هدف اصلی این حمله تعرفه‌ای است.


واکنش چین

چین از طریق پالایشگاه‌های مستقل خود موسوم به تی‌پات در استان شاندونگ، روزانه بیش از ۱.۳ میلیون بشکه نفت از ایران دریافت می‌کند. برای این پالایشگاه‌ها، نفت ایران به دلیل ویژگی‌های فنی (نفت سنگین با گوگرد بالا) و قیمت ارزان، غیرقابل جایگزین است. با این حال، تهدید تعرفه ۲۵ درصدی بر کل صادرات چین به آمریکا، محاسبات استراتژیک پکن را تغییر داده است.

سخنگوی وزارت امور خارجه چین اعلام کرده است که چین از حقوق قانونی خود دفاع خواهد کرد و جنگ تعرفه‌ای برنده‌ای ندارد اما واقعیت‌های اقتصادی نشان می‌دهد که پکن در حال بازنگری در استراتژی انرژی خود است. سقوط دولت مادورو در ونزوئلا به عنوان یکی دیگر از تامین‌کنندگان نفت ارزان چین، فشار را بر پکن مضاعف کرده تا برای حفظ امنیت انرژی خود، به سمت کشورهای حوزه خلیج فارس متمایل شود و از ریسک‌های ناشی از ایران بکاهد.


پایان استثنای هند از چابهار

یکی از مهم‌ترین پیامدهای فشار حداکثری، فروپاشی توافقات پیرامون بندر چابهار است. این بندر که قرار بود پل ارتباطی هند به افغانستان و آسیای مرکزی باشد و از تحریم‌های دوره اول ترامپ معاف شده بود، اکنون در محاصره کامل قرار دارد. دولت ترامپ اعلام کرده است که معافیت‌های چابهار در ۲۶ آوریل ۲۰۲۶ به پایان می‌رسد و دیگر تمدید نخواهد شد.

هند که پیش از این متعهد به سرمایه‌گذاری‌های کلان در این بندر بود، اکنون در پی توافق تجاری بزرگ با ترامپ، به وضوح از ایران فاصله گرفته است. در بودجه سال ۲۰۲۶ هند، هیچ ردیف بودجه‌ای برای پروژه چابهار در نظر گرفته نشده است. نیودلهی با پرداخت ۱۲۰ میلیون دلار تعهد باقی‌مانده خود، در حال خروج تدریجی از مدیریت مستقیم پروژه است تا از تعرفه‌های سنگین آمریکا مصون بماند.

تاثیر بر پروژه‌های زیرساختی و راه‌آهن چابهار-زاهدان

قطع سرمایه‌گذاری‌های بین‌المللی، پروژه‌های حیاتی ترانزیتی ایران را به بن‌بست کشانده است. خط ریلی چابهار-زاهدان که قرار بود ستون فقرات کریدور شمال-جنوب (INSTC) باشد، علیرغم پیشرفت ۸۴ درصدی، با بحران تامین مالی و تجهیزات مواجه است. بدون حضور هند و سرمایه‌گذاران خارجی، این پروژه که قرار بود سالانه ۷.۷ میلیون تن کالا جابجا کند، عملاً به یک مسیر محلی تبدیل شده است.

وضعیت پروژه‌های راهبردی ایران در سال ۲۰۲۶

وضعیت فعلی

چالش اصلی


خط ریلی چابهار-زاهدان

۸۴ درصد پیشرفت فیزیکی

نبود تجهیزات سیگنالینگ و واگن‌های پیشرفته


توسعه فاز ۲ بندر شهید بهشتی

متوقف یا کند شده

لغو معافیت‌های تحریمی آمریکا (آوریل ۲۰۲۶)


کریدور شمال-جنوب

فعالیت محدود

ریسک بالای ترانزیت و عدم پوشش بیمه‌ای


سرمایه‌گذاری هند در چابهار

صفر در بودجه ۲۰۲۶

تهدید تعرفه ۲۵ درصدی ترامپ بر صادرات هند


همچنین پروژه یک کمربند، یک جاده (BRI) چین عملاً ایران را دور زده است. سهم بخش حمل‌ونقل در سرمایه‌گذاری‌های BRI چین در سال ۲۰۲۵ به کمترین میزان خود یعنی ۶.۲ درصد رسیده و پکن مسیرهای جایگزین در آسیای مرکزی و قفقاز را که از ریسک تحریم‌های ایران دور هستند، در اولویت قرار داده است.


افسانه قرارداد ۲۵ ساله چین

در حالی که مقامات تهران بر قرارداد ۲۵ ساله با چین به عنوان یک راه نجات حساب می‌کردند، داده‌های سال ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ نشان می‌دهد که این توافق بیشتر روی کاغذ باقی مانده است. کل سرمایه‌گذاری مستقیم چین در ایران در سال ۲۰۲۳ تنها ۱۸۵ میلیون دلار بوده و این روند در سال ۲۰۲۵ نیز با مبالغ بسیار اندک ادامه یافته است.

شرکت‌های غول‌پیکر دولتی چین مانند CNPC و Sinopec به دلیل ترس از تحریم‌های ثانویه آمریکا، از پروژه‌های کلیدی نفت و گاز ایران مانند فاز ۱۱ پارس جنوبی و میدان یادآوران، خارج شده‌اند. پکن ترجیح می‌دهد سرمایه‌های کلان خود را به سمت کشورهای باثبات‌تر مانند عربستان سعودی، بیش از ۲۵ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری در ۲۰۲۵، سوق دهد. ایران در محاسبات استراتژیک چین، اکنون به عنوان یک تامین‌کننده نفت ارزان اما پرریسک دیده می‌شود که هزینه نگهداری آن به دلیل جنگ تعرفه‌ای ترامپ، در حال عبور از نقطه سر به سر است.


بحران داخلی

فشار خارجی ترامپ همزمان شده است با عمیق‌ترین بحران اقتصادی داخلی ایران در دهه‌های اخیر. در اواخر دسامبر ۲۰۲۵، اعتراضات گسترده‌ای در شهرهای ایران به دلیل تورم ۶۰ درصدی و سقوط ارزش ریال آغاز شد. لایحه بودجه سال ۱۴۰۵ که توسط دولت به مجلس ارائه شده، بازتاب‌دهنده این وضعیت اضطراری است.

در این بودجه، درآمد حاصل از صادرات نفت با افت ۴۸.۳ درصدی نسبت به سال قبل پیش‌بینی شده است. دولت ناچار شده است صادرات هدف‌گذاری شده را از ۱.۸۵ میلیون بشکه به تنها ۱ میلیون بشکه در روز کاهش دهد؛ رقمی که با توجه به توقیف‌های اخیر ناوگان سایه، حتی دسترسی به آن نیز با تردیدهای جدی روبرو است. 


آیا صادرات نفت ایران به صفر می‌رسد؟

بر اساس تحلیل داده‌های موجود و رفتار تهاجم دریایی ایالات متحده، سه سناریوی محتمل برای پایان سال ۲۰۲۶ متصور است؛

  1. سناریوی انسداد کامل (احتمال ۳۵٪): آمریکا با استفاده از فناوری‌های ماهواره‌ای پیشرفته و همکاری با بنادر واسط (مانند امارات و مالزی)، تمامی منافذ کشتی‌به‌کشتی  را مسدود می‌کند؛ در این حالت، صادرات ایران به زیر ۳۰۰ هزار بشکه در روز سقوط خواهد کرد و کشور با بحران تامین کالاهای اساسی روبرو می‌شود.
  2. سناریوی بقای حداقلی (احتمال ۵۰٪): چین برای جلوگیری از فروپاشی کامل ایران و حفظ اهرم فشار خود علیه آمریکا، به خرید مقادیر اندک نفت مثلاً حدود ۵۰۰ تا ۷۰۰ هزار بشکه، از طریق سیستم‌های مالی مخفی ادامه می‌دهد؛ در این سناریو، اقتصاد ایران در وضعیت کما باقی می‌ماند.
  3. سناریوی برخورد سخت (احتمال ۱۵٪): ایران در واکنش به توقیف همه‌جانبه نفت‌کش‌ها، اقدام به تهدید یا بستن تنگه هرمز می‌کند. این اقدام منجر به جهش قیمت نفت به بالای ۹۰ دلار می‌شود و احتمالاً پاسخ نظامی مستقیم آمریکا را در پی خواهد داشت.

 

در نتیجه کارزار فشار حداکثری ۲.۰ دونالد ترامپ، تفاوتی ماهوی با دوره‌های پیشین دارد؛ این بار هدف تنها تحریم نیست، بلکه مصادره فیزیکی و بایکوت تعرفه‌ای است. توقیف نفت‌کش‌های ناوگان سایه در ژانویه ۲۰۲۶ و تهدید به وضع تعرفه ۲۵ درصدی بر شرکای تجاری ایران، عملاً صادرات نفت را به یک فعالیت پرهزینه و کم‌سود برای خریداران تبدیل کرده است. عقب‌نشینی هند از چابهار و بی‌میلی چین به سرمایه‌گذاری‌های زیرساختی، ایران را از کریدورهای جهانی حذف کرده است. با ریزش ۵۰ درصدی درآمدهای نفتی در بودجه ۱۴۰۵ و گسترش اعتراضات داخلی، تهران با سخت‌ترین آزمون بقا در تاریخ معاصر خود روبرو است.

دسته بندی: اسلاید / کلان
تبلیغ

نظر شما

  • نظرات ارسال شده شما، پس از بررسی و تأیید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
نام شما : *
ایمیل شما :*
نظر شما :*
کد امنیتی : *
عکس خوانده نمی‌شود
برای کد جدید روی آن کلیک کنید