آب هدررفته در باغات محلی؛
از جیرهبندی تهران تا بی آبی دشتیاری؛ پازل ترکیبی کم آبی و سوءنظارت با ما چه خواهد کرد؟
در حالی که مسعود پزشکیان به عنوان رئیسجمهور هشدار داده است که حتی امکان تخلیه تهران تا آذرماه بهدلیل بحران آب وجود دارد، فیلمی سادهانگارانه از جنوب شرقی کشور به ما میگوید که بحران فراتر از تهدید باران نیامدن است.
به گزارش میار، آب زلالی که از خط انتقال سد زیردان جاریست، نه به شبکه تصفیه و شرب میرسد و نه ذخیره میشود، بلکه به دلایلی هدر می رود، نشانهای آشکار از خطای مدیریتی بههمراه بحران اقلیمی.
از تهران تا چابهار؛ از هشدار تا واقعیت
تهران این روزها نفسنفس میزند؛ رئیسجمهور صراحتاً گفته است که اگر باران نیاید، پایتخت ممکن است خالی شود و در همان حال، در بخش جنوبشرقی استان سیستان و بلوچستان، ساکنان محلی فیلمی ارسال کردهاند؛ تصویری از آب جاری در لولهای که قرار بود به شبکه تصفیه برسد اما عملاً دارد به هدر میرود و طبق چیزی که گوینده ویدئو میگوید در واقع این آب به سمت باغات موز میرود.
بنابر ویدئوی ارسالی، در واقع همزمان که شعار مدیریت مصرف داده میشود، صحنهای دیگر در حال وقوع است: خروج آب از زیرساختی عمومی و صرفاً جهت آبیاری باغات محلی، آنهم بدون کنترل و بدون بازگشت، در منطقهای که یکی از نقاط بحرانی آب کشور است.
این تصویر نه صرفاً نمونه کمبود بارش، که نمادی از ضعف نظارت، فرسودگی زیرساخت و تصمیمهای مدیریتی ناهماهنگ است.
فیلم میدانی چه میگوید؟
فیلم ارسالی، ساده اما تکاندهنده است:
- لولهای که از سد زیردان به سمت تصفیهخانه راه دارد، آب آزاد رها میکند.
- آب، بهجای رفتن به سیستم شرب یا ذخیرهسازی، بهسمت باغات محلی هدایت میشود، برداشت خارج از چارچوب یا به عبارتی، مصرف خودسرانه.
- محلیها که در منطقه باغ موز کاشتهاند، از این جریان منتفع میشوند؛ این روند سابقه دارد و اکنون با تشدید شرایط کمآبی، وضعیت بحرانیتر شده است.
- در منطقهای که روستاها هنوز از آب سالم شرب محروماند، این تصویر بهمثابه زنگ خطری روشن است.
چرا ما به این حادثه باید دقیق نگاه کنیم؟
سه محور اصلی بحران را باید در کنار هم تصور کنیم:
- منبع: استان سیستان و بلوچستان یکی از نقاط شاخص کمآبی در کشور است؛ خشکسالی بلندمدت بستر اصلی ماجراست.
- زیرساخت: سد زیردان که در ۱۴۰ کیلومتری شمال شهر چابهار احداث شده، برای تأمین آب شرب، کشاورزی و صنعت طراحی شده است اما خط انتقالها و شبکههای پاییندست هنوز هم ناقص یا فرسودهاند.
- نظارت و حکمرانی مصرف: برداشتهای غیررسمی، نشتها، ضعف در مانیتورینگ و نبود شفافیت در تخصیص آب، معضلی جدیست. بهویژه زمانی که جریان آب به باغات محلی میرود بدون اینکه رصد شود.
نتیجه چه میشود، بحران دیگر صرفاً کمبود بارش نیست، بلکه ترکیبی از کمآبی با مدیریت ناکارآمد است.
پیامدها؛ چه چیزی در معرض خطر است؟
- دسترسی پایدار به آب شرب پاک برای هزاران نفر از اهالی شهرها و روستاها در این منطقه به خطر افتاده است.
- معیشت کشاورزان و باغداران ممکن است تخریب شود؛ فشار ناشی از آب کم و مدیریت نامناسب میتواند مهاجرت اجباری را تشدید کند.
- هزینههای اقتصادی و اجتماعی افزایش مییابد؛ از تانکرهای اضطراری و آبرسانی موقت تا اختلال در بهداشت و آموزش.
- تنشهای اجتماعی در مناطقی که دسترسی به آب نابرابر شده، افزایش میابد؛ تصویر آب برای بعضیها هست و برای بسیاری نیست به سرعت ملموس میشود.
دولت باید استان سیستان و بلوچستان را در فهرست اولویتهای عملیاتی، نه فقط در قالب وعدههای بلندمدت، قرار دهد: اقدام فوری میدانی همراه با برنامه ساختاری باید آغاز شود.
اگر تهران امروز هشدار میدهد، استان سیستان و بلوچستان سالهاست در لبه پرتگاه هشدار ایستاده است؛ تفاوت این است که در اینجا دیگر نمیشود منتظر فردا ماند؛ باید اکنون عمل کرد.
بنابراین گزارش و فیلمی که شهروندان فرستادند، باید پذیرفت این فقط یک قاب ویدئویی ساده نیست؛ بلکه هشدار بلافاصله و ملموسی است از خطر تبدیل بحران کمآبی به فروپاشی دسترسی پایدار به آب شرب و معیشت.
اگر نحوه مدیریت در استان تغییر نکند، از تعمیر لوله تا تغییر الگوی کشت و نظارت شفاف، این پیام فقط باقی نخواهد ماند؛ آب برای بعضیها هست و برای بسیاری نیست.
دولت مرکزی و مخصوصاً رئیسجمهور باید برنامهای فوری، با هدفگذاری روشن برای استان سیستان و بلوچستان اعلام کنند تا از تخریب معیشت و آسیب انسانی بیشتر جلوگیری شود.

