تابستان ایران در تاریکی؛
20 هزار مگاوات کسری؛ لااقل همه قطعی های برق را با برنامه کنید
پیام شهروند چابهاری، مبنی بر «قطعیهای مکرر و بیبرنامه برق» در محلهای از این شهر، نه یک شکایت محلی، بلکه زنگ خطری برای بحرانی ملی در تابستان ۱۴۰۴ بود که همچنان با گرما بر تن نحیف تولید برق کشور تازیانه می زند؛ باید در نظر داشت همین بحران است که اکنون دولت را به اعمال تعطیلی گسترده ادارات دولتی، مانند آنچه که در شنبه گذشته دیدیم، واداشته است.
به گزارش میار، بامداد گذشته، پیامی از عبدالباسط بهرامی، فعال فرهنگی و اجتماعی بلوچ ساکن چابهار به دست ما رسید. او در این پیام از «قطعیهای مکرر و بیبرنامه» در محله جمهوری ۱۰ (پشت بیمارستان امام علی) گلایه کرده و خواستار تعویض سیمهای فرسوده و نصب ترانسهای بزرگتر شده است. هرچند این شکایت از یک نقطه جغرافیایی خاص ارسال شده اما مضمون آن بازتاب یک مشکل گسترده در سراسر کشور است: خاموشیهای خارج از برنامه که نهفقط رفاهِ روزمره شهروندان را هدف گرفته، بلکه تولید، خدمات و ثبات اقتصادی را نیز تهدید میکند.
وضعیت ملی؛ اعداد و واقعیتها
- مقامات و گزارشهای رسمی از وقوع «ناترازی» (کسر تولید نسبت به نیاز) گسترده در سال ۱۴۰۴ خبر دادهاند؛ مقامات دولت و رسانههای داخلی از رقمی در حدود ۲۰ هزار مگاوات کسری در اوج فصل گرما سخن گفتهاند.
- خبرنامهها و گزارشهای بینالمللی و داخلی همچنین از اتخاذ تمهیداتی مانند تعطیلی یکروزه ادارات یا اعلام تعطیلیهای موقتی برای کاستن فشار بر شبکه خبر دادهاند؛ بررسیها نشان میدهد تولید روزانه/ساعتی برق کشور در اوجِ موج گرما گاهی دهها هزار مگاوات کمتر از تقاضای برآوردی بوده است.
- سهم منابع تجدیدپذیر تا همین سالهای اخیر بسیار اندک باقی مانده: بررسیهای سازمانهای بینالمللی و نهادهای داخلی، پتانسیل خورشیدی ایران را بیش از ۶۰ هزار مگاوات و پتانسیل بادی را در مرتبهی دهها هزار مگاوات برآورد کردهاند؛ این در حالی است که ظرفیت تجدیدپذیر متصل به شبکه تا میانههای ۱۴۰۴ حدود یک تا دو هزار مگاوات بوده و رشد سریع اما از نظر سهم کلی هنوز اندک است.
ریشههای بحران؛ ترکیبی از ساختار، سرمایه و اقلیم
گزارشها و تحلیلهای تخصصی ریشههای بحران کنونی را چندوجهی میدانند:
- فرسودگی شبکه انتقال و توزیع
سطح تلفات شبکه در ایران بهمراتب بالاتر از میانگین جهانی گزارش شده است؛ مطالعات و آمار رسمی از تلفات حدود ۱۰ درصد (در مقابل میانگین جهانی ~۷ درصد) و هدررفت قابلتوجه خبر میدهند که بخشی از آن ناشی از تجهیزات و خطوط قدیمی است. بازسازی و نوسازی این شبکه سالها به تأخیر افتاده است. - کمبود سرمایهگذاری و مشکلات تأمین قطعات
تحریمها، تنگنای مالی دولت و اولویتبندیهای بودجهای موجب شده تأمین سرمایه برای ساخت نیروگاههای جدید، نوسازی ترانسها و خطوط و خرید تجهیزات حیاتی با تأخیر مواجه شود. گزارشها نشان میدهند برای حل بنیادی مشکل نیاز به میلیاردها دلار سرمایهگذاری است، رقمی که برآوردها و منابع متفاوت آن را بهصورتهای گوناگون گزارش کردهاند. - کاهش تولید برق آبی به دلیل خشکسالی
وابستگی به نیروگاههای برقآبی باعث شده کاهش بارش و افت مخازن سدها تولید برق را کاهش دهد و فشار بیشتری بر نیروگاههای حرارتی وارد شود. - مدیریت مصرف و مصارف غیرمتعارف
کارشناسان میگویند صرفاً تمرکز بر کاهش مصرف خانگی بدون اصلاح ساختار تولید و توزیع، راهحل پایدار نیست. از سوی دیگر مقامات بارها به مسئله استخراج غیرقانونی رمزارزها اشاره کردهاند که مصرف قابلتوجهی از شبکه را به خود اختصاص میدهد، گزارشهای رسمی مصرف «حدود ۱۰۰۰ مگاوات» یا بیشتر برای مزارع غیرقانونی را ذکر کردهاند. - پیامدها؛ از خانوادهها تا صنایع
- خانوادهها و آسیبپذیران: خاموشیهای بیاطلاع ساعاتی، خصوصاً در روزهای گرم، برای بیماران نیازمند به تجهیزات پزشکی، سالمندان و کودکان مخاطرهآمیز است و بیمارانِ بستریِ خانگی را در وضعیت خطرناکی قرار میدهد.
- بخش صنعتی و تولیدی: کارخانهها و خطوط تولید بهدلیل قطعی مکرر متحمل خسارت شدهاند؛ برخی صنایع سنگین مانند فولاد و صنایع پتروشیمی گزارش خسارات میلیاردی دادهاند و برای پشتیبانی تولید ناچار به استفاده از ژنراتورهای دیزلی پرهزینه و آلاینده شدهاند. برخی گزارشها خسارات عظیم چندمیلیارد دلاری ناشی از خاموشیها را منعکس میکنند (برآوردها و ارقام متفاوت است؛ برای مثال گزارشهایی از ضررهای روزانه یا سالانه به میلیاردها دلار/تریلیونِ ریال منتشر شدهاند که بسته به منبع متفاوتند).
- فعالیتهای خدماتی و کسبوکارهای خرد: فروشگاهها، مراکز درمانی، داروخانهها و کسبوکارهای کوچک در برابر زیانهای عملیاتی، فساد کالاهای فاسدشدنی و کاهش درآمد قرار گرفتهاند.
پیامد اجتماعی و سیاسی
نارضایتی عمومی و تجمعات اعتراضی در برخی شهرها گزارش شده و دولت نیز چاره را در تعطیلیهای مقطعی و اعلام جداول خاموشی دیده است. این وضعیت با اعمال فشار بر نهادهای محلی برای پاسخگویی و شفافسازی همراه شده است.
چه باید کرد؟ (پیشنهادهای فوری و میانمدت)
اقدامات فوری (در هفتهها و شاید هم ماه های پیشِ رو):
- انتشار جداول شفاف خاموشی و اطلاعرسانی دقیق به شهروندان؛ این اقدام میتواند سطح نارضایتی را کاهش دهد و امکان برنامهریزی اقتصادی و پزشکی را فراهم کند.
- هدفگذاری برای تعمیر و تعویض سریعِ ترانسها و سیمهای فرسوده در مناطق بحرانی (اولویتدهی بر مناطقی که پیامهای مردمی مکرر دریافت میشود، مانند نمونه چابهار).
- شناسایی و انهدام مزارع غیرقانونی رمزارزها و قطع دسترسی آنها به شبکه (همزمان با فراهمسازی مکانیزم قانونی برای بهرهگیری از مزارع قانونی و مالیاتمحور).
راهکارهای میانمدت تا بلندمدت (سالهای آینده):
- نوسازی شبکه انتقال و توزیع با هدف کاهش تلفات از حدود ۱۰٪ به سطح بینالمللی؛ این کار نیازمند سرمایهگذاری قابلتوجه و برنامهریزی فنی است.
- شتابدهی به توسعه تجدیدپذیرها: ایران پتانسیل خورشیدی و بادی عظیمی دارد که میتواند با برنامهریزیِ هوشمندانه ظرف چند سال سهم قابلتوجهی از سبد تولید را تأمین کند؛ همزمان با تسهیل جذب سرمایهگذاری داخلی و خارجی و مدلهای سرمایهگذاری نوین، صندوقهای سبز، تضمین خرید.
- اصلاح ساختار قیمتی و انگیزشی: کاهش یارانههای غیرهدفمند و طراحی مشوقها برای مصرف بهینه و سرمایهگذاری در بهرهوری صنعتی.
- افزایش شفافیت و نظارت مردمی: سامانههای گزارشگیری مردمی و انتشار دادههای لحظهای بار و تولید میتواند اعتماد عمومی را افزایش دهد.
زنگهشدار ملی
پیام عبدالباسط بهرامی از چابهار، صرفاً روایت یک محله نیست؛ این پیام نمادِ یک شبکهی خسته است که نیازمند بازسازی، سرمایهگذاری و شفافیت فوری است. حل بحران برق، فراتر از موضوع رفاهی است: موضوعی است راهبردی و اقتصادی که موفقیت یا شکست آن بر تولید ملی، سلامت عمومی و ثبات اجتماعی تأثیر مستقیم خواهد گذاشت. برای جلوگیری از تکرار تابستانهایی که «با تاریکی گره میخورند»، نیاز به اراده سیاسی، منابع مالی هدفمند و مدیریت علمی و شفاف داریم.

