پنج شنبه، 25 تیر 1405
پایگاه خبری میار » اجتماعی » جهان » مرگ بیش از ۱۶ هزار کودک در غزه؛ چرا آتش‌بس تنها یک رویا باقی مانده؟

در سایه حمایت دائمی آمریکا از اسرائیل؛

مرگ بیش از ۱۶ هزار کودک در غزه؛ چرا آتش‌بس تنها یک رویا باقی مانده؟

0
43
کد خبر: 74610

اسرائیل از ۷ اکتبر تا به اکنون با ادعای صلح گستری، بیش از ۱۶ هزار کودک را به شهادت رسانده است! با بررسی نقش آمریکا، اسرائیل، حماس و جامعه بین‌المللی، سوال اصلی این است: آیا دنیا آماده رسیدگی به علل ریشه‌ای درگیری است؟

 

به گزارش میار، پاسخ جامعه بین‌المللی به اقدامات اسرائیل در غزه با ترکیبی از سخنوری دیپلماتیک، مداخله عملی محدود و محدودیت‌های ساختاری ریشه‌دار در شکاف‌های ژئوپلیتیکی و چارچوب‌های قانونی مشخص شده است. این گزارش دینامیک‌هایی را بررسی می‌کند که این پاسخ خاموش را شکل داده‌اند و بر قطعنامه‌های سازمان ملل، تقسیمات ژئوپلیتیکی، مکانیسم‌های قانونی امکان‌دهنده عملیات نظامی اسرائیل، شباهت‌ها با سایر درگیری‌ها و تحول احساسات عمومی جهانی استوار است.

 

شورای امنیت سازمان ملل متحد (UNSC) بارها قطعنامه‌هایی صادر کرده که خواستار آتش‌بس و تأکید بر تحویل کمک‌های بشردوستانه در مناطق درگیری است، اصولی که به طور نظری می‌تواند بر رفتار اسرائیل در غزه اعمال شود. به عنوان مثال، قطعنامه S/RES/2773 که در فوریه ۲۰۲۵ تحت فصل هفتم منشور ملل متحد تصویب شد، درخواست فوری برای آتش‌بس‌های بدون قیدوشرط در درگیری‌های مسلحانه را تکرار کرد. در حالی که این قطعنامه عمدتاً بحران M23 در جمهوری دموکراتیک کنگو (DRC) را مورد خطاب قرار می‌دهد، تأکید آن بر توقف فوری خصومت‌ها منعکس‌کننده هنجارهای گسترده‌تر قابل اعمال به درگیری اسرائیل و فلسطین است. به طور مشابه، قطعنامه S/RES/2764 که در دسامبر ۲۰۲۴ تصویب شد، بر نیاز به محافظت از کودکان در طول انتقال‌ها در عملیات صلح تأکید کرد - موضوعی حیاتی با توجه به گزارش‌های مکرر تلفات کودکان در غزه. علیرغم این فراخوان‌ها، مکانیسم‌های اجرایی توسط منافع ژئوپلیتیکی محدود شده‌اند، همانطور که در ممتنع بودن روسیه در قطعنامه S/RES/2760 مشهود است که تمدید مأموریت نیروی امنیتی موقت سازمان ملل برای ابیهی (UNISFA) را تجدید کرد. این اولین بار از زمان تأسیس UNISFA در سال ۲۰۱۱ بود که یک عضو دائمی شورای امنیت از حمایت خودداری کرد که شکاف‌های عمیق‌تر میان بازیگران کلیدی مؤثر بر پاسخ به بحران‌های منطقه‌ای را برجسته می‌کند. چنین تقسیم‌بندی‌هایی اقدام متحد علیه نقض قوانین بین‌المللی را پیچیده می‌کند و فشار جمعی بر اسرائیل در مورد استراتژی‌های نظامی آن را تضعیف می‌کند.

 

چارچوب‌های قانونی نیز نقش مهمی در امکان‌پذیری عملیات اسرائیل بدون مخالفت قابل توجه ایفا می‌کنند. بسته کمک نظامی قوی آمریکا به اسرائیل نمونه‌ای از این پویایی است. تحت یادداشت تفاهم (MOU) که از سال مالی ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۸ را پوشش می‌دهد، آمریکا متعهد به ۳۸ میلیارد دلار کمک نظامی شده است، از جمله ۳۳ میلیارد دلار کمک‌های مالی نظامی خارجی (FMF) و ۵ میلیارد دلار برای برنامه‌های دفاع موشکی. این حمایت مالی، ادراکات از دینامیک قدرت نابرابر در مقابل حماس و دیگر مخالفان را تقویت می‌کند. علاوه بر این، تلاش‌های مشترک بر روی سیستم‌های دفاع موشکی مانند گنبد آهنین و پیکان III قابلیت‌های دفاعی اسرائیل را افزایش می‌دهد، خطرات ناشی از بازیگران غیردولتی را کاهش می‌دهد و در عین حال مذاکرات آتش‌بس را پیچیده می‌کند. با این حال، بحث‌ها در مورد اینکه آیا چنین کمکی به طور غیرمستقیم از گسترش شهرک‌ها حمایت می‌کند یا چشم‌اندازهای راه‌حل دو دولتی را تضعیف می‌کند، ادامه دارد. علاوه بر این، مکانیسم‌هایی مانند ذخایر جنگی متحدان-اسرائیل (WRSA-I) مزایای لجستیکی فراهم می‌کنند و به اسرائیل اجازه دسترسی سریع به مهمات در طول بحران‌ها را می‌دهند. در حالی که این ترتیبات ظرفیت عملیاتی اسرائیل را تقویت می‌کند، سؤالاتی را در مورد پاسخگویی هنگامی که سلاح‌های تأمین‌شده توسط آمریکا در مناطق مورد مناقشه مانند غزه استفاده می‌شوند، ایجاد می‌کند.

 

می‌توان شباهت‌هایی بین مداخلات محدود در اقدامات اسرائیل و دیگر سناریوهای ژئوپلیتیکی که در آن میانجی‌گری بین‌المللی با شکست مواجه شد، ترسیم کرد. به عنوان مثال، مأموریت حمایتی سازمان ملل در لیبی (UNSMIL) به دلیل انتصاب‌های تأخیری و رهبری پراکنده با چالش‌هایی مواجه شد و تلاش‌ها برای ثبات را علیرغم مأموریت‌های تمدیدشده مختل کرد. به طور مشابه، تلاش‌ها برای کارگزاری راه‌حل‌های پایدار در درگیری‌های طولانی مانند اختلاف اسرائیل و فلسطین اغلب با موانعی ناشی از شکاف‌های تداوم نهادی و مشارکت ناکافی بازیگران منطقه‌ای مواجه می‌شود. نقش مصر و قطر به عنوان واسطه، اهمیت مشارکت پایدار ذینفعان محلی را برجسته می‌کند اما نفوذ آن‌ها همچنان توسط تنش‌های ژئوپلیتیکی گسترده‌تر محدود شده است.

 

تغییرات احساسات عمومی در سطح جهان بیشتر ناامیدی از عدم اقدام قاطع را نشان می‌دهد. در آمریکا، که به طور سنتی متحد سرسخت اسرائیل بوده است، حمایت عمومی به طور قابل توجهی کاهش یافته است. نظرسنجی‌های گالوپ در اوایل سال ۲۰۲۵ نشان داد که همدردی با اسرائیل تنها ۴۶٪ بود، کمترین میزان از سال ۲۰۰۱، در حالی که همدردی با فلسطینیان به رکورد ۳۳٪ رسید. میان دموکرات‌ها، حمایت به ۲۱٪ سقوط کرد و شکاف حزبی شدیدی ایجاد کرد زیرا حمایت جمهوری‌خواهان همچنان قوی بود و ۷۵٪ بود. آمریکایی‌های جوان ۱۸-۳۴ ساله تغییرات حتی چشمگیرتری را نشان می‌دهند، با حمایت از اسرائیل که از ۶۵٪ در سال ۲۰۱۸ به ۲۹٪ در سال ۲۰۲۵ کاهش یافته است، در حالی که ۴۸٪ اکنون با فلسطینیان همدردی می‌کنند. این تغییرات نسلی، ناامیدی فزاینده از رفتار اسرائیل در طول جنگ غزه را نشان می‌دهد و خطرات بلندمدتی برای اجماع دوحزبی که روابط آمریکا و اسرائیل را حفظ می‌کند، ایجاد می‌کند. تلاش‌ها برای مقابله با حمایت رو به کاهش شامل سرمایه‌گذاری ۱۵۰ میلیون دلاری در دیپلماسی عمومی با هدف آموزش مخاطبان جوان و احیای برنامه‌های مطالعات اسرائیل در دانشگاه‌ها است!

 

 امکان‌پذیری توافق و خلأهای بالقوه

 

امکان‌پذیری هر توافقی بین اسرائیل و حماس به وضوح، انصاف و قابلیت اجرای شرایط آن بستگی دارد. پیشنهادهای اخیر برای آتش‌بس در پس‌زمینه درگیری طولانی، بحران‌های بشردوستانه و مانورهای ژئوپلیتیکی ظهور کرده‌اند. در حالی که این تلاش‌ها هدف ایجاد ثبات موقت از طریق تبادل زندانیان، خروج نیروهای اسرائیلی از مناطق پرجمعیت و افزایش کمک‌های بشردوستانه را دارند، موفقیت آن‌ها منوط به رسیدگی به ابهامات ساختاری است که می‌تواند اجرای بلندمدت را تضعیف کند.

 

در هسته پیشنهاد آتش‌بس تلاشی برای متعادل‌سازی منافع رقابتی دو طرف وجود دارد. به عنوان مثال، رویکرد مرحله‌ای شامل آتش‌بس ۴۲ روزه است که طی آن اسرای اسرائیلی در غزه با زندانیان فلسطینی تبادل می‌شوند، همراه با تعهدات برای بهبود دسترسی بشردوستانه. با این حال، ارزیابی‌ها، عدم تقارن‌هایی را نشان می‌دهد که اولویت‌های امنیتی اسرائیل بر نگرانی‌های حاکمیتی فلسطینیان ترجیح داده می‌شود. تأکید بر انحلال حماس به عنوان پیش‌شرط صلح - که توسط وزیران راست‌گرای افراطی اسرائیل مانند ایتامار بن‌گیویر حمایت می‌شود - به شدت با فراخوان‌های بین‌المللی برای راه‌حل دو دولتی که بر به رسمیت‌شناسی و همزیستی متقابل تأکید دارد، در تضاد است. چنین ناهماهنگی‌هایی نشان می‌دهد که چگونه فشارهای سیاسی داخلی در اسرائیل مذاکرات را شکل می‌دهد و اغلب آرزوهای منطقه‌ای گسترده‌تری را که توسط ذینفعانی مانند عربستان سعودی و فرانسه بیان می‌شود، کنار می‌گذارد.

 

یک منطقه نگرانی قابل توجه در خلأهای بالقوه نهفته در چارچوب پیشنهادی است. زبان مبهم در مورد جدول زمانی و مکانیسم‌های اجرایی، خطر عدم پایبندی یا تفسیر مجدد را ایجاد می‌کند. به عنوان مثال، در حالی که این معامله گام‌هایی به سمت برداشتن محاصره‌ها و تسهیل بازسازی در غزه را ترسیم می‌کند، فاقد معیارهای خاص یا اقدامات پاسخگویی برای تضمین پایبندی است. به طور مشابه، ارجاعات به "کمک‌های بشردوستانه" به موانع سیستماتیک جلوگیری از توزیع عادلانه منابع، از جمله محدودیت‌های تحمیل‌شده توسط اسرائیل بر واردات و صادرات، نمی‌پردازد. این ابهامات نه تنها اعتماد را تضعیف می‌کند، بلکه فرصت‌هایی را برای هر دو طرف برای بهره‌برداری از شکاف‌های توافق برای مزیت راهبردی ایجاد می‌کند.

 

پیش‌بینی‌های کارشناسی نشان می‌دهد که احتمال پذیرش پیشنهاد فعلی توسط حماس به شدت به تأثیرات خارجی و فشارهای داخلی بستگی دارد. میانجی‌گران منطقه‌ای، به ویژه قطر و مصر، به طور تاریخی نقش محوری در کارگزاری معاملات قابل پذیرش برای هر دو طرف ایفا کرده‌اند. با این حال، تقسیمات داخلی در میان جناح‌های فلسطینی این محاسبه را پیچیده می‌کند، همانطور که فرقه‌گرایی تشدیدشده توسط دهه‌ها اشغال و محاصره نشان می‌دهد. علاوه بر این، به رسمیت شناختن فلسطین توسط کشورهایی مانند ایرلند، اسپانیا و نروژ اهرم دیپلماتیک حماس را تقویت کرده است و به طور بالقوه مقاومت در برابر شرایط یک‌جانبه‌ای که نامطلوب تلقی می‌شود را جسور می‌کند. در مقابل، نارضایتی فزاینده از رهبری بنیامین نتانیاهو در اسرائیل ممکن است دولت او را تحت فشار قرار دهد تا مواضع مصالحه‌جویانه‌تری اتخاذ کند، اگرچه اتحادهای دیرینه با گروه‌های فوق‌ارتدکس و جنبش‌های شهرکساز همچنان انعطاف‌پذیری را محدود می‌کند.

 

تحلیل مقایسه‌ای توافق‌های نامتقارن در سایر درگیری‌ها به طور بیشتر خطرات مرتبط با شرایط نامتعادل را برجسته می‌کند. سوابق تاریخی، مانند توافق‌های اسلو، نشان می‌دهد که چگونه عدم رسیدگی به علل ریشه‌ای شکایت‌ها می‌تواند چرخه‌های خشونت را علیرغم پیشرفت سطحی تداوم بخشد. در ایرلند شمالی، توافق جمعه نیک تا حد زیادی به دلیل گفتگوی فراگیر و ترتیبات تقسیم قدرت که در پیشنهادهای فعلی برای اسرائیل-فلسطین غایب است، موفق شد. در مقابل، انتقال آفریقای جنوبی از آپارتاید اهمیت تضمین‌های معتبر و اصلاحات نهادی در پرورش صلح پایدار را برجسته می‌کند - عنصری که به طور آشکار در چارچوب‌های اخیر متمرکز بر توقف فوری خصومت‌ها غایب است.

 

برای کاهش این چالش‌ها، توصیه‌ها برای تضمین اجرای متعادل شامل ایجاد نهادهای نظارتی مستقل وظیفه‌دار تأیید پایبندی و حل اختلافات است. ترسیم واضح مسئولیت‌ها، همراه با مکانیسم‌های گزارش‌دهی شفاف، پاسخگویی را افزایش داده و فرصت‌های بهره‌برداری را کاهش می‌دهد. علاوه بر این، گنجاندن نظرات سازمان‌های جامعه مدنی و جوامع متأثر می‌تواند مشروعیت را تقویت کند و مالکیت محلی نتایج را پرورش دهد. در نهایت، مشارکت پایدار بازیگران بین‌المللی - به ویژه سازمان ملل و دولت‌های تأثیرگذار مانند آمریکا، عربستان سعودی و فرانسه - برای حفظ حرکت و رسیدگی به موانع نوظهور ضروری است.

 

چرایی اکراه حماس از قبول آتش بس

 

پیشنهاد آتش‌بس مورد حمایت آمریکا نشان‌دهنده نقطه عطفی حیاتی در درگیری اسرائیل و حماس است که مسیری برای کاهش تنش در میان بی‌اعتمادی عمیق و بحران‌های بشردوستانه ارائه می‌دهد. با این حال، امکان‌پذیری این پیشنهاد منوط به رسیدگی به شکایت‌های اصلی و تضمین اجرای عادلانه است. اکراه تاریخی حماس برای پذیرش آتش‌بس‌ها از نابرابری ادراک‌شده، وعده‌های شکسته و تهدیدهای وجودی برای حکمرانی آن ناشی می‌شود. تلاش‌های قبلی برای حل‌وفصل با شکست مواجه شده است و بدبینی را تقویت کرده است.

 

همسویی آمریکا با اسرائیل به طور بیشتر اعتمادسازی را پیچیده می‌کند، زیرا کمک‌های نظامی قابل توجه، ادراکات از دینامیک قدرت نابرابر را تقویت می‌کند. هدف‌گیری مداوم غیرنظامیان توسط اسرائیل در غزه نگرانی‌های اخلاقی و حقوقی ایجاد می‌کند، تنش‌ها را تشدید و تلاش‌های دیپلماتیک را پیچیده می‌کند. علیرغم محکومیت گسترده، جامعه بین‌المللی با محدودیت‌های ساختاری در اجرای پاسخگویی مواجه است، با شکاف‌های ژئوپلیتیکی و چارچوب‌های قانونی که عملیات نظامی اسرائیل را امکان‌پذیر می‌سازد.

 

با توجه به این چالش‌ها، امکان‌پذیری دستیابی به توافق به رسیدگی به ابهامات ساختاری و تضمین اجرای متعادل بستگی دارد. توصیه‌ها شامل ایجاد نهادهای نظارتی مستقل، ترسیم واضح مسئولیت‌ها و مکانیسم‌های گزارش‌دهی شفاف است. گنجاندن نظرات جامعه مدنی و مشارکت پایدار بازیگران بین‌المللی برای حفظ حرکت و پرورش مالکیت محلی نتایج حیاتی هستند.

 

در نهایت، موفقیت پیشنهاد آتش‌بس مستلزم تعهد واقعی به راه‌حل‌های عادلانه مبتنی بر عدالت و فراگیری است. تنها از طریق دیپلماسی جامع که به علل ریشه‌ای رسیدگی کند، صلح پایدار قابل دستیابی است.

دسته بندی: جهان / اسلاید
تبلیغ

نظر شما

  • نظرات ارسال شده شما، پس از بررسی و تأیید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
نام شما : *
ایمیل شما :*
نظر شما :*
کد امنیتی : *
عکس خوانده نمی‌شود
برای کد جدید روی آن کلیک کنید