اقتصاد ایران در انتظار توافق؛
نشانههای پیشرفت در مذاکرات هستهای ایران و آمریکا/ تحریمها بهزودی لغو میشوند؟
هفتههای آینده تعیینکننده خواهند بود، اگر مذاکرات با گامهای مشخص پیش رود، ایرانیان میتوانند انتظار تسکین اقتصادی در سال 2025 داشته باشند، در غیر این صورت، مشقتها تشدید خواهد شد.
به گزارش میار، در هفتههای اخیر، تهران و واشنگتن در مذاکرات غیرمستقیم هستهای خود لحنی بهطرز غیرمعمولی خوشبینانه نشان دادهاند. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، به خبرنگاران گفت که آخرین دور مذاکرات «بسیار خوب» پیش رفته و اشاره کرد که ممکن است «خبر خوبی» در روزهای آینده اعلام شود. دو روز پس از اظهارات ترامپ، مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، برای دیدار با مقامات عمان به مسقط سفر کرد؛ کشوری که میانجیگری مذاکرات را بر عهده دارد. این سفر نشانهای از جدیت ایران در پیگیری مذاکرات است. سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، اسماعیل بقایی، نیز بهصورت عمومی اعلام کرد که ایران در صورت نشاندادن حسن نیت واقعی از سوی مذاکرهکنندگان آمریکایی، «خوشبین» باقی خواهد ماند. یک مقام عمانی نیز گزارش داد که پنجمین دور مذاکرات در رم به «پیشرفتهایی» منجر شده و مسائل باقیمانده در نشست بعدی روشن خواهد شد.
در داخل ایران، رسانههای دولتی نیز بازتابدهنده امیدواری محتاطانهای بودهاند. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، در گفتوگو با تلویزیون ایران اظهار داشت که آخرین نشست «یکی از حرفهایترین» دورهای مذاکرات تاکنون بوده و صرف قرارگرفتن در یک «مسیر معقول» خود نشانهای مثبت است. او تأکید کرد که ایران مواضع خود را قاطعانه بیان کرده و افزود که اگر خواستههای اصلی ایران، از جمله رفع محدودیتهای تحمیلشده بر غنیسازی اورانیوم، برآورده شود، طرفین میتوانند به توافق نزدیک شوند. این تحولات پس از ماهها دیپلماسی کمسروصدا رخ داده است؛ از آوریل تاکنون، عمان بهصورت محرمانه میزبان پنج دور مذاکره بین هیئتهای ایرانی و آمریکایی بوده و دور ششم نیز بهزودی در مسقط برگزار خواهد شد.
همزمان، ایران از نظر اقتصادی برای یک پیشرفت احتمالی آماده شده است. در روز سفر پزشکیان به مسقط، رئیس کل بانک مرکزی ایران نیز برای گفتوگو درباره همکاریهای بانکی و تجاری به عمان سفر کرد. بیانیه دفتر رئیسجمهور حاکی از آن بود که پزشکیان از سلطان عمان به دلیل تسهیل مذاکرات تشکر کرده و ابراز امیدواری کرد که این روند به «نتایج مثبت» منجر شود. در مجموع، این اقدامات – دیدارهای سطح بالا، خوشبینی عمومی مذاکرهکنندگان و گفتوگوهای اقتصادی مقدماتی – نشانههای روشنی از جدیت دو طرف در این مرحله هستند.
توافق یا بنبست؟ ارزیابی چشمانداز کنونی
با وجود اظهارات خوشبینانه، موانع جدی همچنان پابرجاست. هر دو طرف بهصورت عمومی بر خطوط قرمز خود تأکید دارند. رهبری ایران بارها اعلام کرده است که غنیسازی اورانیوم حقی حاکمیتی است. رهبر انقلاب، آیتالله خامنهای، هرگونه درخواست برای توقف غنیسازی را «غیرمنطقی و غیرقابلقبول» خوانده و هشدار دادهاند که در صورت محدود شدن حقوق هستهای ایران، مذاکرات ممکن است به شکست منجر شود. در مقابل، دولت آمریکا صراحتاً اعلام کرده که تولید اورانیوم با غنای بالا توسط ایران را نمیپذیرد و خواستار تعیین سقفی برای فعالیتهای هستهای ایران است. مقامات ایرانی تأکید دارند که اصرار بر توقف کامل غنیسازی به معنای «عدم توافق» است و هرگونه پیمانی که آنها را به تعلیق کامل برنامه هستهای وادار کند، رد خواهد شد.
این مواضع سرسختانه نشان میدهد که دستیابی به یک توافق جامع قطعی نیست. اواسط مارس، رئیسجمهور آمریکا ضربالاجلی دو ماهه تعیین کرد و حتی تهدید کرد که در صورت عدم توافق تا اواسط مه، «اقدامی بیسابقه» انجام خواهد داد. بااینحال، این ضربالاجل بدون درگیری نظامی سپری شد و دو طرف بهصورت محرمانه مذاکرات را از سر گرفتند. این امر نشاندهنده عدم تمایل طرفین به درگیری نظامی است و همزمان به این معناست که با پایان ضربالاجل، زمان برای دستیابی به توافق همچنان باز است. تحلیلگران معتقدند خوشبینی عمومی ممکن است تا حدی نشانهای دیپلماتیک باشد تا ضمانتی برای موفقیت قریبالوقوع. برخی پیشنهاد میکنند که واشنگتن ممکن است به یک توافق پلکانی یا جزئی بهجای توافقی جامع رضایت دهد. بهطور مشابه، مقامات ایرانی اگرچه در ظاهر موضعی سختگیرانه دارند اما تأکید داخلی بر «بقای اقتصادی» – همانطور که پزشکیان بیان کرده – نشان میدهد که ممکن است برای تسکین اقتصادی، امتیازات محدودی ارائه دهند.
در مجموع، قریبالوقوع بودن توافق همچنان نامشخص است. هر دو دولت بهنظر مصمم به پیشرفت هستند: رئیسجمهور ایران با فرستادگان خارجی دیدار میکند، بانک مرکزی به دنبال توافقهای بانکی است و رئیسجمهور آمریکا از مذاکرات «بسیار خوب» تمجید میکند. بااینحال، بیاعتمادی عمیق و خواستههای متضاد همچنان مانع هستند. ناظران هشدار میدهند که حتی در صورت دستیابی به یک توافق مقدماتی یا اقدامات اعتمادساز، توافق نهایی ممکن است ماهها به طول انجامد.
سناریوهای احتمالی و احتمال وقوع
با توجه به شرایط کنونی، سه سناریوی اصلی محتملتر بهنظر میرسند. احتمال وقوع آنها بهصورت تقریبی به این شرح است: توافق جامع (15-25٪)، توافق جزئی یا موقت (40-60٪) و عدم توافق/فروپاشی مذاکرات (20-30٪). این درصدها بازتابدهنده نشانههای کنونی – فشار آمریکا برای دستیابی به نتایج، فشار اقتصادی بر ایران و شکافهای موجود در مسائل کلیدی – هستند. هر سناریو پیامدهای داخلی متفاوتی برای ایران خواهد داشت.
سناریو 1: توافق جامع هستهای (احتمال 15-25٪)
در این سناریو، تمام اختلافات هستهای حلوفصل میشود: ایران محدودیتهای مشخصی را برای برنامه غنیسازی خود میپذیرد و در مقابل، آمریکا و متحدانش تقریباً تمام تحریمهای مرتبط با فعالیتهای هستهای را لغو میکنند. پیامدها عبارتاند از:
- تحریمها: اکثر تحریمهای هستهای آمریکا لغو میشود. نفت و مؤسسات مالی ایران دوباره وارد بازارهای جهانی میشوند. محدودیتهای حملونقل نفت و بیمه برداشته شده و بانکهای ایرانی به سیستمهای بینالمللی دسترسی پیدا میکنند. کنگره آمریکا یا متحدان نیز بسیاری از محدودیتهای تجاری و سرمایهگذاری با ایران را تعلیق یا لغو خواهند کرد.
- صادرات نفت و درآمد دولت: صادرات نفت ایران بهطور چشمگیری افزایش مییابد. تولید فعلی حدود 3.3 میلیون بشکه در روز است اما تحریمها صادرات را به 1 تا 1.5 میلیون بشکه محدود کردهاند. با لغو تحریمها، صادرات میتواند به سطح پیش از تحریمها (حدود 2.5 تا 3 میلیون بشکه در روز) بازگردد. این امر دهها میلیارد دلار به بودجه ایران تزریق میکند. برای مثال، بودجه دولت بر اساس 1.85 میلیون بشکه در روز با قیمت تقریبی 67 دلار تنظیم شده است. دستیابی به 3 میلیون بشکه با قیمت 70 دلار، درآمد نفتی را تقریباً دو برابر کرده و کسری بودجه را بهشدت کاهش میدهد.
- ارز و تورم: ارزش ریال (تومان) بهطور قابلتوجهی تقویت میشود. در بازار سیاه، نرخ ارز اخیراً به حدود 100,000 تومان به ازای هر دلار رسیده بود. با لغو تحریمها، ریال ممکن است بخش عمدهای از ارزش خود را بازیابی کند و بهسمت 20,000 تا 30,000 تومان در هر دلار حرکت کند. ارز قویتر قیمت واردات را کاهش داده و تورم (که اکنون 40 تا 50 درصد است) میتواند در عرض یک سال به ارقام تکرقمی برسد. این امر قدرت خرید مصرفکنندگان را بهبود میبخشد.
- سرمایهگذاری خارجی: سیل سرمایهگذاری خارجی بازمیگردد. پروژههای انرژی، پتروشیمی، تولید و زیرساختی از سر گرفته میشوند. شرکتهای غربی و آسیایی که از سال 2018 کنار کشیده بودند، دوباره وارد بازار ایران میشوند. سرمایهگذاری مستقیم خارجی در صنعت، مالی و فناوری، رشد اقتصادی را تقویت میکند. بورس ایران احتمالاً با بازگشت اعتماد جهش خواهد کرد.
- هزینه زندگی و دستمزدها: با کاهش تورم و تسهیل واردات، هزینههای زندگی کاهش مییابد. کالاهای وارداتی – از مواد غذایی تا لوازم الکترونیکی – ارزانتر میشوند. دستمزدها و پساندازها ارزش بیشتری حفظ میکنند و اعتماد مصرفکننده بهبود مییابد.
- سیاست داخلی: توافق جامع، موفقیتی سیاسی برای دولت و میانهروها خواهد بود. آنها میتوانند ادعا کنند که تحریمهای فلجکننده را رفع کردهاند. جناحهای تندرو موقتاً نفوذ خود را از دست میدهند اما ممکن است دولت را به امتیازدهی بیش از حد متهم کنند.
سناریو 2: توافق جزئی یا موقت (احتمال 40-60٪)
در این سناریو، تهران و واشنگتن بر اقدامات محدودی توافق میکنند. ایران ممکن است غنیسازی را در سطح 3.5٪ (مشابه توافق 2015) نگه دارد و آمریکا برخی داراییها را آزاد یا صادرات نفت را تسهیل کند. پیامدها عبارتاند از:
- تحریمها: برخی تحریمها لغو یا تعلیق میشوند، بهویژه در بخش نفت. محدودیتهای مالی بهتدریج کاهش مییابد اما تحریمهای مرتبط با مسائل غیرهستهای باقی میمانند. ایران بهصورت محدود به سیستم بانکی جهانی دسترسی پیدا میکند.
- صادرات نفت: صادرات نفت به حدود 2 میلیون بشکه در روز افزایش مییابد. درآمدهای بودجه بهبود مییابد اما نه به اندازه توافق جامع. دولت همچنان با فشار مالی مواجه خواهد بود.
- ارز و تورم: ارزش ریال تا حدی بهبود مییابد (به حدود 60,000 تا 70,000 تومان در هر دلار). تورم به 20 تا 30 درصد کاهش مییابد اما قیمتها همچنان افزایش مییابد. قدرت خرید بهتدریج بهبود مییابد.
- سرمایهگذاری خارجی: سرمایهگذاری محتاطانهای در بخشهای خاص (مانند نفت) شکل میگیرد اما محدودیتهای باقیمانده، ورود گسترده سرمایه را محدود میکند.
- هزینه زندگی و درآمدها: هزینههای زندگی تا حدی کاهش مییابد و کالاهای ضروری ارزانتر میشوند. بااینحال، فشار بر طبقه متوسط ادامه خواهد داشت.
- سیاست داخلی: دولت توافق جزئی را بهعنوان گامی مثبت معرفی میکند اما تندروها آن را ناکافی میدانند. افکار عمومی ممکن است دچار دوپارگی شود.
سناریو 3: فروپاشی مذاکرات، عدم توافق (احتمال 20-30٪)
اگر مذاکرات شکست بخورد، پیامدها برای ایران شدید خواهد بود:
- تحریمها: تحریمهای فعلی پابرجا می ماند و حتی ممکن است تشدید شوند. ایران از نظر اقتصادی منزویتر خواهد شد.
- صادرات نفت: صادرات در سطح 1 تا 1.3 میلیون بشکه در روز باقی میماند یا کاهش مییابد. کسری بودجه افزایش می یابد و فشار مالی شدت میگیرد.
- ارز و تورم: ارزش ریال به 120,000 تا 150,000 تومان در هر دلار سقوط میکند. تورم به بالای 50 درصد جهش می کند و قدرت خرید بهشدت کاهش مییابد.
- سرمایهگذاری خارجی: عملاً متوقف میشود. فرار سرمایه تشدید شده و پروژههای صنعتی متوقف میمانند.
- هزینه زندگی: هزینههای زندگی سر به فلک میکشد. کمبود کالاهای اساسی افزایش مییابد.
- سیاست داخلی: تندروها تقویت می شوند و دولت به دلیل شکست مذاکرات تحت فشار قرار میگیرد.
پیامدهای داخلی: ایرانیان چه بهدست میآورند یا از دست میدهند؟
- تحریمها و اقتصاد: لغو تحریمها، اقتصاد ایران را احیا میکند، درحالیکه ادامه آنها به انقباض اقتصادی منجر میشود.
- تولید نفت و بودجه: توافق، درآمدهای نفتی را افزایش می دهد و خدمات دولتی را تقویت میکند. بدون توافق، کسری بودجه افزایش مییابد.
- ارز و تورم: توافق، تورم را کاهش می دهد و ارزش ریال را تقویت میکند. بدون توافق، تورم افسارگسیخته خواهد شد.
- سرمایهگذاری و مشاغل: توافق، سرمایهگذاری و اشتغال را تقویت میکند. بدون توافق، بیکاری افزایش مییابد.
- هزینه زندگی و ثبات اجتماعی: توافق، هزینهها را کاهش می دهد و ثبات را تقویت میکند. بدون توافق، ناآرامی اجتماعی محتمل است.
- تراز قدرت سیاسی: توافق، میانهروها را تقویت میکند؛ شکست، تندروها را.
دولت باید انتظارات عمومی را مدیریت کند. هفتههای آینده تعیینکننده خواهند بود. اگر مذاکرات با گامهای مشخص پیش رود، ایرانیان میتوانند انتظار تسکین اقتصادی در سال 2025 داشته باشند. در غیر این صورت، مشقتها تشدید خواهد شد. نتیجه این مذاکرات بر هر خانوار، کسبوکار و برنامه دولت ایران تأثیر خواهد گذاشت.

