دست دولت در جیب مردم!
حذف ارز نیمایی؛ آیا بهانهای برای تأمین کسری بودجه بود؟
تصمیم دولت برای حذف ارز نیمایی و تکنرخی کردن دلار در حالی اتخاذ شد که ادعا میشود این اقدام بهعنوان راهی برای تأمین کسری بودجه در نظر گرفته شده است اما این سیاست چه اثری بر تأمین کسری بودجه داشته است و آیا این تصمیم موجب فشار بیشتر بر مردم نخواهد شد؟
به گزارش میار، در این گزارش، بهطور دقیق به بررسی این تصمیم، دلایل اقتصادی پشت آن و پیامدهای آن میپردازیم.
۱. کسری بودجه دولت
در سالهای اخیر، کسری بودجه دولت ایران به یکی از مشکلات اصلی اقتصادی تبدیل شده است. این کسری بودجه عمدتاً به دلیل کاهش درآمدهای نفتی و افزایش هزینههای دولتی بوده است.
۲. آیا دولت از حذف ارز نیمایی نفع برده است؟
حذف ارز نیمایی و تکنرخی کردن دلار، بهطور نظری، میتواند منجر به افزایش درآمدهای دولت از محل فروش ارز به نرخ آزاد باشد. این یعنی دولت میتواند بخشی از کسری بودجه خود را از طریق افزایش قیمت ارز تأمین کند اما آیا این اقدام واقعاً به نفع دولت بوده است؟ بررسیها نشان میدهند که دولت تا حدی از این تصمیم نفع برده است اما تبعات آن بر اقتصاد کشور و زندگی مردم سنگینتر خواهد بود. افزایش قیمت دلار به شدت موجب فشار تورمی در کشور شده و قدرت خرید مردم را کاهش خواهد داد.
۳. چگونه حذف ارز نیمایی باعث تأمین کسری بودجه شد؟
حذف ارز نیمایی در واقع منجر به کاهش فاصله بین نرخ ارز رسمی و نرخ بازار آزاد شده است. در کوتاهمدت، این فاصله کمتر شده و دولت قادر است بخشی از درآمدهای خود را از طریق فروش ارز به نرخ آزاد افزایش دهد. به عبارت دیگر، دولت با ایجاد تورم ناشی از افزایش نرخ ارز، توانسته است کسری بودجه خود را تأمین کند اما این به قیمت افزایش فشار بر معیشت مردم و افزایش تورم تمام شده است. این روش در واقع یک نوع "مالیات تورمی" است که بر دوش مردم گذاشته میشود.
۴. چرا دولت این راه را انتخاب کرد؟
دولتها در شرایط بحران اقتصادی و کسری بودجه، به دنبال راهحلهای سریع و کوتاهمدت میگردند. حذف ارز نیمایی برای دولت ایران گزینهای نسبتاً راحت و سریع بود، چرا که با اجرای آن نیازی به اصلاحات ساختاری پیچیده و زمانبر در سیاستهای مالیاتی، تجاری یا تولیدی نبود. این تصمیم بیشتر به دلیل فشارهای فوری اقتصادی اتخاذ شد تا بهعنوان راهحل بلندمدت برای مشکلات مالی کشور.
۵. راهکارهایی برای تأمین کسری بودجه که دولت میتوانست به آنها روی آورد
در حالی که دولت حذف ارز نیمایی را بهعنوان یک راهحل فوری انتخاب کرده است، میتوانست از دیگر ابزارهای موجود برای تأمین کسری بودجه استفاده کند. برخی از این راهکارها عبارتند از:
• اصلاحات مالیاتی: افزایش نرخ مالیاتها بهویژه در بخشهای پر سود و کاهش معافیتهای مالیاتی میتوانست یکی از راههای مؤثر در تأمین منابع مالی باشد.
• کاهش وابستگی به نفت: دولت میتوانست با تقویت بخشهای غیرنفتی اقتصاد، مانند صنایع داخلی و فناوری، درآمدهای غیرنفتی را افزایش دهد.
• اصلاحات در بخش دولتی: کاهش هزینههای دولتی، به ویژه از طریق بهینهسازی و مبارزه با فساد در بدنه دولتی، میتوانست راهی مؤثر برای کاهش کسری بودجه باشد.
• جذب سرمایهگذاری خارجی: تسهیل شرایط برای جذب سرمایهگذاران خارجی میتوانست به تأمین منابع مالی دولت کمک کند.
این در حالی است که دولت با انتخاب حذف ارز نیمایی، عملاً بهدنبال راهی سریعتر و با هزینههای کمتر برای جبران کسری بودجه بوده است. این تصمیم، اگرچه بهطور موقت مشکلات مالی دولت را کاهش داد اما هزینههای اجتماعی و اقتصادی آن بهمراتب سنگینتر از آن چیزی است که دولت انتظار داشت.
۶. مقایسه با کشورهای دیگر
کشورهایی مانند آرژانتین و ترکیه که مشابه چنین سیاستهایی را در پیش گرفتهاند، شاهد افزایش تورم و کاهش قدرت خرید مردم بودند. در ترکیه، حذف ارز ترجیحی و تکنرخی کردن ارز به بحران اقتصادی و افزایش نرخ تورم منجر شد. این تجارب نشان میدهند که این نوع سیاستها، در بلندمدت، بیشتر منجر به بروز مشکلات اقتصادی بزرگتری میشوند.
۷. پیشنهادات برای دولت
دولت باید بهجای انتخاب راهحلهای کوتاهمدت و ناپایدار مانند حذف ارز نیمایی، به اصلاحات ساختاری و بهرهبرداری از منابع غیرنفتی بپردازد و سیاستهای مالیاتی را بهگونهای تنظیم کند که کسری بودجه بهطور پایدار تأمین شود. همچنین، کاهش هزینههای دولتی و افزایش بهرهوری در بخشهای مختلف اقتصادی میتواند منجر به ایجاد یک اقتصاد پایدارتر و مقاومتر در برابر بحرانهای اقتصادی شود.
در انتها یادآور می شویم، حذف ارز نیمایی، اگرچه بهطور موقت کسری بودجه را تأمین کرده است اما تبعات آن برای اقتصاد کشور سنگین خواهد بود و بهویژه برای مردم فشار زیادی بههمراه خواهد داشت. دولت باید بهدنبال راهکارهای بلندمدت و پایدارتر برای تأمین کسری بودجه باشد تا از مشکلات اقتصادی و اجتماعی بیشتر جلوگیری کند.

