لایهشناسی تشکیلاتی اصلاحطلبان در انتخابات ریاست جمهوری 1400
پایگاه خبری تحلیلی «میار»، جریان موسوم به اصلاحطلب از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی با اسامی گوناگون از قبیل خط امامی تا دوم خردادی در صحنه سیاسی انتخابات ریاست جمهوری کشور و نیز مدیریت کشور به انحاء مختلف حضور داشته است. روند تحولات تشکیلاتی این گرایش با استحاله سیاسی و عقیدتی آنان ارتباط وثیقی دارد. در نوشتار حاضر میکوشیم به اجمال لایههای مختلف تشکیلاتی جریان اصلاحات را با رویکرد تاثیرگذاری آنها در انتخابات ریاست جمهوری پیش رو را مورد اشاره قرار دهیم.
1. لایه پنهان و پشت صحنه: در دهههای گذشته بعضی از چهرههای اصلاحطلب میکوشیدند به عنوان چهره پشت صحنه یا رجالالغیب این جریان عمل نمایند. افرادی چون موسوی خویینیها یا بعضی از نیروهای پشت پرده امنیتی آنان همچون خسرو قنبری تهرانی معروف به خسرو تهرانی از آن جمله بودند. اما به مرور فراتر از اشخاص، تشکلهایی چون مجاهدین انقلاب و بعدا حزب مشارکت با بروز محدودیتهای قانونی به پشت صحنه انتقال پیدا کردند. مجاهدین انقلاب به دو دلیل تجربیات زیاد سیاسی و نیز ماهیت بسته و امنیتی بودنش هنوز علیرغم سالها کنار رفتن از ویترین این جریان بر تصمیمات تاثیر گذاشته و بازگشت بهزاد نبوی 79 ساله به عنوان رئیس جبهه اصلاحات ایران دال بر نفوذ مستمر آنهاست. جبهه مشارکت نیز به عنوان مولود تشکیلاتی دوم خرداد 76 که بر اساس حکم کمیسیون ماده ۱۰ احزاب در تاریخ ۲۸ فروردین ۸۹ به علت «اقدامات خلاف قانون اساسی، قوانین موضوعه و خلاف اساسنامه و مرامنامه، توسط حزب مشارکت» پروانهاش توقیف شد؛ اکنون به پشت صحنه انتقال یافته و علیرغم آن که از لحاظ تجربه و پیچیدگی سیاسی در سطح سازمان مجاهدین انقلاب نیست؛ اما هر چند در قالب حزب اتحاد ملت نیروهایش را مجددا سامان داد اما دیگر نتوانست چون گذشته بازیگر فعالی باشد. از اینرو، چون سید محمد خاتمی پدر معنویاش کوشید در تعادل تشکیلاتی درون اصلاحات با همپیمانی با سازمان مجاهدین انقلاب نقش هدایتگری نتایج را بر عهده بگیرد.
2. لایه نیمه پنهان خودخواسته: مجمع روحانیون مبارز که 34 سال از تاسیسش میگذرد؛ همیشه کوشیده است نقش رهبری معنوی و روحانی را در جریانی بر عهده گیرد که بهویژه بعد از دوم خرداد 76، روند استحاله و دوریاش از ارزشهای دینی و نیز ارزشهای انقلابی شدت گرفته است. این موضع پارادوکسیکال عملا آنها را به حاشیه رانده و بهویژه پس از به حصر رفتن دبیرکل شناختهشدهاش کوشید بیش از آن که در مرعی و منظر تودهها باشد؛ در پشت صحنه به بازی تصمیمسازی بپردازد. لذا مهاجرت به پشت پرده از سوی اینان خودخواسته بوده و از خصلت شدیدا محافظهکارانه آنان سرچشمه میگیرد.
3. تشکلهای اقماری: این تشکلها، هر چند فعال و علنی هستند اما بهواقع تشکلهای اقماری چهرهها و نیز بعضی از همان تشکلهای پشت پرده میباشند. حزب اعتماد ملی، حزب اسلامی کار، خانه کارگر و ... تشکلهای متحد مجمع روحانیون یا تحت تاثیر بعضی از چهرههای شاخص آن تشکلها هستند. بعضی از سرکشیها و خودسریها در این تشکلها برای استقلال را فعلا نباید چندان جدی انگاشت.
4. تشکلهای مذبذب حول محور قدرت: حزب کارگزاران سازندگی غیرایدئولوژیکترین و قدرتگراترین تشکل عضو جبهه اصلاحات و نماد واضح چنین تشکلهایی است. این حزب را میتوان حزبی اپورتونیست (فرصتطلب) دانست که البته هر چند میکوشد خود را حزبی لیبرالدموکرات نمایش دهد؛ اما بهواقع حزبی کاملا مسلط به فن بندبازی سیاسی است و اتفاقا تاکنون بالاترین سطح بهرهبرداری از مناصب و مقامات را به خود اختصاص داده است. این حزب توانسته است بیشترین بهرهبرداری را از محدودیتهای قانونی تشکلهای اصلی اصلاحطلب نموده و به راحتی توانسته بر درخت اصلاحات نشسته اما ثمرهاش را در جیب خود بریزد.
5. تشکلهای پراکتیکی (عملگرایان فاقد ایدئولوژی): هر چند عملگرایی لزوما حامل معنای منفی نیست اما این گروهها از موضع عقیدتی و باورمندی عمل نمیکنند؛ بلکه میکوشند با نزدیک کردن خود به احزاب و تشکلهای محوری، جایگاهی برای خود بیابند. این تشکلها که تعدادشان کم نیست حول محور بازیگری قدرتطلب سامانیافته و معمولا حزبی شخصی به شمار میروند. اینان بعضا در آستانه انتخابات دبیر کل خود را به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری مطرح میکنند تا شاید از قضای روزگار، اقبال به آنان رو کند.
در مجموع همه این تشکلها به هنگام انتخابات فعال میشوند و بهویژه پراکتیکیها فعالیت زیادی از خود نشان میدهند؛ اما فعالیت آنها معمولا خارج از محدوده زمین اصلی بازی اصلاحطلبان است. در نهایت، بازی را پشت پرده هدایت میکند اما ثمرش را کارگزاران میبرد.
1. لایه پنهان و پشت صحنه: در دهههای گذشته بعضی از چهرههای اصلاحطلب میکوشیدند به عنوان چهره پشت صحنه یا رجالالغیب این جریان عمل نمایند. افرادی چون موسوی خویینیها یا بعضی از نیروهای پشت پرده امنیتی آنان همچون خسرو قنبری تهرانی معروف به خسرو تهرانی از آن جمله بودند. اما به مرور فراتر از اشخاص، تشکلهایی چون مجاهدین انقلاب و بعدا حزب مشارکت با بروز محدودیتهای قانونی به پشت صحنه انتقال پیدا کردند. مجاهدین انقلاب به دو دلیل تجربیات زیاد سیاسی و نیز ماهیت بسته و امنیتی بودنش هنوز علیرغم سالها کنار رفتن از ویترین این جریان بر تصمیمات تاثیر گذاشته و بازگشت بهزاد نبوی 79 ساله به عنوان رئیس جبهه اصلاحات ایران دال بر نفوذ مستمر آنهاست. جبهه مشارکت نیز به عنوان مولود تشکیلاتی دوم خرداد 76 که بر اساس حکم کمیسیون ماده ۱۰ احزاب در تاریخ ۲۸ فروردین ۸۹ به علت «اقدامات خلاف قانون اساسی، قوانین موضوعه و خلاف اساسنامه و مرامنامه، توسط حزب مشارکت» پروانهاش توقیف شد؛ اکنون به پشت صحنه انتقال یافته و علیرغم آن که از لحاظ تجربه و پیچیدگی سیاسی در سطح سازمان مجاهدین انقلاب نیست؛ اما هر چند در قالب حزب اتحاد ملت نیروهایش را مجددا سامان داد اما دیگر نتوانست چون گذشته بازیگر فعالی باشد. از اینرو، چون سید محمد خاتمی پدر معنویاش کوشید در تعادل تشکیلاتی درون اصلاحات با همپیمانی با سازمان مجاهدین انقلاب نقش هدایتگری نتایج را بر عهده بگیرد.
2. لایه نیمه پنهان خودخواسته: مجمع روحانیون مبارز که 34 سال از تاسیسش میگذرد؛ همیشه کوشیده است نقش رهبری معنوی و روحانی را در جریانی بر عهده گیرد که بهویژه بعد از دوم خرداد 76، روند استحاله و دوریاش از ارزشهای دینی و نیز ارزشهای انقلابی شدت گرفته است. این موضع پارادوکسیکال عملا آنها را به حاشیه رانده و بهویژه پس از به حصر رفتن دبیرکل شناختهشدهاش کوشید بیش از آن که در مرعی و منظر تودهها باشد؛ در پشت صحنه به بازی تصمیمسازی بپردازد. لذا مهاجرت به پشت پرده از سوی اینان خودخواسته بوده و از خصلت شدیدا محافظهکارانه آنان سرچشمه میگیرد.
3. تشکلهای اقماری: این تشکلها، هر چند فعال و علنی هستند اما بهواقع تشکلهای اقماری چهرهها و نیز بعضی از همان تشکلهای پشت پرده میباشند. حزب اعتماد ملی، حزب اسلامی کار، خانه کارگر و ... تشکلهای متحد مجمع روحانیون یا تحت تاثیر بعضی از چهرههای شاخص آن تشکلها هستند. بعضی از سرکشیها و خودسریها در این تشکلها برای استقلال را فعلا نباید چندان جدی انگاشت.
4. تشکلهای مذبذب حول محور قدرت: حزب کارگزاران سازندگی غیرایدئولوژیکترین و قدرتگراترین تشکل عضو جبهه اصلاحات و نماد واضح چنین تشکلهایی است. این حزب را میتوان حزبی اپورتونیست (فرصتطلب) دانست که البته هر چند میکوشد خود را حزبی لیبرالدموکرات نمایش دهد؛ اما بهواقع حزبی کاملا مسلط به فن بندبازی سیاسی است و اتفاقا تاکنون بالاترین سطح بهرهبرداری از مناصب و مقامات را به خود اختصاص داده است. این حزب توانسته است بیشترین بهرهبرداری را از محدودیتهای قانونی تشکلهای اصلی اصلاحطلب نموده و به راحتی توانسته بر درخت اصلاحات نشسته اما ثمرهاش را در جیب خود بریزد.
5. تشکلهای پراکتیکی (عملگرایان فاقد ایدئولوژی): هر چند عملگرایی لزوما حامل معنای منفی نیست اما این گروهها از موضع عقیدتی و باورمندی عمل نمیکنند؛ بلکه میکوشند با نزدیک کردن خود به احزاب و تشکلهای محوری، جایگاهی برای خود بیابند. این تشکلها که تعدادشان کم نیست حول محور بازیگری قدرتطلب سامانیافته و معمولا حزبی شخصی به شمار میروند. اینان بعضا در آستانه انتخابات دبیر کل خود را به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری مطرح میکنند تا شاید از قضای روزگار، اقبال به آنان رو کند.
در مجموع همه این تشکلها به هنگام انتخابات فعال میشوند و بهویژه پراکتیکیها فعالیت زیادی از خود نشان میدهند؛ اما فعالیت آنها معمولا خارج از محدوده زمین اصلی بازی اصلاحطلبان است. در نهایت، بازی را پشت پرده هدایت میکند اما ثمرش را کارگزاران میبرد.
شهابالدین دوستدار
آدرس کوتاه خبر:
