قرن جديد، دولت جديد
پایگاه خبری تحلیلی میار؛ ايرانيان در قرن جديد با يك دولت جديد پا به سپهر سياست جهان خواهند گذاشت. دولتي انقلابي، جوان و حزباللهي كه بتواند از دستاوردهاي الهي و نوراني انقلاب اسلامي پاسداري كند.
رهبر انقلاب اسلامي در ديدار 19 دي به مناسبت قيام تاريخي مردم به عنوان فرود اولين تبر ابراهيمي بر بتكدههاي شرق و غرب عالم دوباره بحث مختصات دولت اسلامي را مطرح فرمودند و پيش از آن از مقوله مهم دولتسازي نيز سخن به ميان آوردند.
بدون شك دشمن همه توان خود و همه استعداد ضدانقلاب در داخل را پاي كار خواهد آورد تا ايرانيان موفق به تشكيل يك دولت اسلامي با كارگزاراني صالح در تراز دولت قرآني نشوند. لذا لازم است يك حركت عمومي و يك نهضت مردمي پديد آيد كه مطالبه اصلي آن پديداري دولت اسلامي باشد.
انقلاب ثابت كرده است كه ظرفيتهاي عظيمي در درون خود دارد. اين ظرفيتها از «قوه» به «فعل» بايد درآيد تا به چنين هدفي كه نقطه عطف در تاريخ ايران خواهد بود، برسيم.
مردم از مديران ناكارآمد، پرمدعا، مسئلهساز و مسئلهپاككن ناراحت هستند و ميگويند: از دل شاهنامهخواني ما بايد يك پهلوان به ميدان برود تا همچون شهيد قاسم سليماني از هيچ، همه چيز بسازد.
مردم ميگويند: شكلگيري يك دولت اسلامي نياز به فهم جديد از معماري «قدرت» دارد كه بتواند ايران اسلامي را كه دور تا دور آن گرگهاي جهاني زوزه مي كشند، ساكت كند و بتواند به حل مشكلات كشور بهويژه در حوزه اقتصادي بپردازد.
مردم ميگويند: ما از مديران غربزده، بيبرنامه، پشتميزنشين، سياستزده، متكبر، انتقادناپذير، پير و تنبل خسته شديم. ظهور اين جماعت در ديوانسالاري كشور با اسناد حكمراني ما در قانون اساسي نميخواند. نميتواند اهداف انقلاب را در ابعاد داخلي، منطقهاي و جهاني تحقق بخشد.
مردم ميگويند: سلبريتيها و ميكروسلبريتيها چون ميكروب بر بدن سياست، اقتصاد و فرهنگ كشور با هدايت سرويسهاي جاسوسي دشمن نفوذ كردهاند و آن را رنجور كردهاند. يك نهضت فكري نياز است كه همه ظرفيتهاي كشور پاي حكمراني، دولتي در تراز دولت اسلامي آورده شود. مردم از نخبگان حوزه و دانشگاه و نخبگان حوزه سياستورزي ميخواهند در شكلگيري اين نهضت فكري سهم خود را ادا كنند.
دشمن 40 سال است در شكلگيري دولت اسلامي اخلال ميكند. برخي از روي عناد يا غفلت يا جهل در داخل با دشمن، همگرايي ميكنند. مردم ميگويند: بايد به اين اخلال پايان داد و با همافزايي همه نيروهايي كه دلشان براي ايران قدرتمند و باعزت ميتپد، ظرفيتهاي خود را پاي كار بياورند.
مردم ميگويند: دولت را بايد از روزمرگي نجات داد و از چاه ديوانسالاري فشل، ناكارآمد و ناراضيدرستكن بيرون آورد و در جاده راست كارآمدي به جلو هدايت كرد.
مردم ميخواهند مديران دولت اسلامي، نوانديش، جوانگرا، باتحرك، واقعنگر و آرمانخواه باشند و بر مدار قانون حركت كنند.
مردم ميخواهند مديران دولت اسلامي بهويژه رئيسجمهور آينده به دنبال تحقق ارزشهاي الهي و انقلابي باشد و بر مدار صبر و استقامت حركت كند. اين «حق» مردم است و آن وظايف يادشده، تكاليف مسئولان است. مردم انتظار دارند در انتخابات 1400 به اين «حق» و آن «تكليف» عمل شود.
شوراي نگهبان به عنوان نهادي كه وظيفه دارد از «جمهوريت» و «اسلاميت» نظام صيانت كند، مردم را بايد در گزينش دولت در تراز اسلامي ياري دهد و مصاديق رجال سياسي و مذهبي را كه ميخواهند متكفل امر دولتسازي اسلامي باشند،از ميان صدها نفر از كساني كه نامزد ميشوند، درست مشخص نمايد. كساني كه يك كلاس 20، 30نفره يا يك جمع 40، 50نفره را نميتوانند اداره كنند، چطور ميشود يك مملكت 80ميليوننفره را با اين همه مشكلات اقتصادي، سياسي، اجتماعي و فرهنگي آنهم در محاصره غارتگران و متجاوزان جهاني اداره كنند.
رئيسجمهور ما در دولت 1400 بايد جهادي عمل كند و مثل شهيد سليماني شجاع باشد، سر خود را در دست بگيرد و از هارت و پورت قدرتهاي جهاني نهراسد و از دل تهديدات، فرصتهاي طلايي براي پيشرفت ايران، اسلام و كشورهاي اسلامي پديد آورد.
رئيسجمهور آينده بايد «مرد ميدان عمل» باشد و از حرف و وعده نادرست بپرهيزد. او بايد قادر باشد كشور را از كوچه بنبست «ما نميتوانيم» و «ممكن نيست» درآورد. او بايد مرد ورود به ميدان «ناممكنها» باشد. لذا ايمان و اعتقاد به اسلام و نظام بايد در او موج بزند و كارنامه كاري او حداقل چنين تصوري را نشان دهد. كسي كه كمترين بويي از انسانيت برده باشد و به دنبال عزت و شرف ملت ايران باشد، نيك ميداند آمريكا دستبردار نيست. تحريمها، تهديدها و تحقيرها ادامه دارد و ممكن نيست سران كاخ سفيد از شرارت خود دست بردارند.
رئيسجمهور آينده بايد با علم به اين كه شرارت دشمن همچنان ادامه دارد، كشور را مديريت كند، نه اين كه بگويد من غير از مذاكره، راهحل ديگري ندارم و آن را هم برود به قيمت فروش عزت و عظمت ايران، در دالانهاي تودرتوي گفتوگو به حراج بگذارد! او بايد درب گفتوگو در داخل را با لبخند باز بگذارد و درب گفتوگو با دشمن را آن هم با اخم تا وقتي كه بر طبل زيادهخواهي و زورگويي ميكوبد، ببندد. مسير واقعي و درست حفظ منافع ملي و صيانت از منابع قدرت ملت ايران، همين است.
دهها راهحل براي دور زدن و رفع تحريمها و خنثي كردن تهديدها وجود دارد. هزاران راه نرفته براي مقابله با دشمن وجود دارد كه اتفاقا هموار و سهلالوصول است. راه عزت ملت ايران از اين گذرگاه ميگذرد.
امروز در برخي از انديشكدههاي آمريكايي گفته ميشود 7 تريليون دلار خرج مهار ايران در غرب آسيا كرديم، هيچ نتيجهاي نگرفتيم. اگر يكهفتم آن را به خود ايرانيها ميداديم، مشكل حل ميشد و مجبور نبوديم به جايي برسيم كه در سرتاسر آمريكا حكومت نظامي اعلام كنيم.
آنها ميگويند ما كلاه خود را در واشنگتن نمیتوانيم در سر نگه داريم، در غرب آسيا چه ميكنيم؟ اوايلي كه اوباما روي كار آمده بود، تقريبا به اين نتيجه رسيده بودند و ميخواستند يك گفتوگوي عاقلانه را كليد بزنند، اما منافقين و سلطنتطلبان و كساني كه در فتنه 88 جيغ و داد راه انداختند، آنها را فريب دادند و سوخت ماشين توطئه آنها را در جاده فريب، زورگويي و زيادهخواهي تأمين كردند. آمريكاييها را از چاله درآوردند و به چاه انداختند. بايدن امروز وارث غفلت و جهل دوران اوباما و لاتبازي سياسي و نظامي ترامپ در منطقه است. او پرونده سقوط پهپاد پيشرفته آمريكا و ضربه عينالاسد را روي ميز امنيت منطقهاي خود در غرب آسيا دارد و كاري نميتواند بكند. او نه ميتواند دوباره به برجام برگردد و نه ميتواند آن را نفي كند. درست مثل همين حالتي كه در مقوله حل امنيت داخلي آمريكا قرار گرفته و فكر ميكند، ميتواند با سرنيزه پليس، گارد ملي و ارتش آمريكا مقوله ترامپيسم را حل كند.
او بيچارهتر از آن است كه فكر ميكنيم. آن وقت يك مشت آدم جاهل و غافل، اگر نگوييم وطنفروش، اميد دارند او براي آنها فكري در انتخابات 1400 بكند.
ايرانيان به حول و قوه الهي با «قدرت» پاي در قرن جديد و ظهور دولت جديد خواهند گذاشت و عصر جديدي از دولتسازي را با كارآمدي و كار جهادي در ايراني قوي تجربه خواهند كرد.
رهبر انقلاب اسلامي در ديدار 19 دي به مناسبت قيام تاريخي مردم به عنوان فرود اولين تبر ابراهيمي بر بتكدههاي شرق و غرب عالم دوباره بحث مختصات دولت اسلامي را مطرح فرمودند و پيش از آن از مقوله مهم دولتسازي نيز سخن به ميان آوردند.
بدون شك دشمن همه توان خود و همه استعداد ضدانقلاب در داخل را پاي كار خواهد آورد تا ايرانيان موفق به تشكيل يك دولت اسلامي با كارگزاراني صالح در تراز دولت قرآني نشوند. لذا لازم است يك حركت عمومي و يك نهضت مردمي پديد آيد كه مطالبه اصلي آن پديداري دولت اسلامي باشد.
انقلاب ثابت كرده است كه ظرفيتهاي عظيمي در درون خود دارد. اين ظرفيتها از «قوه» به «فعل» بايد درآيد تا به چنين هدفي كه نقطه عطف در تاريخ ايران خواهد بود، برسيم.
مردم از مديران ناكارآمد، پرمدعا، مسئلهساز و مسئلهپاككن ناراحت هستند و ميگويند: از دل شاهنامهخواني ما بايد يك پهلوان به ميدان برود تا همچون شهيد قاسم سليماني از هيچ، همه چيز بسازد.
مردم ميگويند: شكلگيري يك دولت اسلامي نياز به فهم جديد از معماري «قدرت» دارد كه بتواند ايران اسلامي را كه دور تا دور آن گرگهاي جهاني زوزه مي كشند، ساكت كند و بتواند به حل مشكلات كشور بهويژه در حوزه اقتصادي بپردازد.
مردم ميگويند: ما از مديران غربزده، بيبرنامه، پشتميزنشين، سياستزده، متكبر، انتقادناپذير، پير و تنبل خسته شديم. ظهور اين جماعت در ديوانسالاري كشور با اسناد حكمراني ما در قانون اساسي نميخواند. نميتواند اهداف انقلاب را در ابعاد داخلي، منطقهاي و جهاني تحقق بخشد.
مردم ميگويند: سلبريتيها و ميكروسلبريتيها چون ميكروب بر بدن سياست، اقتصاد و فرهنگ كشور با هدايت سرويسهاي جاسوسي دشمن نفوذ كردهاند و آن را رنجور كردهاند. يك نهضت فكري نياز است كه همه ظرفيتهاي كشور پاي حكمراني، دولتي در تراز دولت اسلامي آورده شود. مردم از نخبگان حوزه و دانشگاه و نخبگان حوزه سياستورزي ميخواهند در شكلگيري اين نهضت فكري سهم خود را ادا كنند.
دشمن 40 سال است در شكلگيري دولت اسلامي اخلال ميكند. برخي از روي عناد يا غفلت يا جهل در داخل با دشمن، همگرايي ميكنند. مردم ميگويند: بايد به اين اخلال پايان داد و با همافزايي همه نيروهايي كه دلشان براي ايران قدرتمند و باعزت ميتپد، ظرفيتهاي خود را پاي كار بياورند.
مردم ميگويند: دولت را بايد از روزمرگي نجات داد و از چاه ديوانسالاري فشل، ناكارآمد و ناراضيدرستكن بيرون آورد و در جاده راست كارآمدي به جلو هدايت كرد.
مردم ميخواهند مديران دولت اسلامي، نوانديش، جوانگرا، باتحرك، واقعنگر و آرمانخواه باشند و بر مدار قانون حركت كنند.
مردم ميخواهند مديران دولت اسلامي بهويژه رئيسجمهور آينده به دنبال تحقق ارزشهاي الهي و انقلابي باشد و بر مدار صبر و استقامت حركت كند. اين «حق» مردم است و آن وظايف يادشده، تكاليف مسئولان است. مردم انتظار دارند در انتخابات 1400 به اين «حق» و آن «تكليف» عمل شود.
شوراي نگهبان به عنوان نهادي كه وظيفه دارد از «جمهوريت» و «اسلاميت» نظام صيانت كند، مردم را بايد در گزينش دولت در تراز اسلامي ياري دهد و مصاديق رجال سياسي و مذهبي را كه ميخواهند متكفل امر دولتسازي اسلامي باشند،از ميان صدها نفر از كساني كه نامزد ميشوند، درست مشخص نمايد. كساني كه يك كلاس 20، 30نفره يا يك جمع 40، 50نفره را نميتوانند اداره كنند، چطور ميشود يك مملكت 80ميليوننفره را با اين همه مشكلات اقتصادي، سياسي، اجتماعي و فرهنگي آنهم در محاصره غارتگران و متجاوزان جهاني اداره كنند.
رئيسجمهور ما در دولت 1400 بايد جهادي عمل كند و مثل شهيد سليماني شجاع باشد، سر خود را در دست بگيرد و از هارت و پورت قدرتهاي جهاني نهراسد و از دل تهديدات، فرصتهاي طلايي براي پيشرفت ايران، اسلام و كشورهاي اسلامي پديد آورد.
رئيسجمهور آينده بايد «مرد ميدان عمل» باشد و از حرف و وعده نادرست بپرهيزد. او بايد قادر باشد كشور را از كوچه بنبست «ما نميتوانيم» و «ممكن نيست» درآورد. او بايد مرد ورود به ميدان «ناممكنها» باشد. لذا ايمان و اعتقاد به اسلام و نظام بايد در او موج بزند و كارنامه كاري او حداقل چنين تصوري را نشان دهد. كسي كه كمترين بويي از انسانيت برده باشد و به دنبال عزت و شرف ملت ايران باشد، نيك ميداند آمريكا دستبردار نيست. تحريمها، تهديدها و تحقيرها ادامه دارد و ممكن نيست سران كاخ سفيد از شرارت خود دست بردارند.
رئيسجمهور آينده بايد با علم به اين كه شرارت دشمن همچنان ادامه دارد، كشور را مديريت كند، نه اين كه بگويد من غير از مذاكره، راهحل ديگري ندارم و آن را هم برود به قيمت فروش عزت و عظمت ايران، در دالانهاي تودرتوي گفتوگو به حراج بگذارد! او بايد درب گفتوگو در داخل را با لبخند باز بگذارد و درب گفتوگو با دشمن را آن هم با اخم تا وقتي كه بر طبل زيادهخواهي و زورگويي ميكوبد، ببندد. مسير واقعي و درست حفظ منافع ملي و صيانت از منابع قدرت ملت ايران، همين است.
دهها راهحل براي دور زدن و رفع تحريمها و خنثي كردن تهديدها وجود دارد. هزاران راه نرفته براي مقابله با دشمن وجود دارد كه اتفاقا هموار و سهلالوصول است. راه عزت ملت ايران از اين گذرگاه ميگذرد.
امروز در برخي از انديشكدههاي آمريكايي گفته ميشود 7 تريليون دلار خرج مهار ايران در غرب آسيا كرديم، هيچ نتيجهاي نگرفتيم. اگر يكهفتم آن را به خود ايرانيها ميداديم، مشكل حل ميشد و مجبور نبوديم به جايي برسيم كه در سرتاسر آمريكا حكومت نظامي اعلام كنيم.
آنها ميگويند ما كلاه خود را در واشنگتن نمیتوانيم در سر نگه داريم، در غرب آسيا چه ميكنيم؟ اوايلي كه اوباما روي كار آمده بود، تقريبا به اين نتيجه رسيده بودند و ميخواستند يك گفتوگوي عاقلانه را كليد بزنند، اما منافقين و سلطنتطلبان و كساني كه در فتنه 88 جيغ و داد راه انداختند، آنها را فريب دادند و سوخت ماشين توطئه آنها را در جاده فريب، زورگويي و زيادهخواهي تأمين كردند. آمريكاييها را از چاله درآوردند و به چاه انداختند. بايدن امروز وارث غفلت و جهل دوران اوباما و لاتبازي سياسي و نظامي ترامپ در منطقه است. او پرونده سقوط پهپاد پيشرفته آمريكا و ضربه عينالاسد را روي ميز امنيت منطقهاي خود در غرب آسيا دارد و كاري نميتواند بكند. او نه ميتواند دوباره به برجام برگردد و نه ميتواند آن را نفي كند. درست مثل همين حالتي كه در مقوله حل امنيت داخلي آمريكا قرار گرفته و فكر ميكند، ميتواند با سرنيزه پليس، گارد ملي و ارتش آمريكا مقوله ترامپيسم را حل كند.
او بيچارهتر از آن است كه فكر ميكنيم. آن وقت يك مشت آدم جاهل و غافل، اگر نگوييم وطنفروش، اميد دارند او براي آنها فكري در انتخابات 1400 بكند.
ايرانيان به حول و قوه الهي با «قدرت» پاي در قرن جديد و ظهور دولت جديد خواهند گذاشت و عصر جديدي از دولتسازي را با كارآمدي و كار جهادي در ايراني قوي تجربه خواهند كرد.
محمدكاظم انبارلويي
آدرس کوتاه خبر:
