میراث ترامپ و خطای استراتژیک فائزه!
گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی میار؛ این روزهای آمریکا تماشایی است. لبیرال دموکراسی آمریکا از درون متلاشی شده است. دونالد ترامپ جانی تروریست در به شکست رساندن این دموکراسی پر طمطراق که طی چند دهه بر سر ملت های جهان چماق شده بوده است نقش بسزا و عمده ای داشته که نمی توان از آن به سادگی عبور کرد. چهل پنجمین رییس جمهور آمریکا رسما نشان داد به هیچ وجه قانون پذیر نبوده و منافع فردی خود را بر منافع و مصالح ملی ترجیح می دهد.
انتخابات ریاست جمهوری آمریکا شکاف و گسل عمیق دموکراسی را با قانون و عدم پایبندی مجری به قانون را که شخص ترامپ باشد به خوبی عریان نمود و بار دیگر نشان داد گره خوردن قدرت با ثروت چه معجون خطرناکی خواهد شد و سیاست را چگونه بازیچه آمال و شهوات سرمایه داران افسارگسیخته قرار خواهد داد که نتیجه آن چیزی جز ایستادگی در برابر قانون نیست و چه بسا برآیند آن کودتایی باشد که زمینه هایش در حال شکل گیری است و شاید به همین دلیل باشد که کنگره آمریکا برای ابتر گذاشتن این طرح؛ به دنبال استیضاح ترامپ برآمده تا زودتر از 20 ژانویه وی را قانونا از ریاست جمهوری کنار گذارند و مانع عملی شدن تبعات سنگین کودتای احتمالی گردند. و قطع توئیترترامپ نیز شاید در همین راستا صورت گرفته باشد که نتواند با هوادارانش به راحتی ارتباط برقرار نماید و آنان را برای ادامه آشوب ها رهبری نماید تا جامعه را ملتهب سازد و امنیت عمومی را برهم زند.
خوش بینان ترین تحلیل گران هم فکر نمی کردند پایان دوران ریاست جمهوری ترامپ که گستاخ ترین رییس جمهور آمریکا بوده است چنین رقم خورد و با این فضاحت، دموکراسی در آمریکا را زیر سئوال برد و دست به اقدامات هنجارشکنانه زند و طرفدارانش را تشجیع کند که از سر حماقت کنگره قانونگذاری را اشغال و فاتحه دموکراسی را در حرکتی آشوبگرانه بخواند.
شاید انتظار این بود كه روز ششم ژانويه، روزي كه قرار بود كنگره امريكا آراي الكترال را تأييد و جو بايدن را رسما به عنوان رييسجمهور منتخب آمريكا معرفي كند، ترامپ هم با آرامش تن به قانون می داد و با یک بیانیه پیروزی بایدن را تبریک بگوید و مثل یک جنتلمن غربی، مسند قدرت را به منتخب ملت آمریکا واگذار می نمود! اما این انتظار محقق نشد تا جایی که گردنکشی ترامپ هزینه های سنگینی را بر جامعه سیاسی آمریکا تحمیل نمود و نه تنها دموکراسی غربی را به طور جد با بحران مشروعیت و ناکارآمدی مواجه ساخت که اقتدار داخلی و بین المللی آمریکا را نیز از سوی دیگر با چالش های اساسی روبرو نمود تا جهانیان به پوشالی بودن این دموکراسی باد کرده بیشتر واقف گردند.
سخنان روز چهارشنبه 17 دی ماه سال جاری ترامپ هم با هوادارانش در نوع خود جالب است. او از جایگاه رجل سیاسی طراز اول که همان مسند ریاست جمهوری باشد تنزل یافته و به عنوان لیدر یک اقلیت آشوبگر وارد صحنه شده و با طرفدارانش که در خيابانهاي اطراف كنگره تجمع كرده بودند این گونه سخن می گوید:
«تمام شماهايي كه امروز در اينجا تجمع كرديد مطمئنا نميخواهيد انتخابات رياستجمهوري آمريكا به وسيله چپهاي افراطي و دموكراتها دزديده شود. رسانههاي دروغپرداز هم نميتوانند ما را از پا بيندازند؛ ما هرگز تسليم نخواهيم شد، ما هرگز شكست را نميپذيريم.»
رييسجمهور آمريكا در پايان از هوادارانش خواست به سوي كنگره حركت كنند و وعده داد كه همراه آنها برود:«ما به سوي خيابان پنسيلوانيا خواهيم رفت. من پنسيلوانيا را خيلي دوست دارم. ما به سوي كنگره حركت خواهيم كرد. ما تلاش ميكنيم به نمايندگان ضعيف حزب جمهوريخواه دلگرمي بدهيم تا جرات و غرور لازم براي به چالش كشيدن نتايج دروغين را پيدا كنند. نمايندگان شجاع نيازي به حمايت ما ندارند، آنها خود وظيفهشان را به خوبي انجام خواهند داد. بياييد به سمت خيابان پنسيلوانيا حركت كنيم. من همراه شما خواهم بود.»
سخنان ترامپ نشان داد اولا او دموکراسی آمریکایی را قبول ندارد؛ ثانیا وی افراطی تمام عیار است که ملاک و معیار خود اواست نه قانون اساسی آمریکا و سوگندی که در روز تحلیف ریاست جمهوریش در دفاع از قانون و اعتلای آمریکا خورده است؛ ثالثا ترامپ با این رفتار آشوبگرانه دیگر مورد تأیید سران حزب جمهوريخواه نبوده و افراد حزب نیز در حال فاصله گیری از ایشان هستند، رابعا وضعیت آمریکا بحرانی است و این ماجرا اگر هم ختم به خیر شود و غائلـهاش فرو کش نماید به مانند آتش خاکستری خواهد ماند که ممکنست هر از چند گاهی، این زخم سر بـاز کند و بوی تعفن دمل چرکینش آمریکاییان و غرب زدگان و عاشقان سینه چاکش را خفه سازد، و خامسا همان گونه که در مطلع این یادداشت عنوان شد رفتار ترامپ و هوادارانش وحشيانه و «عليه دموكراسي» خوانده شده است.
جهان به واسطه انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در چند ماه اخیر با چهره واقعی و زشت آمریکا مواجه بوده است و به اذعان تحلیلگران غربی این زشتی همیشه وجود داشته اما در پشت نقاب بوده و امروز این نقاب کنار زده شده است و از آمریکای واقعی رونمایی گشته است.
این تحلیلگـران با یادداشت هـای خود که در روزنـامه های آمریکایی همچون روزنامه نیویورکتایمز به چاپ رسانده اند گفته اند؛ «...ما با یادآوری آن چه در روز ششم ژانویه در کنگره گذشت باید با چهره زشت آمریکا روبرو شویم تا این احساس درماندگی تا بن استخوانهای آمریکاییها جریان یابد و آنها را مجبور کند تا فکری برای رهایی از این شرمساری بکنند...»
و یا یکی دیگراز تحلیلگران آمریکایی با توجه به نقض آشکار و صریح مردمسالاری در کشورش، در انتقادی طنزگونه و کنایه آمیز و تلخ نوشته است: «منتظرم آمریکا به آمریکا حمله کند تا بتوانند دموکراسی را مجدداً در این کشور برقرار کنند»!
آری از همان روزی که ترامپ از پیمان نامه های بین المللی یکی پس از دیگری خارج شد و کنگره در مقابلش قد علم نکرد و ترمزش را نکشید تا منتهی به خروج یکطرفه اش از برجام شد و پشت به گروه 1+5 نمود، باید تشخیص داده می شد وی برای این روزها هم خواب دیده است. و یا وقتی با کمال وقاحت؛ افراطی گری خود را در نژاد پرستی نشان داد و کمر به قتل سیاه پوستان و رنگین پوستان آمریکا بست این اقدام باید زنگ خطر و هشداری تلقی می گردید تا کنگره وارد گود شود و با دخالت به هنگام دست و پا او را در پوست گردو قرار دهد تا امنیت داخلی آمریکا را قربانی تفکرات فاشیستی خود ننماید. و یا وقتی دستور ترور شهید سلیمانی و ابومهدی المهندس را صادر و شهادت آن دو را رقم می زند و با پستی هرچه تمام تر مسئولیت این دو ترور را رسما برعهده می گیرد و کنگره نه تنها این ترور دولتی را محکوم نمی کند و مورد استیضاحش قرارنمی دهد بلکه بنحوی این اقدام شنیع را تأیید می کند، باید هم مورد حمله قرار بگیرد و اشغال گردد! بنابر ضرب المثل معروف؛ خود کرده را تدبیر نیست و هرچه بر سر کنگره بیاد حقش است و باید تاوان حمایت های بیجای خود را نسبت به اندیشه های مخرب ضد حقوق بشری و افراطی نژادپرستانه و تروریستی ترامپ پرداخت نماید و نمی تواند پای خودش را از اقدامات هنجارشکنانه داخلی و بین المللی ترامپ عقب کشد و به تطهیر خود بپردازد.
کنگره اگر بیشتر از ترامپ مقصر نباشد کمتر هم نیست زیرا یکی از تأثیرگزارترین عواملی که ترامپیسم را شکل داده و به وجود آورده خود کنگره بوده است که امروز شعله های این آتش دامنش را گرفته کرده است و امنیت داخلی و بین المللی آمریکا را به طور جدی خدشه دار نموده و اقتدار این ابرقدرت را که افولش آغاز شده به چالش کشانده است. این همه از آن چه گفتیم هنر ترامپ بوده است و باید از ترامپ به صورت ویژه تشکر کنیم که آمریکا را بدون روتوش به جهانیان معرفی نمود. زنده باد ترامپ. که کار ما را برای شناساندن آمریکا به جهانیان راحت کرد.
چه بیچاره هستند کسانی به مانند فائزه هاشمی رفسنجانی دل به ترامپی خوش کرده اند تا سیاست های استکبار ستیزی ایران را تغییر دهد و چند صباحی با ذلت به صدارت رسند و با نگاه فمینیستی بر مسند قدرت تکه زنند و جامعه ایران را دو دستی تقدیم آمریکا نمایند!
سخنان فائزه اوج استیصال فکری امثال ایشان را نشان می دهد که درمانده از درک انقلاب اسلامی و اهداف آن هستند و این جماعت اگر هم به جایی رسیده اند تا نام و نشانی داشته باشند از همین انقلاب بوده و حالا بعد از 4 دهه ذات خود را بروز دادهاند که چه در سر داشته و دارند. گویا وطن برای آنان معنا ندارد، میهن پرستی در افق فکری آنان جایگاهی ندارد. باز به غیرت برادرش محسن که با محبت برادری و اخلاق کریمانه به وی نهیب زده و خواستار عذرخواهی خواهر از ملت ایران شده است. امید است فائزه چنین کند و از برادر حرف شنوایی نماید و به خاطر آبرو پدر مرحومش؛ بعد ازاین، سخنان سنجیده و در اندازه شخصیت بزرگ هاشمی بیان نماید و دست از دامن ترامپ- که طناب پوسیده ای است- و امثال ترامپ کشیده و به دامن ملت عزیز ایران باز گردد و بداند امید به استکبارغرب برای رسیدن به قدرت؛ امید واهی است و این خواب در ایران هرگز تعبیر نخواهد شد و لذا اگر ترامپ قدرت داشت خودش را حفظ می کرد تا بر سر قدرت بماند!

میراث امروز ترامپ برای آمریکاییان چیزی جز شرمساری، سرافکندگی، افول اقتدار، نابودی ارزش های اخلاقی، دفن دموکراسی، نقض مردم سالاری، هنجارشکنی ها در معیارها، شکستن حـریم قانون اساسی و حـرمت های اجتماعی، و... نمی باشد؛ خانم فائزه هاشمی شما با چنین ترامپی که امروز مایه تمسخر آمریکاییان و جهانیان قرار گرفته است، می خواهید ساختار سیاسی در انقلاب و جمهوری اسلامی را تغییر دهید؟! حاشا و کلا. انصاف هم چیز خوبی است کاش بیدار شوید قبل از آن که بیدارتان کنند.
به دامن ملت باز گردید و در اقیانوس محبت این مردم شنا کنید و نقدهای سازنده خود را بدون حب و بغض در همین سرزمین برای تغییر ساختار هم اگر لازم باشد در چارچوب قوانین همین کشور عزیزمان مطرح و پیگیری نمایید. از خطای استراتژیک خود دست بردارید و به امثال ترامپ دل خوش ننمایید!
انتخابات ریاست جمهوری آمریکا شکاف و گسل عمیق دموکراسی را با قانون و عدم پایبندی مجری به قانون را که شخص ترامپ باشد به خوبی عریان نمود و بار دیگر نشان داد گره خوردن قدرت با ثروت چه معجون خطرناکی خواهد شد و سیاست را چگونه بازیچه آمال و شهوات سرمایه داران افسارگسیخته قرار خواهد داد که نتیجه آن چیزی جز ایستادگی در برابر قانون نیست و چه بسا برآیند آن کودتایی باشد که زمینه هایش در حال شکل گیری است و شاید به همین دلیل باشد که کنگره آمریکا برای ابتر گذاشتن این طرح؛ به دنبال استیضاح ترامپ برآمده تا زودتر از 20 ژانویه وی را قانونا از ریاست جمهوری کنار گذارند و مانع عملی شدن تبعات سنگین کودتای احتمالی گردند. و قطع توئیترترامپ نیز شاید در همین راستا صورت گرفته باشد که نتواند با هوادارانش به راحتی ارتباط برقرار نماید و آنان را برای ادامه آشوب ها رهبری نماید تا جامعه را ملتهب سازد و امنیت عمومی را برهم زند. خوش بینان ترین تحلیل گران هم فکر نمی کردند پایان دوران ریاست جمهوری ترامپ که گستاخ ترین رییس جمهور آمریکا بوده است چنین رقم خورد و با این فضاحت، دموکراسی در آمریکا را زیر سئوال برد و دست به اقدامات هنجارشکنانه زند و طرفدارانش را تشجیع کند که از سر حماقت کنگره قانونگذاری را اشغال و فاتحه دموکراسی را در حرکتی آشوبگرانه بخواند.
شاید انتظار این بود كه روز ششم ژانويه، روزي كه قرار بود كنگره امريكا آراي الكترال را تأييد و جو بايدن را رسما به عنوان رييسجمهور منتخب آمريكا معرفي كند، ترامپ هم با آرامش تن به قانون می داد و با یک بیانیه پیروزی بایدن را تبریک بگوید و مثل یک جنتلمن غربی، مسند قدرت را به منتخب ملت آمریکا واگذار می نمود! اما این انتظار محقق نشد تا جایی که گردنکشی ترامپ هزینه های سنگینی را بر جامعه سیاسی آمریکا تحمیل نمود و نه تنها دموکراسی غربی را به طور جد با بحران مشروعیت و ناکارآمدی مواجه ساخت که اقتدار داخلی و بین المللی آمریکا را نیز از سوی دیگر با چالش های اساسی روبرو نمود تا جهانیان به پوشالی بودن این دموکراسی باد کرده بیشتر واقف گردند.
سخنان روز چهارشنبه 17 دی ماه سال جاری ترامپ هم با هوادارانش در نوع خود جالب است. او از جایگاه رجل سیاسی طراز اول که همان مسند ریاست جمهوری باشد تنزل یافته و به عنوان لیدر یک اقلیت آشوبگر وارد صحنه شده و با طرفدارانش که در خيابانهاي اطراف كنگره تجمع كرده بودند این گونه سخن می گوید:
«تمام شماهايي كه امروز در اينجا تجمع كرديد مطمئنا نميخواهيد انتخابات رياستجمهوري آمريكا به وسيله چپهاي افراطي و دموكراتها دزديده شود. رسانههاي دروغپرداز هم نميتوانند ما را از پا بيندازند؛ ما هرگز تسليم نخواهيم شد، ما هرگز شكست را نميپذيريم.»
رييسجمهور آمريكا در پايان از هوادارانش خواست به سوي كنگره حركت كنند و وعده داد كه همراه آنها برود:«ما به سوي خيابان پنسيلوانيا خواهيم رفت. من پنسيلوانيا را خيلي دوست دارم. ما به سوي كنگره حركت خواهيم كرد. ما تلاش ميكنيم به نمايندگان ضعيف حزب جمهوريخواه دلگرمي بدهيم تا جرات و غرور لازم براي به چالش كشيدن نتايج دروغين را پيدا كنند. نمايندگان شجاع نيازي به حمايت ما ندارند، آنها خود وظيفهشان را به خوبي انجام خواهند داد. بياييد به سمت خيابان پنسيلوانيا حركت كنيم. من همراه شما خواهم بود.»
سخنان ترامپ نشان داد اولا او دموکراسی آمریکایی را قبول ندارد؛ ثانیا وی افراطی تمام عیار است که ملاک و معیار خود اواست نه قانون اساسی آمریکا و سوگندی که در روز تحلیف ریاست جمهوریش در دفاع از قانون و اعتلای آمریکا خورده است؛ ثالثا ترامپ با این رفتار آشوبگرانه دیگر مورد تأیید سران حزب جمهوريخواه نبوده و افراد حزب نیز در حال فاصله گیری از ایشان هستند، رابعا وضعیت آمریکا بحرانی است و این ماجرا اگر هم ختم به خیر شود و غائلـهاش فرو کش نماید به مانند آتش خاکستری خواهد ماند که ممکنست هر از چند گاهی، این زخم سر بـاز کند و بوی تعفن دمل چرکینش آمریکاییان و غرب زدگان و عاشقان سینه چاکش را خفه سازد، و خامسا همان گونه که در مطلع این یادداشت عنوان شد رفتار ترامپ و هوادارانش وحشيانه و «عليه دموكراسي» خوانده شده است.
جهان به واسطه انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در چند ماه اخیر با چهره واقعی و زشت آمریکا مواجه بوده است و به اذعان تحلیلگران غربی این زشتی همیشه وجود داشته اما در پشت نقاب بوده و امروز این نقاب کنار زده شده است و از آمریکای واقعی رونمایی گشته است.
این تحلیلگـران با یادداشت هـای خود که در روزنـامه های آمریکایی همچون روزنامه نیویورکتایمز به چاپ رسانده اند گفته اند؛ «...ما با یادآوری آن چه در روز ششم ژانویه در کنگره گذشت باید با چهره زشت آمریکا روبرو شویم تا این احساس درماندگی تا بن استخوانهای آمریکاییها جریان یابد و آنها را مجبور کند تا فکری برای رهایی از این شرمساری بکنند...»
و یا یکی دیگراز تحلیلگران آمریکایی با توجه به نقض آشکار و صریح مردمسالاری در کشورش، در انتقادی طنزگونه و کنایه آمیز و تلخ نوشته است: «منتظرم آمریکا به آمریکا حمله کند تا بتوانند دموکراسی را مجدداً در این کشور برقرار کنند»!
آری از همان روزی که ترامپ از پیمان نامه های بین المللی یکی پس از دیگری خارج شد و کنگره در مقابلش قد علم نکرد و ترمزش را نکشید تا منتهی به خروج یکطرفه اش از برجام شد و پشت به گروه 1+5 نمود، باید تشخیص داده می شد وی برای این روزها هم خواب دیده است. و یا وقتی با کمال وقاحت؛ افراطی گری خود را در نژاد پرستی نشان داد و کمر به قتل سیاه پوستان و رنگین پوستان آمریکا بست این اقدام باید زنگ خطر و هشداری تلقی می گردید تا کنگره وارد گود شود و با دخالت به هنگام دست و پا او را در پوست گردو قرار دهد تا امنیت داخلی آمریکا را قربانی تفکرات فاشیستی خود ننماید. و یا وقتی دستور ترور شهید سلیمانی و ابومهدی المهندس را صادر و شهادت آن دو را رقم می زند و با پستی هرچه تمام تر مسئولیت این دو ترور را رسما برعهده می گیرد و کنگره نه تنها این ترور دولتی را محکوم نمی کند و مورد استیضاحش قرارنمی دهد بلکه بنحوی این اقدام شنیع را تأیید می کند، باید هم مورد حمله قرار بگیرد و اشغال گردد! بنابر ضرب المثل معروف؛ خود کرده را تدبیر نیست و هرچه بر سر کنگره بیاد حقش است و باید تاوان حمایت های بیجای خود را نسبت به اندیشه های مخرب ضد حقوق بشری و افراطی نژادپرستانه و تروریستی ترامپ پرداخت نماید و نمی تواند پای خودش را از اقدامات هنجارشکنانه داخلی و بین المللی ترامپ عقب کشد و به تطهیر خود بپردازد.
کنگره اگر بیشتر از ترامپ مقصر نباشد کمتر هم نیست زیرا یکی از تأثیرگزارترین عواملی که ترامپیسم را شکل داده و به وجود آورده خود کنگره بوده است که امروز شعله های این آتش دامنش را گرفته کرده است و امنیت داخلی و بین المللی آمریکا را به طور جدی خدشه دار نموده و اقتدار این ابرقدرت را که افولش آغاز شده به چالش کشانده است. این همه از آن چه گفتیم هنر ترامپ بوده است و باید از ترامپ به صورت ویژه تشکر کنیم که آمریکا را بدون روتوش به جهانیان معرفی نمود. زنده باد ترامپ. که کار ما را برای شناساندن آمریکا به جهانیان راحت کرد.
چه بیچاره هستند کسانی به مانند فائزه هاشمی رفسنجانی دل به ترامپی خوش کرده اند تا سیاست های استکبار ستیزی ایران را تغییر دهد و چند صباحی با ذلت به صدارت رسند و با نگاه فمینیستی بر مسند قدرت تکه زنند و جامعه ایران را دو دستی تقدیم آمریکا نمایند!
سخنان فائزه اوج استیصال فکری امثال ایشان را نشان می دهد که درمانده از درک انقلاب اسلامی و اهداف آن هستند و این جماعت اگر هم به جایی رسیده اند تا نام و نشانی داشته باشند از همین انقلاب بوده و حالا بعد از 4 دهه ذات خود را بروز دادهاند که چه در سر داشته و دارند. گویا وطن برای آنان معنا ندارد، میهن پرستی در افق فکری آنان جایگاهی ندارد. باز به غیرت برادرش محسن که با محبت برادری و اخلاق کریمانه به وی نهیب زده و خواستار عذرخواهی خواهر از ملت ایران شده است. امید است فائزه چنین کند و از برادر حرف شنوایی نماید و به خاطر آبرو پدر مرحومش؛ بعد ازاین، سخنان سنجیده و در اندازه شخصیت بزرگ هاشمی بیان نماید و دست از دامن ترامپ- که طناب پوسیده ای است- و امثال ترامپ کشیده و به دامن ملت عزیز ایران باز گردد و بداند امید به استکبارغرب برای رسیدن به قدرت؛ امید واهی است و این خواب در ایران هرگز تعبیر نخواهد شد و لذا اگر ترامپ قدرت داشت خودش را حفظ می کرد تا بر سر قدرت بماند!

میراث امروز ترامپ برای آمریکاییان چیزی جز شرمساری، سرافکندگی، افول اقتدار، نابودی ارزش های اخلاقی، دفن دموکراسی، نقض مردم سالاری، هنجارشکنی ها در معیارها، شکستن حـریم قانون اساسی و حـرمت های اجتماعی، و... نمی باشد؛ خانم فائزه هاشمی شما با چنین ترامپی که امروز مایه تمسخر آمریکاییان و جهانیان قرار گرفته است، می خواهید ساختار سیاسی در انقلاب و جمهوری اسلامی را تغییر دهید؟! حاشا و کلا. انصاف هم چیز خوبی است کاش بیدار شوید قبل از آن که بیدارتان کنند.
به دامن ملت باز گردید و در اقیانوس محبت این مردم شنا کنید و نقدهای سازنده خود را بدون حب و بغض در همین سرزمین برای تغییر ساختار هم اگر لازم باشد در چارچوب قوانین همین کشور عزیزمان مطرح و پیگیری نمایید. از خطای استراتژیک خود دست بردارید و به امثال ترامپ دل خوش ننمایید!
دکتر اسدالله افشار
آدرس کوتاه خبر:
