نظام برتر و بدیع در عرصه های جهانی
پایگاه خبری تحلیلی میار، حضرت آیت اللّه خامنهای ولیّ امر مسلمین، روز چهاردهم خرداد سال ۱۳۸۳ در مراسم سالگرد رحلت حضرت امام خمینی (ره) جایگاه ولایت فقیه را جایگاه مهندسی نظام، جلوگیری از انحراف به چپ و راست و حفظ جهت صحیح کشور برشمردند و تأکید فرمودند؛
«ولایت فقیه نه حکومت مطلقه ی فردی و نه امری تشریفاتی است، ضمن آنکه نقش حاکمیّت اجرایی، تقنینی و قضائی را برعهده ندارد بلکه پاسدار و دیدهبان حرکت کلّی نظام به سمت تحقّق اهداف آرمانی است.»
ولایت فقیه از امور واضح و مسلّم فقه شیعه بوده و از پشتوانه ی عقلانی و منطقی غنی و قوی برخوردار است و به بیان مقام معظّم رهبری، قابل دفاعترین اصل فقهی است. افراد مغرض یا ناآگاهی هستند که میگویند این اصل از ابتکارات امام خمینی (ره) بوده و قبل از آن جایگاهی در فقه و فقاهت نداشته، در حالی که با اندکی تتبّع در ادوار فقه شیعی، خواهیم دید این موضوع و مبحث از دیرباز جزو ارکان مباحث فقهی بوده است امّا علما و فقهای عزیز ، مجال بروز و بسط و شرح تامّه ی آن را نداشتهاند. حضرت امام خمینی (ره) حرکت عظیم و خطیری که در این مورد انجام دادند، گسترش ریشه دار مبحث ولایت فقیه و کارآ و کاربردی ساختن آن همراه با ارائهی استدلالات و براهین روشن بود. همچنین این مسئله به صورت خلق السّاعه نبود که زمان بروز و طرح آن در ایّام پدیداری و پیروزی انقلاب اسلامی ایران باشد. حضرت امام این مبحث را از سال ۱۳۴۷ شمسی در نجف اشرف طیّ جلسات متعدّد، مطرح فرمود و نوارهای آن نیز در سال ۱۳۴۸ به ایران رسید.
ولایت فقیه به رغم تبلیغات سوء و شبهه افکنی های موجود پیرامون آن ـ که میگویند حکومت مطلقه ی فردی توتالیتر، استبدادمآبانه و خودکامگی است ـ آزاد اندیشانهترین و دموکراتیکترین نظام هاست. در این نظام الهی باید کسی رأس کار بیاید که اهل تخلّف و انحراف نباشد؛ و اگر دچار لغزش و انحراف و تخلّفی شود، خود به خود از این جایگاه قدسی، منعزل میشود، حتّی نیاز به عزل او از جانب قوای گوناگون نظام و مردم نیست. این امر به دلیل شرایط احراز این مقام است که از جملهی این شروط، عدالت است و در فقه اسلامی، آن قدر دایرهی شرط عدالت را محدود ساختهاند که بعضی ها ارتکاب مکروه را نیز باعث خدشه وارد ساختن به آن می دانند، چه رسد به ارتکاب حرام الهی، آن هم در سطحی که مصلحت ملّی، نادیده گرفته شود.
زمان شناسی نیز از شرایط و ضمانتهای اجرایی ولایت فقیه است که این نیز بازمیگردد به عزّتمندی و نفوذناپذیری تصدّی کنندهی این مقام والا. اگر ولیّ فقیه، زمان آگاه و دشمن شناس نباشد و مکاتب و نحلههای فکری و سران ممالک و سیرهی سیاسی آنان را نشناسد، در برابر سیاست بازی ها و اغواگری هایی که خصیصهی دیپلماسی های جهانی است منفعل شده و تصمیمات او تحت فشارها و شرایط روز یغماگران و سلطهجویان دنیا اتّخاذ خواهد شد. در حال حاضر، گرفتاری انسان ها و زیر پا گذاشته شدن حقوق آنان، منبعث از همین بی عدالتی ها و نفوذپذیری های سران و صاحبنظران سیاسی دنیاست. پس ولایت فقیه را بیهوده واپسگرایی و ارتجاع میخوانند، در حالی که یک نظام برتر و بدیع در سطح جهانی است و میتواند ندای آزادی خواهی و عطشناکی ستمدیدگان را به خوبی پاسخگو بوده و از تزویر و عوام فریبیهای موجود به دور باشد.
ضمن آنکه این نظام کاملاََ دموکراتیک است و با سازوکار دموکراتیک شکل میگیرد. ولیّ فقیه با یک واسطه ـ مجلس خبرگان ـ توسّط رأی مردم انتخاب شده و حتّی در دوره ی تصدّی این مقام تحت نظارت این نهاد مردمی قرار دارد؛ نظارتی که دیگر نظام های جهانی فاقد آن است و مردم فقط رأی دهنده هستند و در طول حاکمیّت فرد مورد نظرشان هیچ اطّلاع و نظارتی نسبت به اعمال و سیاست های داخلی و خارجی او ندارند.
با این حال، آنان که نظام سیاسیشان پشتوانهی فکری و فرهنگی قوی و مستدلّی ندارد و بعضاََ مطرود و منفور نیز هستند، به تبلیغ مکتب و نحله و نظام خویش میپردازند و حتّی بحث جهانیسازی را در بوق و کرنا میکنند، ولی در کشور ما نه تنها به تبلیغ نظام الهی ولایت فقیه نمیپردازند بلکه برخی از خواصّ ما به دلیل ترس از انگ خوردن ها و اتّهام های واهی، دم فروبستهاند و از سویی دیگر بعضی از خواصِ مفتون غرب، اغوا گشته و خودباخته، ولایت فقیه را با عناوین شرمآوری چون استبداد و حکومت مطلقه ی فردی، مورد هتک و هجمه قرار میدهند. دانشگاهیان عزیز و متعهد ما بر خود فرض بدانند که با بحث و بررسی پیرامون مبحث ولایت فقیه و همفکری و همگرایی با حوزویان در این خصوص، و نیز آگاهسازی اقشار مختلف، به دفع و خنثی سازی و بازدارندگی در برابر هجمات فکری و فرهنگی کینهورزان بپردازند.
دشمنان ما اکنون با مبحث «ولایت» به معنای حکومت، مشکلی ندارند، آنان با «فقیه»، مخالف هستند و میدانند اگر ولایت و حاکمیّت در دستان سعادت بخش «فقیه» باشد، دین به معنای حقیقی و عینی در جامعه حضور یافته و مبادی نفوذ فکر و فرهنگ مادّی گرایانه و پوچ انگارانهی غرب، بسته خواهد شد. میدانند که تا این جایگاه رفیع در جامعه موجود است، توطئهها و دسیسههایشان اگر چه باعث زحمت و گرفتاری خواهد شد، امّا هیچ خللی در ارکان نظام اسلامی ایجاد نخواهد کرد.
از معانی لغوی مهمّ «ولایت»، پیوستگی و همگرایی است که متأسّفانه با اینکه بسیاری از جهانیان حتّی دشمنان آیین و میهن ما این مفهوم را دریافتهاند، برخی دوستان از این معنا غافلند. در نظامی که مرکزیّت آن «ولایت» فقیه است، صفوف و قلوب میلیون ها مردم به هم پیوسته است و «فقیه» موجب آشنایی و اُنس پیوستهی مردم و مجموعهی نظام با معارف و معالم دینی و ادراک صحیح متون وحیانی و روایی و عدم انحراف از اسلام ناب محمّدی (ص) میباشد؛ و این خوشایند اهل سلطه و استکبار نیست.
امام باقر علیه السّلام فرمود:
«بُنِيَ الإسلامُ على خَمْسٍ : عَلى الصَّلاةِ ، و الزَّكاةِ ، و الصَّومِ ، و الحَجِّ ، و الوَلايةِ ، و لَمْ يُنادَ بِشَيْءٍ كَما نُودِيَ بالوَلايةِ.»
اسلام بر پنج پايه استوار است: نماز، زكات، روزه، حج و ولايت؛ و بر هيچ چيز به اندازه ولايت تأكيد نشده است.
اصول کافی، جلد ۲، صفحه ۱۸
امام خمینی فرمود:
قضیه ولایت فقیه یک چیزی نیست که مجلس خبرگان ایجاد کرده باشد. ولایت فقیه یک چیزی است که خدای تبارک و تعالی درست کرده است. همان ولایت رسول الله است.
صحیفه امام خمینی، جلد ۱۰ صفحه ۳۰۸
«ولایت فقیه نه حکومت مطلقه ی فردی و نه امری تشریفاتی است، ضمن آنکه نقش حاکمیّت اجرایی، تقنینی و قضائی را برعهده ندارد بلکه پاسدار و دیدهبان حرکت کلّی نظام به سمت تحقّق اهداف آرمانی است.»
ولایت فقیه از امور واضح و مسلّم فقه شیعه بوده و از پشتوانه ی عقلانی و منطقی غنی و قوی برخوردار است و به بیان مقام معظّم رهبری، قابل دفاعترین اصل فقهی است. افراد مغرض یا ناآگاهی هستند که میگویند این اصل از ابتکارات امام خمینی (ره) بوده و قبل از آن جایگاهی در فقه و فقاهت نداشته، در حالی که با اندکی تتبّع در ادوار فقه شیعی، خواهیم دید این موضوع و مبحث از دیرباز جزو ارکان مباحث فقهی بوده است امّا علما و فقهای عزیز ، مجال بروز و بسط و شرح تامّه ی آن را نداشتهاند. حضرت امام خمینی (ره) حرکت عظیم و خطیری که در این مورد انجام دادند، گسترش ریشه دار مبحث ولایت فقیه و کارآ و کاربردی ساختن آن همراه با ارائهی استدلالات و براهین روشن بود. همچنین این مسئله به صورت خلق السّاعه نبود که زمان بروز و طرح آن در ایّام پدیداری و پیروزی انقلاب اسلامی ایران باشد. حضرت امام این مبحث را از سال ۱۳۴۷ شمسی در نجف اشرف طیّ جلسات متعدّد، مطرح فرمود و نوارهای آن نیز در سال ۱۳۴۸ به ایران رسید.
ولایت فقیه به رغم تبلیغات سوء و شبهه افکنی های موجود پیرامون آن ـ که میگویند حکومت مطلقه ی فردی توتالیتر، استبدادمآبانه و خودکامگی است ـ آزاد اندیشانهترین و دموکراتیکترین نظام هاست. در این نظام الهی باید کسی رأس کار بیاید که اهل تخلّف و انحراف نباشد؛ و اگر دچار لغزش و انحراف و تخلّفی شود، خود به خود از این جایگاه قدسی، منعزل میشود، حتّی نیاز به عزل او از جانب قوای گوناگون نظام و مردم نیست. این امر به دلیل شرایط احراز این مقام است که از جملهی این شروط، عدالت است و در فقه اسلامی، آن قدر دایرهی شرط عدالت را محدود ساختهاند که بعضی ها ارتکاب مکروه را نیز باعث خدشه وارد ساختن به آن می دانند، چه رسد به ارتکاب حرام الهی، آن هم در سطحی که مصلحت ملّی، نادیده گرفته شود.
زمان شناسی نیز از شرایط و ضمانتهای اجرایی ولایت فقیه است که این نیز بازمیگردد به عزّتمندی و نفوذناپذیری تصدّی کنندهی این مقام والا. اگر ولیّ فقیه، زمان آگاه و دشمن شناس نباشد و مکاتب و نحلههای فکری و سران ممالک و سیرهی سیاسی آنان را نشناسد، در برابر سیاست بازی ها و اغواگری هایی که خصیصهی دیپلماسی های جهانی است منفعل شده و تصمیمات او تحت فشارها و شرایط روز یغماگران و سلطهجویان دنیا اتّخاذ خواهد شد. در حال حاضر، گرفتاری انسان ها و زیر پا گذاشته شدن حقوق آنان، منبعث از همین بی عدالتی ها و نفوذپذیری های سران و صاحبنظران سیاسی دنیاست. پس ولایت فقیه را بیهوده واپسگرایی و ارتجاع میخوانند، در حالی که یک نظام برتر و بدیع در سطح جهانی است و میتواند ندای آزادی خواهی و عطشناکی ستمدیدگان را به خوبی پاسخگو بوده و از تزویر و عوام فریبیهای موجود به دور باشد.
ضمن آنکه این نظام کاملاََ دموکراتیک است و با سازوکار دموکراتیک شکل میگیرد. ولیّ فقیه با یک واسطه ـ مجلس خبرگان ـ توسّط رأی مردم انتخاب شده و حتّی در دوره ی تصدّی این مقام تحت نظارت این نهاد مردمی قرار دارد؛ نظارتی که دیگر نظام های جهانی فاقد آن است و مردم فقط رأی دهنده هستند و در طول حاکمیّت فرد مورد نظرشان هیچ اطّلاع و نظارتی نسبت به اعمال و سیاست های داخلی و خارجی او ندارند.
با این حال، آنان که نظام سیاسیشان پشتوانهی فکری و فرهنگی قوی و مستدلّی ندارد و بعضاََ مطرود و منفور نیز هستند، به تبلیغ مکتب و نحله و نظام خویش میپردازند و حتّی بحث جهانیسازی را در بوق و کرنا میکنند، ولی در کشور ما نه تنها به تبلیغ نظام الهی ولایت فقیه نمیپردازند بلکه برخی از خواصّ ما به دلیل ترس از انگ خوردن ها و اتّهام های واهی، دم فروبستهاند و از سویی دیگر بعضی از خواصِ مفتون غرب، اغوا گشته و خودباخته، ولایت فقیه را با عناوین شرمآوری چون استبداد و حکومت مطلقه ی فردی، مورد هتک و هجمه قرار میدهند. دانشگاهیان عزیز و متعهد ما بر خود فرض بدانند که با بحث و بررسی پیرامون مبحث ولایت فقیه و همفکری و همگرایی با حوزویان در این خصوص، و نیز آگاهسازی اقشار مختلف، به دفع و خنثی سازی و بازدارندگی در برابر هجمات فکری و فرهنگی کینهورزان بپردازند.
دشمنان ما اکنون با مبحث «ولایت» به معنای حکومت، مشکلی ندارند، آنان با «فقیه»، مخالف هستند و میدانند اگر ولایت و حاکمیّت در دستان سعادت بخش «فقیه» باشد، دین به معنای حقیقی و عینی در جامعه حضور یافته و مبادی نفوذ فکر و فرهنگ مادّی گرایانه و پوچ انگارانهی غرب، بسته خواهد شد. میدانند که تا این جایگاه رفیع در جامعه موجود است، توطئهها و دسیسههایشان اگر چه باعث زحمت و گرفتاری خواهد شد، امّا هیچ خللی در ارکان نظام اسلامی ایجاد نخواهد کرد.
از معانی لغوی مهمّ «ولایت»، پیوستگی و همگرایی است که متأسّفانه با اینکه بسیاری از جهانیان حتّی دشمنان آیین و میهن ما این مفهوم را دریافتهاند، برخی دوستان از این معنا غافلند. در نظامی که مرکزیّت آن «ولایت» فقیه است، صفوف و قلوب میلیون ها مردم به هم پیوسته است و «فقیه» موجب آشنایی و اُنس پیوستهی مردم و مجموعهی نظام با معارف و معالم دینی و ادراک صحیح متون وحیانی و روایی و عدم انحراف از اسلام ناب محمّدی (ص) میباشد؛ و این خوشایند اهل سلطه و استکبار نیست.
امام باقر علیه السّلام فرمود:
«بُنِيَ الإسلامُ على خَمْسٍ : عَلى الصَّلاةِ ، و الزَّكاةِ ، و الصَّومِ ، و الحَجِّ ، و الوَلايةِ ، و لَمْ يُنادَ بِشَيْءٍ كَما نُودِيَ بالوَلايةِ.»
اسلام بر پنج پايه استوار است: نماز، زكات، روزه، حج و ولايت؛ و بر هيچ چيز به اندازه ولايت تأكيد نشده است.
اصول کافی، جلد ۲، صفحه ۱۸
امام خمینی فرمود:
قضیه ولایت فقیه یک چیزی نیست که مجلس خبرگان ایجاد کرده باشد. ولایت فقیه یک چیزی است که خدای تبارک و تعالی درست کرده است. همان ولایت رسول الله است.
صحیفه امام خمینی، جلد ۱۰ صفحه ۳۰۸
سیّد مسعود علوی
آدرس کوتاه خبر:
