خودش مخالف بود..
پایگاه خبری تحلیلی میار؛ شجریان صدای خوبی داشت و خوب می خواند، اما این اواخر خوب حرف نمی زد!
توقع آن است استاد موسیقی، تاریخ موسیقی را بداند، توقع آن است هنرمند منصف و قدرشناس باشد. او راست می گفت اهل سیاست نیست و ..
کاش واقعا خودش را کنار می کشید، خود را به سمت مردمش می کشاند..
کاش در رسانه هایی که کوک شده اند علیه ملت و وطن، آواز جدایی نمی خواند..
شجریان در تصنیف سیاسی اش علیه وطن، انصاف و عدالت را هم مخشوش کرد و نتوانست از حنجره اش درست استفاده کند و بیرون نزند!
او در حالی به اشتباه و خلاف واقع از مخالفت ١۴٠٠ با هنر گفت که بخش عظیمی از هنر ایرانیان در سایه اسلام شکوفا و حتی خلق شد. نمی دانم مرحوم شجریان تا چه میزان با فردوسی و هنرش آشنا بود، سعدی و حافظ و مولانا را چقدر می شناخت، که اگر می شناخت یا تجاهل نمی کرد این طور بیرحمانه سخن نمی گفت.
او در حالی به ناروا نظام و اسلام را به مخالفت با موسیقی منسوب کرد که رهبری نظام، نام او را برده بود و با بیان مصداق آهنگی که او خوانده بود را موسقی حلال و درست معرفی کرده بود! (سخنرانی رهبری 5 مرداد 1370)
بماند حمایتها و تأییدات و حتی تشویق، نظام اسلامی از سایر خوانندگان...
او در حالی این گونه ظالمانه بر نظام مردمی تاخت که با حمایت همین نظام کنسرتها برگزار کرد و آلبومها منتشر... وزیر فرهنگ همین نظام سال ٨٧ به دیدار او رفت. رییس جمهور سابق و فعلی همین نظام از او حمایت کردند..
آری! دقیق که بشویم نه نظام با او مشکل داشت نه اسلام با موسیقی او.. بلکه این شجریان بود که سودای مخالفت با اسلام و حکومت مردمی ایران داشت..او خودش نامه زد به صدا و سیما که صدایم را قطع کنید.. او مصر بود خود را خاشاک بداند و صدای اقلیت فتنه گری باشد که علیه جمهوریت شورش کرده بودند..
با این حال با همه سخنان ناروایش تحت امنیت و حمایت و نجابت همین نظام به وصیتش عمل شد و در کنار فردوسی ای آرمید که شاید لااقل این اواخر نسبتی نه با حماسه او داشت نه هنر ایرانی و مردمی اش!
به هر تقدیر روحش شاد
توقع آن است استاد موسیقی، تاریخ موسیقی را بداند، توقع آن است هنرمند منصف و قدرشناس باشد. او راست می گفت اهل سیاست نیست و ..
کاش واقعا خودش را کنار می کشید، خود را به سمت مردمش می کشاند..
کاش در رسانه هایی که کوک شده اند علیه ملت و وطن، آواز جدایی نمی خواند..
شجریان در تصنیف سیاسی اش علیه وطن، انصاف و عدالت را هم مخشوش کرد و نتوانست از حنجره اش درست استفاده کند و بیرون نزند!
او در حالی به اشتباه و خلاف واقع از مخالفت ١۴٠٠ با هنر گفت که بخش عظیمی از هنر ایرانیان در سایه اسلام شکوفا و حتی خلق شد. نمی دانم مرحوم شجریان تا چه میزان با فردوسی و هنرش آشنا بود، سعدی و حافظ و مولانا را چقدر می شناخت، که اگر می شناخت یا تجاهل نمی کرد این طور بیرحمانه سخن نمی گفت.
او در حالی به ناروا نظام و اسلام را به مخالفت با موسیقی منسوب کرد که رهبری نظام، نام او را برده بود و با بیان مصداق آهنگی که او خوانده بود را موسقی حلال و درست معرفی کرده بود! (سخنرانی رهبری 5 مرداد 1370)
بماند حمایتها و تأییدات و حتی تشویق، نظام اسلامی از سایر خوانندگان...
او در حالی این گونه ظالمانه بر نظام مردمی تاخت که با حمایت همین نظام کنسرتها برگزار کرد و آلبومها منتشر... وزیر فرهنگ همین نظام سال ٨٧ به دیدار او رفت. رییس جمهور سابق و فعلی همین نظام از او حمایت کردند..
آری! دقیق که بشویم نه نظام با او مشکل داشت نه اسلام با موسیقی او.. بلکه این شجریان بود که سودای مخالفت با اسلام و حکومت مردمی ایران داشت..او خودش نامه زد به صدا و سیما که صدایم را قطع کنید.. او مصر بود خود را خاشاک بداند و صدای اقلیت فتنه گری باشد که علیه جمهوریت شورش کرده بودند..
با این حال با همه سخنان ناروایش تحت امنیت و حمایت و نجابت همین نظام به وصیتش عمل شد و در کنار فردوسی ای آرمید که شاید لااقل این اواخر نسبتی نه با حماسه او داشت نه هنر ایرانی و مردمی اش!
به هر تقدیر روحش شاد
حجت الاسلام مهدی عامری
آدرس کوتاه خبر:
