تسعیر مجدد داراییهای خارجی بانکمرکزی؛ بنزینی تازه روی آتش تورم
یک کارشناساقتصادی در واکنش به اخباری در مورد قصد احتمالی دولت برای جبران ۱۵۰ هزار میلیارد تومان از کسری بودجه با تسعیر داراییهای خارجی بانکمرکزی هشدار داد این کار ریختن بنزین روی آتش تورم است.
به گزارش میار، انتشار اخباری درباره تصمیم دولت جهت تسعیر مجدد داراییهای خارجی بانکمرکزی به عنوان یکی از راهکارهای دولت جهت جبران بخشی از کسری بودجه نگرانیهای مختلفی ایجاد کرده است.بر اساس برخی گزارش ها دولت قصد دارد 150 هزار میلیارد تومان از محل تسعیر داراییهای خارجی بانکمرکزی برای تامین کسری بودجه سال 99 درآمد کسب کند.
با توجه به اهمیت این مساله و تبعات احتمالی گسترده ای که در پی خواهد داشت سید بهاالدین حسینی هاشمی کارشناساقتصادی و مدیر عامل اسبق بانکهای صادرات و سرمایه به چند سوال پیرامون این موضوع پاسخهای جالب توجهی دادهاست.
با توجه به اخبار منتشر شده به نظر شما جبران کسری بودجه با تسعیر دارایی ها چه اثراتی در تورم خواهد داشت؟
جبران کسری بودجه با تسعیر داراییهای خارجی دولت به صورت دلار یا یورو مانند ریختن بنزین روی آتش است، مسلما مسوولین بانکمرکزی و وزارت اقتصاد به خوبی میدانند که با این کار به جز شعله ور تر کردن و گر گرفتن تورم و کاهش ارزش پول ملی اقدام دیگری که به نفع اقتصاد باشد را انجام نمی دهند. تسعیر داراییهای خارجی در این موقعیت تورمی که اقتصاد مشکلات مختلفی دارد و تولیدی در آن وجود ندارد به شدت به ضرر و زیان منافع ملی اقتصادی است. مثلا اینک در ترازنامه بانکمرکزی نرخ هر یورو 10 هزار تومان است، وقتی تسعیر براساس یورو با قیمت 30 هزار تومان صورت بگیرد به این معناست که دو برابر نقدینگی به اقتصاد تزریق شده در حالی که ما به ازای این نقدینگی کالا یا ثروت مادی ایجاد نشدهاست. در واقع تسعیر در چنین شرایطی که با افزایش نقدینگی انجام میشود ماحصلی جز تورم ندارد. بی تردید اگر نقدینگی ماحصل تسعیر به نقدینگی موجود در اقتصاد وارد شود دولت، بانکمرکزی و وزارت اقتصاد مسبب وارد کردن پول پرقدرت در اقتصاد کشور میشوند. ضریب فزاینده پولی که از این طریق وارد اقتصاد میشود بدون اتکا به تولید کالا و ثابت بودن کالا و خدمات موجب چند برابر شدن تورمی میشود که در اقتصاد ما کمر شکن شدهاست. قطعا تامین بودجه دولت از طریق تسعیر یکی از روشهای بسیار غیر معمول در چنین شرایطی است.
آیا تسعیر نرخ ارز میتواند برای دولت درآمدزایی ایجاد کند که خسارتی بر اقتصاد وارد نکند و منجر به تورم نشود؟
مسلما دولتی ها میدانند که تسعیر نرخ ارز هرگز نمی تواند منبع درآمدی برای تامین بودجه جاری دولت باشد. دولت در این شرایط وخیم اقتصادی نمی تواند با تسعیر نرخ ارز به قیمت جدید برای خود درآمد ایجاد کند تا از محل این درآمد بدهی خود را پرداخت کند، به کارمندان خود حقوق بدهد و مملکت را از این طریق اداره کند. در واقع دولت با تسعیر نرخ ارز پول بدون پشتوانه ای را مثل استقراض از بانکمرکزی وارد اقتصاد میکند که مشکلات اقتصادی بسیاری را به مردم که مهمترین آن افزایش چند برابری تورم است تحمیل میکند.
مقام ارشد وزارت اقتصاد گفته این منابع به منظور پرداخت بدهیهای دولت استفاده میشود واثر تورمی ندارد و تاثیری روی متغیرهایی مانند پایه پولی به جا نمی گذارد این حرف مغایر با صحبت شماست در این باره چه نظری دارید؟
وقتی دولت تسعیر نرخ ارز میکند عملا بنزین بر روی تورم ریخته است. فرض کنید مجموعه داراییهای ارزی دولت 100 میلیارد دلار است که با قیمت مثلا هزار تومان در ترازنامه بانکمرکزی آمده است دولت این 100 میلیارد دلار را با قیمت 200 هزارمیلیارد تومان یعنی دوبرابر به عنوان یک درآمد جدید برای خود شناسایی میکند و وارد خزانه خود میکند، در حالی که ما به ازای این مبلغ کالا و خدماتی نداشته است. دولتی که از این محل به دنبال پرداخت بدهی خود است، تلاش میکند تا بدهی خود را به پیمانکاران پروژههای عمرانی پرداخت کند، به کسانی که صورت وضعیت داده و از دولت طلبکار هستند، وقتی دولت از محل تسعیر بدهی خود را به این افراد میدهد آنها نیز پول را خرج میکنند و چون دولت برابر این پولی که به دست مردم داده کالای جدیدی عرضه نکرده پر واضح است که این پول روی قیمتها تأثیر میگذارد و افزوده شدن این پول روی پول قبلی سطح عمومی قیمتها را حداقل 2 تا 3 برابر بالا میبرد حال مقامهای وزارت اقتصاد باید جوابگوی این موضوع باشند که چگونه و برچه اساسی معتقدند که این پول تورمزا نیست؟! در حالی که رشد تورم زاست. چگونه کمیته تصمیم گیرنده تسعیر نرخ ارز معتقد است از ما به التفاوت ارز 4200 تومانی با ارز 8 هزار و 500 تومانی محاسبه شود منجر به افزایش تورم نمی شود؟ دولت در حسابداری ملی معادل ریالی تسعیر ارز را وارد اقتصاد میکند. مثلا خالص ارزش دارایی ارزی منهای بدهیهای ارزی رقمی 50 میلیاردی میشود اگر این رقم را حساب کنیم با قیمت ارز دولتی، وقتی دو سه برابر آزاد فروخته شود قطعا دولت رقم زیادی ریال طلبکار میشود. دولت ریال را به دست مردم میدهد بدون اینکه کالایی در اقتصاد تولید یا معامله شده باشد با این اقدام به یک باره قیمتها را چند برابر بالاتر میبرد و این تورم به تورم قبلی اضافه میشود.
با توجه به اینکه بانکمرکزی حافظ ارزش پول ملی است، چنین راهکارها و رویکردهای غیر تخصصی که از سوی دولت و بانکمرکزی به اقتصاد تحمیل میشود آیا ممکن است باعث سقوط بیش از پیش پول ملی شود؟
شک نکنید به شدت محتمل است، ضمن اینکه در تمام دنیا اولین وظیفه و مسئولیت مهم بانکمرکزی حفظ ارزش پول ملی و حفظ قدرت خرید پول ملی و جلوگیری از کاهش ارزش پول ملی است. چنین راهکارهایی مثل تسعیر راحت ترین راهکارهایی است که البته به عنوان بدترین راهکارها بانکمرکزی میتواند پیشنهاد بدهد یا اجرا کند. فروش داراییهای خارجی به قیمت روز بدترین کاری است که بانکمرکزی میتواند انجام دهد در حالی که بهترین روش سیاست دریافت ارز از مردم به بالاترین قیمت است. اگر ارز از بازار جمع شود و مردم در بازارها دلالی نکنند قطعا بار تورمی کاهش مییابد.
دولت از محلهای مختلف مانند فروش دارایی-فروش اوراق -تسعیر دارایی ها و...دنبال درآمد است آیا این واقعا اصلاح ساختاری اقتصادی برای کاهش وابستگی به نفت است؟
قطعا اسم این روش و شیوه را نمی توان تلاش برای تکیه به بودجه غیر نفتی یا تلاش برای اداره اقتصاد غیر نفتی نامید چرا که دولت مجبور است و نمی تواند نفتی بفروشد. اگر دولت میتوانست نفت بفروشد اگر فروش نفت و نظام بانکی تحریم نبود حتما و یقینا دولت تلاشی برای بستن بودجه بدون وابستگی به درآمدهای نفتی از خود نشان نمی دهد. دولت از روی اجبار نفت نمی فروشد و بودجه بدون نفت در حال اداره شدن است آن هم با این همه فشاری که به مردم وارد میشود، بنابراین دولت برای قطع وابستگی به درآمدهای نفتی کاری نکرده است. لذا چون درآمدهای نفتی قطع شده دولت به دنبال ایجاد درآمدهای دیگری چون فروش دارایی هاست، مثل نفت که دارایی عموم مردم است، حالا که نفت نمی تواند بفروشد با فروختن کارخانه و پالایشگاه و پتروشیمی ها تامین درآمد میکند. هر چند که فروش داراییهای دولتی در قالب خصوصی سازی واقعی خوب است چرا که منجر به جمع آوری ریال از بخش خصوصی میشود. مدیریت نقدینگی اگر باعث شود که پول ها از خزانه ملت که همان نظام بانکی است به سمت خزانه دولت برود خوب است چرا که منجر به جمع آوری دلالی میشود اما هر چه قدر پول از خزانه دولت به خزانه ملت سرازیر شود قطعا اثرات تورمی وخیمی بر اقتصاد به جا میگذارد.
منبع:راداراقتصاد
