قتل عجیب پس از بازگشت از پاریس به تهران
میار: جلسه محاكمه عظیم صبح دیروز در شعبه ششم دادگاه كیفری یك استان تهران به ریاست قاضی شقاقی برگزار شد. هر چند این محاكمه اولین جلسه رسیدگی به پرونده قتل ولی محمد است اما اولیای دم یعنی پدر و مادر ولی محمد و همسرش به عنوان ولی قهری فرزندانش؛ قبل از رسیدگی در دادگاه از قصاص قاتل اعلام گذشت كردند و محاكمه تنها از جنبه عمومی جرم برگزار شد.
به گزارش میار، یكی از برادران ولی محمد كه روز حادثه یعنی 26 بهمن 97، در صحنه به قتل رسیدن برادرش در پردیس حاضر بود، در دادگاه حضور پیدا كرده و به قضات گفت: «آن روز در كنار عظیم و برادرم بودم و دیدم كه عظیم نمیخواست به برادرم ضربهای وارد كند.»
در ادامه نوبت به متهم رسید كه دفاعیات خود را مطرح كند. عظیم كه به سختی فارسی صحبت میكند و لهجه غلیظ فرانسوی دارد در دفاع از خود گفت: «پدر و مادرم افغان بودند و من هم در افغانستان به دنیا آمدم، اما در همان كودكی به فرانسه رفتیم و تبعه فرانسه شدیم.»
متهم در ادامه میگوید: «با ولی محمد قوم و خویش بودیم. خیلی دلم میخواست او را ببینم. برای همین ویزای
سه ماهه گرفتم و به ایران آمدم. دو ماه در خانه ولی محمد بودم. تا اینكه روز حادثه به من گفت بیا با هم به مهمانی برویم. من هم قبول كردم. با برادرش و دو نفر دیگر از اقوام به خانه یكی از دوستانش رفتیم و آنجا شرب خمر كردیم. حال من خیلی بد شد. در حدی كه خون بالا میآوردم. آخر شب راه افتادیم كه به خانه ولی محمد برگردیم. در راه تصمیم بقیه عوض شد و گفتند به خانه یكی از اقوام میروند. اما من حالم بد بود و نمیخواستم با آنها بروم. از ماشین پیاده شدم. گرمم شده بود. كاپشنم را در آوردم و وسایل جیبم را كه سیگار و چاقو بود دستم گرفتم و داشتم میرفتم. ولی محمد دنبالم آمد و گفت با این حال تنهایی كجا میروی. میخواست به زور مرا دوباره سوار ماشین كند. من هم مقاومت میكردم. در همان كشمكش نفهمیدم چطور چاقو به پشت او اصابت كرد.»
مقتول بعداز انتقال به بیمارستان بهدلیل شدت خونریزی جان خود را از دست داد. متهم با یادآوری روز حادثه منقلب شد و روی صندلی نشست و ادامه داد: «نمیدانم چرا این اتفاق افتاد. حالا خانواده او بدون دریافت دیه گذشت كرده و من را تا آخر عمر مدیون خود كردند.»
جلسه رسیدگی به پرونده خاتمه یافت و رای قضات بهزودی صادر میشود.
به گزارش میار، یكی از برادران ولی محمد كه روز حادثه یعنی 26 بهمن 97، در صحنه به قتل رسیدن برادرش در پردیس حاضر بود، در دادگاه حضور پیدا كرده و به قضات گفت: «آن روز در كنار عظیم و برادرم بودم و دیدم كه عظیم نمیخواست به برادرم ضربهای وارد كند.»
در ادامه نوبت به متهم رسید كه دفاعیات خود را مطرح كند. عظیم كه به سختی فارسی صحبت میكند و لهجه غلیظ فرانسوی دارد در دفاع از خود گفت: «پدر و مادرم افغان بودند و من هم در افغانستان به دنیا آمدم، اما در همان كودكی به فرانسه رفتیم و تبعه فرانسه شدیم.»
متهم در ادامه میگوید: «با ولی محمد قوم و خویش بودیم. خیلی دلم میخواست او را ببینم. برای همین ویزای
سه ماهه گرفتم و به ایران آمدم. دو ماه در خانه ولی محمد بودم. تا اینكه روز حادثه به من گفت بیا با هم به مهمانی برویم. من هم قبول كردم. با برادرش و دو نفر دیگر از اقوام به خانه یكی از دوستانش رفتیم و آنجا شرب خمر كردیم. حال من خیلی بد شد. در حدی كه خون بالا میآوردم. آخر شب راه افتادیم كه به خانه ولی محمد برگردیم. در راه تصمیم بقیه عوض شد و گفتند به خانه یكی از اقوام میروند. اما من حالم بد بود و نمیخواستم با آنها بروم. از ماشین پیاده شدم. گرمم شده بود. كاپشنم را در آوردم و وسایل جیبم را كه سیگار و چاقو بود دستم گرفتم و داشتم میرفتم. ولی محمد دنبالم آمد و گفت با این حال تنهایی كجا میروی. میخواست به زور مرا دوباره سوار ماشین كند. من هم مقاومت میكردم. در همان كشمكش نفهمیدم چطور چاقو به پشت او اصابت كرد.»
مقتول بعداز انتقال به بیمارستان بهدلیل شدت خونریزی جان خود را از دست داد. متهم با یادآوری روز حادثه منقلب شد و روی صندلی نشست و ادامه داد: «نمیدانم چرا این اتفاق افتاد. حالا خانواده او بدون دریافت دیه گذشت كرده و من را تا آخر عمر مدیون خود كردند.»
جلسه رسیدگی به پرونده خاتمه یافت و رای قضات بهزودی صادر میشود.
دسته بندی: قضایی و حقوقی / اسلاید شو
آدرس کوتاه خبر:
