جزئيات فوت پسربچهاي در استاديوم آزادي/ مقصران حتی حبس هم نمی کشند/ مسئولان استادیوم پیام تسلیت هم ندادند!
میار: پسر بچه شش ساله به نام عماد که قرار بود ۲۰ روز دیگر با توجه به آغاز سال تحصیلی به پیش دبستانی برود بر اثر برق گرفتگي در استاديوم آزادي جان خودش را از دست داد
به گزارش میار، سردار كيوان ظهيري، رئیس پلیس پیشگیری پایتخت در تشريح اين خبر بيان داشت: پدر عماد از مسئولان غرفه عرضه لوازم ورزشی در ورودی ورزشگاه آزادی تهران است و ۳۰ سال است که به حرفه فروش لوازم ورزشی مشغول و ساکن محله فلاح است و ۸ ماهی از اجاره یکی از غرفههای فروش لوازم ورزشی در ورزشگاه آزادی توسط وی میگذرد. پدر عماد در زمان برگزاری دیدارهای فوتبال لیگبرتر کشور که در ورزشگاه آزادی برگزار میشود به همراه پسرش به محل کار خود میآید و پس از پایان بازی به خانهاش باز میگردد.
در حاشیه دیدار دو تیم پرسپولیس و صنعت نفت آبادان در هفته سوم لیگ ۱۹ حوالی دقیقه ۸۰ بازی، عماد مشغول بازی و دویدن در محوطه بیرونی گیت ورزشگاه میشود که با تذکرات پی در پی پدرش مبنی بر هوشیاری او و عدم وقوع مشکل برای وی مواجهه میشود و عماد بدون توجه به تذکرات پدرش به بازی خود ادامه میدهد. پس از دقایقی پدر وی و همکارانش که در محوطه بودند متوجه گیر کردن عماد بین میلههای داربست در نزدیکی گیت ورود و خروج ورزشگاه میشوند و به سرعت برای رهایی او از این وضعیت اقدام میکنند اما به محض رسیدن به عماد متوجه سوختگی شدید صورتکودک ۶ ساله میشوند و افراد حاضر در صحنه با بررسی داربست متوجه جریان داشتن سیم برق در نزدیکی داربستها میشوند. در ادامه افراد داربستها را از رسانش برق خنثی کرده و کودک توسط اورژانس به بیمارستان فیاض بخش منتقل میشود.
قبل از رسیدن به بیمارستان علائم حیاتی کودک ۶ ساله قطع و عوامل اورژانس متوجه فوت وی میشوند. پس از این اتفاق بازپرس کشیک قتل تهران، عوامل كلانتري ١٤١ شهرك گلستان و تیم تشخیص هویت در محل حادثه حضور پیدا کرده و علت وقوع حادثه را اتصال سیم تیر برق تير روشنایی محوطه گیت ورودی ورزشگاه آزادی تهران و وجود داربست فلزي متصل به تير برق اعلام كردند. با بررسيهاي اوليه دستورات لازم در خصوص بازداشت مقصران احتمالي توسط بازپرس كشيك قتل صادر شد و در اولين اقدام پيمانكار نصب داربست فلزي توسط كلانتري ١٤١ شهرك گلستان بازداشت شد.
تحقیقات پلیسی در این خصوص ادامه دارد.
تسبیب در قتل شبهعمدبه نقل از ایران، با گزارش این حادثه بازپرس کشیک قتل پایتخت، مأموران کلانتری ١٤١ شهرک گلستان و تیم تشخیص هویت در محل حادثه حضور پیدا کرده و اتصال تیر چراغ روشنایی محوطه گیت ورودی ورزشگاه آزادی تهران به داربست فلزی را علت مرگ بچه اعلام کردند. با بررسیهای اولیه دستورات لازم در خصوص بازداشت مقصران احتمالی توسط بازپرس کشیک قتل صادر و در اولین اقدام پیمانکار نصبکننده داربست فلزی بازداشت شد.
نصاب 27 ساله روز گذشته برای تحقیقات به دادسرای جنایی تهران منتقل شد و بازپرس جنایی به اتهام تسبیب در قتل شبهعمد برای او قرار بازداشت صادر کرد. نصاب جوان در تحقیقات اولیه گفت: بهعنوان نصاب داربست و پیمانکار هیچگونه سهلانگاری انجام ندادهام. حادثه بر اثر برق گرفتگی رخ داده و من کار برق انجام نمیدهم که بخواهم به داربست برق وصل کنم و در این رابطه هم هیچ دخالتی نداشته و به دستور پشتیبانی ورزشگاه نصب داربست را انجام دادهام. زمانی هم که داشتم داربست را نصب میکردم تیر برقی ندیدم و از همین مسأله متعجب هستم.
گفتوگو با پدر عماد
به گزارش روزنامه ایران، پدر عماد که از مرگ تلخ تنها بچهاش شوکه است از جزئیات ماجرا گفت.
این حادثه چگونه رخ داد؟
عماد داشت کنار غرفه بازی میکرد. حواسم به او بود و مدام میگفتم که مراقب باشد. مشغول فروش وسایل شدم و بعد از پایان کار متوجه شدم که از عماد خبری نیست. نگاه کردم بین دو نرده داربست ایستاده بود. صدایش کردم جواب نداد. به طرفش رفتم و دیدم که برق او را خشک کرده است. فوراً به اورژانس خبر دادم و دو دقیقهای نگذشته بود که اورژانس آمد. به بچهام تنفس مصنوعی دادند و کارهای احیا صورت گرفت اما بیفایده بود. به من گفتند که نیم ساعت از مرگ پسرم میگذرد. داربستهایی که در نزدیکی غرفهام نصب کرده بودند ظاهراً برق داشته و پسرم که دستش را به داربست میگیرد، دچار برق گرفتگی میشود.
چه ساعتی بود؟
10 دقیقه به 9 شب بود که متوجه ماجرا شدم.
عماد چند سال داشت؟
متولد 7 دی 1392 بود، هنوز 6 سالش هم نشده بود. قرار بود امسال به پیش دبستانی برود.
نمیخواستید اعضای بدن عماد را اهدا کنید؟
نشد. بچهام سوخته بود. سمت چپ صورتش کاملاً سوخته بود و زمانی که او را پیدا کردیم فوت کرده بود.
چه کسی به همسرتان خبر داد؟
زنگ زدم به او گفتم تنها بچهام از دستم رفت.
چه مدت بود این داربستها نصب شده بود؟
2، 3 روزی میشد. داربستها را نصب کرده بودند که بین تماشاگران ایجاد نظم به وجود بیاید.
همیشه او را با خود به استادیوم میآوردید؟
دو سالی میشد که او را با خودم به استادیوم میآوردم. البته در بازیهای خیلی شلوغ او را نمیبردم. من و عماد از ساعت 12 ظهر به غرفه میآمدیم و باهم آنجا را تمیز میکردیم. برایم حرف میزد و سرگرمم میکرد. بازیهای والیبال را هم دوست داشت و او را برای تماشای بازی والیبال هم میبردم.
شما غرفهدار استادیوم هستید؟
ای کاش غرفهدار نبودم. 6 ماه قبل این غرفه را گرفتم و لوازم ورزشی داخل آن میفروخـــتم. میخواستم وضعیـــــــت زندگیام بهتر شود. قبلاً با موتور کار میکردم و در این مدتی که به استادیوم آمدم با خودم گفتم غرفهداری درآمد بهتری دارد. نمیدانستم که چنین حادثه تلخی قرار است برایم رقم بخورد.
شکایت کردهاید؟
بله همان موقع از مدیریت استادیوم، نصاب داربست، برقکار و پیمانکار شکایت کردم. همه باید جواب مرا بدهند. من برای اینکه خون پسرم پایمال نشود حتی حاضرم خانه پدریام را بفروشم و خرج شکایت کنم. نمیگذارم حق بچهام پایمال شود. باید جوابگوی خون بچهام باشند. هیچکسی در مراسم خاکسپاری بچهام شرکت نکرد.
انتظار داشتی چه کسانی در مراسم شرکت کنند؟
مسئولان استادیوم آزادی و ورزشکاران. آنها هیچکدام حتی پیام تسلیتی هم برایم نفرستادند.
