همه چیز درباره پرونده پیچیده پزشک تبریزی/ او به قصاص محکوم شده است+ تصاویر
میار: پزشک تبریزی که بعد از نقض پرونده اش در دیوان عالی کشور دوباره در دادگاه محاکمه شده باز هم با رای قصاص قضات رسیدگی کننده به پرونده اش روبرو شد در حالیکه براساس اخبار منتشر شده او اتهام قتل را منکر شده است.
به گزارش میار، وکیل مدافع علیرضا صلحی - پزشک تبریزی که حکم قصاصش به اتهام قتل دو عضو خانوادهاش در دیوان عالی کشور نقض شده بود به خبرنگار ایسنا گفت: پس از رسیدگی دوباره به پرونده موکلم در شعبه صادر کننده رای بدوی در تبریز، مجددا دادگاه رای به قصاص و پرداخت دیه داده است.
برگزاری نخستین جلسه دادگاه
به گفته یکی از دوستان نزدیک پزشک تبریزی در این جلسه متهم همه اعترافاتش درخصوص تهیه غذا از رستوران و نذرینبودن آنها را به کلی انکار کرده است.
این منبع مطلع درباره جزییات مطرحشده در جلسه دادگاه میگوید: «قرار است نخستین جلسه دادگاه علیرضا ١٥مهرماه برگزار شود. البته چندی پیش یک جلسه مقدماتی برگزار شد که در آن جلسه هیچیک از اعضای خانواده همسر این پزشک شرکت نکرده بودند، با این حال در همان جلسه علیرضا همه اعترافات قبلیاش را منکر شد. البته این پرونده درحال حاضر شکات بیشتری پیدا کرده است.»
او ادامه میدهد: «مادربزرگ علیرضا هم به دلیل مسمومیت در این حادثه جانش را از دست داد. بنابراین، دایی علیرضا بهعنوان ولیدم مادرش تقاضای قصاص کرده است. با این حساب پرونده علیرضا دو شاکی دارد که هردو خواهان قصاص هستند.»
دوست و همکار پزشک تبریزی در ادامه صحبتهایش درخصوص این پرونده میگوید: «با گذشت نزدیک به یکسال از این حادثه عجیب ما هنوز هم باورمان نمیشود که علیرضا در این حادثه نقشی داشته باشد، نه اینکه مستندات و صحبتهای مطرحشده مقامات قضائی را مردود بدانیم، اما قبول اینکه علیرضا شخصا باعث مرگ اعضای خانوادهاش شده باشد، باعث تعجب من شده است. او پسر خیلی خوبی بود، در این مدتی که با او آشنا شده بودم، حتی یکبار هم رفتاری به جز ادب، احترام ندیدم. او با همه همکاران و دوستانش رابطه خوبی داشت و بسیار هم مهربان بود. شناختی که من و سایر دوستان و همکاران از علیرضا داشتیم، باعث شده که اتهام قتل علیرضا را باور نکنیم.»
صدور قصاص اول
رئیس کل دادگستری آذربایجان شرقی در ارتباط با آخرین وضعیت پرونده پزشک معروف تبریزی گفت: رای قصاص این پزشک صادر و در مرحله ابلاغ است.
حجتالاسلام و المسلمین مظفری ادامه داد: چنانچه اعتراض باشد به دیوان عالی کشور ارسال خواهد شد. گفتنی است؛ کیفرخواست پرونده پزشک تبریزی در اواسط فروردین ماه سال جاری صادر شد و چهارم مهرماه جلسه رسیدگی به این پرونده در شعبه 3 دادگاه کیفری یک تبریز برگزار شد.
بیستم مهر ماه سال گذشته و همزمان با روز تاسوعای حسینی خبری مبنی بر فوت 2 عضو خانواده یکی از پزشکان تبریز در رسانهها منتشر شد.
این پزشک مدعی شده بود که فردی چند غذای نذری در اختیار آنها قرار داده و اعضای خانوادهاش با مصرف این غذا مسمومیت پیدا کرده، راهی بیمارستان شدهاند و در نهایت همسر و مادربزرگ این پزشک فوت میشوند.
تحقیقات برای شناسایی علت این حادثه با پیگیریهای شبانه روزی ادامه داشت تا اینکه این پرونده ابعاد تازهای به خود گرفت و دادستان عمومی و انقلاب مرکز استان آذربایجان شرقی جرئیاتی جدید از پرونده فوت دو عضو خانواده این پزشک را تشریح کرد.
قاضی موسی خلیل الهی از صدور نظریه پزشکی قانونی در رابطه با این پرونده خبر داد و گفت: بر اساس نظریه پزشکی قانونی علت فوت دو نفر از اعضای خانواده این پزشک مسمومیت با سم فسفین بوده و در بررسی غذاها نیز این نوع سم کشف شده است.
گفت و گو با مادر المیرا
مادر المیرا(مقتول) که در این مدت داغ از دست دادن دخترش را فراموش نکرده زوایای تازهای را از این پرونده فاش کرده تا به گفته خودش به همه ادعاها و شایعات دروغین پاسخ دهد.
از روزی بگویید که متهم به قصاص محکوم شد. چه احساسی داشتید؟
ما از مرگ کسی خوشحال نمیشویم ولی بعضی انسانها به درجهای از قساوت و شقاوت میرسند که جان افراد دیگری را به راحتی برای رسیدن به امیال خود میگیرند. خدا و شرع برای آنها حکم قصاص را پیشبینی کردهاند که بهنظر ما حکم عادلانهای است.
از روز حادثه بگویید، چطور در جریان ماجرا قرار گرفتید؟
غروب 17مهر 1395حوالی ساعت 5 بعدازظهر، تلفنی بهما خبر دادند که دخترم و خانواده نامزدش(پزشک تبریزی) همگی بر اثر خوردن غذای مسموم در بیمارستان هستند. بلافاصله به بیمارستان سینای تبریز رفتیم. دخترم و مادربزرگ متهم حالشان بدتر از بقیه بود.
آنها هنوز در بخش اورژانس بودند اما از متهم خبری نبود. دخترم با آن حال وخیمش گفت که هرچه با علیرضا(متهم) تماس میگیرم جواب نمیدهد. میگفت که شاید 50بار با او تماس گرفته اما جواب نداده. تا اینکه حوالی ساعت 8بعدازظهر علیرضا تماس گرفت و حدود یک ساعت طول کشید تا به بیمارستان آمد.
او برای ما و نیروی انتظامی و اطلاعات سپاه تعریف کرد که یک روز قبل فردی در کلینیک به او مراجعه کرده و تعداد افراد خانواده را جویا شده تا غذای نذری بیاورد و امروز (شنبه، روز حادثه) وقتی زودتر از وقت موعود در حال ترک محل کارش یعنی کلینیک بود، آن فرد غذاها را هنگام سوار شدن به ماشین تحویلش داده است.
متهم تأسف میخورد که چرا محل کارش دوربین مدار بسته نداشته است تا تصاویر آن مرد را شناسایی کند. البته یادش رفته بود که روز قبل، جمعه بوده و او اصلا سر کار نرفته بود. تناقضگوییهای او از همان موقع نمایان شد. پس از یکی دو ساعت هم که وضعیت مصدومان بدتر شد و در خونشان نشانههای اسیدی دیده شد، آنها را به بخش آی سی یو بیمارستان منتقل کردند.
بعد از آن از متهم پرسیدیم که چطور خودش از غذای مسموم نخورده و گفت: بهخاطر اینکه همان روز در کلینیک آش آورده بودند و خورده بود، اشتها نداشته و از غذاهای نذری نخورده است. بعد هم بهخاطر حضور در جلسهای بلافاصله خانهشان را ترک کرده و تلفنش از صبح در حالت بیصدا بوده و متوجه تلفنهای دخترم و خانوادهاش نشده است.
البته بعدها مشخص شد که اصلا آشی وجود نداشته. چون کارآگاهان نه کسی را که آش آورده بود پیدا کردند و نه نشانهای از آش و حتی ظرف آن را هم در کلینیک پیدا نکردند. از طرفی اصلا شاهدی وجود نداشت که تأیید کند فردی برای متهم در کلینیک آش آورده است.
همچنین مشخص شد که غذای نذری هم در کار نبوده و متهم خودش غذاها را از رستوران خریداری کرده که در دوربینهای مدار بسته رستوران فیلم او ضبط شده است. او حتی در هیچ جلسهای حضور نداشت و وقتی تحقیقات پلیس نشان داد که اصلا جلسهای در کار نبوده، این بار ادعای تازهای مطرح کرد و گفت بعد از اینکه غذاهای به ظاهر نذری را به خانه برده، همه اعضای خانواده را به همراه دخترم المیرا جمع کرده و بعد از اینکه آنها سفره انداختند که غذا بخورند، خودش از خانه بیرون رفته و در پارک مشغول گوش دادن به موسیقی بوده است!
در آن روزها و تا پیش از کشف راز جنایت، رفتار متهم چگونه بود؟
روزهای بعد از فوت دخترم و مادربزرگ متهم تا دستگیری او، همواره سعی میکرد در کنار خانواده ما حضور داشته باشد و مضطرب بود و رفتار غیرعادی داشت. ادعای غذای نذری تا روز دستگیریاش مطرح بود و مرتب برای چهرهنگاری و ارائه اطلاعات به اداره آگاهی میرفت و حتی فردی خیالی را با چهرهنگاری شناسائی کرده بود. به ما میگفت که «پلیس آگاهی به بیراه میرود و مرتب از من در مورد آش سؤال میکنند درحالیکه نیروهای اطلاعات فردی را شناسائی و دستگیر کردهاند که احتمال زیاد کار خود اوست.»
البته در روزهای نزدیک به دستگیری که حدس زده بود رازش درباره خرید غذا از رستوران شاید لو برود به چند نفر از نزدیکان گفته بود که آنروز من احتمال دادم آن فرد غذای نذری نیاورد و برای اینکه نزد خانوادهام بدقول نشوم و چون آنها منتظر غذای نذری بودند، خودم به رستوران رفتم و سفارش غذا دادم و وقتی آن فرد غذاها را آورد، من غذاهایی را که خریده بودم در مسیر به یک گدا دادم.... وقتی دخترم فوت و معلوم شد بهخاطر مسمومیت و وجود قرص برنج در غذا به قتل رسیده است، موضوع جالبی تعجب همه را جلب کرد.
متهم تا روز تشییع جنازه دخترم ریش داشت و درست در روز تشییع جنازه صورتش را اصلاح کرد. بعدها ما حدس زدیم که وی چون احتمال میداده است که ماجرای مرگ مرموز اعضای خانواده پزشک تبریزی در رسانهها پیچیده و ممکن است چهرهاش توسط صاحب آن رستورانی که از آنجا غذا خریده بود شناسایی شود، صورتش را اصلاح کرده بود تا چهرهاش تغییر کند.
همچنین در دو روز باقی مانده تا روز عاشورا براساس یک دروغ بزرگی که او درباره نذری بودن غذاها پخش کرده بود، جامعه از نظر روحی و روانی در وضعیت آماده باش قرارگرفته بود که مبادا امنیت مردم از طرف گروهی خرابکار تهدید شود اما در نهایت معلوم شد که غذاهای مسموم نذری نبوده و خودش آنها را خریده بود.
شما هیچوقت به او شک نکردید؟
بعضی از نزدیکان ما به او مشکوک بودند ولی ما نه؛ چرا که رفتارش با دخترم و ما طوری بود که او را از خانواده خودمان میدانستیم.
چطور راز جنایت فاش شد؟
بعد از کشف فیلم خرید غذا از رستورانی در نزدیکی کلینیک محل کار متهم، مأموران او را دستگیر کردند.
واکش نزدیکان و همسایهها به دستگیری او چه بود؟
همه شوکه شده بودند، مخصوصا ما که در طول مدت نامزدی دخترم و متهم واقعا چیزی برایش کم نگذاشته بودیم. شاید گفتن برخی چیزها اینجا درست نباشد اما بهتر است بدانید که در طول حدود چهار سال نامزدی آنها، من بیشتر از دخترهای خودم به فکر او بودم اما او اینطوری جواب محبت ما را داد.
در دادگاه و در جریان محاکمه متهم چه گذشت؟
دادگاه طبق قانون علنی بود و تمام وقایع اتفاق افتاده بازگویی شد و حتی برخی موارد مانند سمی بودن غذاها و نظریات پزشکی قانونی درخصوص غذاها بهخاطر درخواست وکلای متهم، با نظر دادگاه مجددا توسط پزشکی قانونی مورد آزمایش و تأیید قرار گرفت. تحقیقات پرونده کامل بود و آنقدر شواهد کافی از جنایت وجود داشت که قضات رأی قصاص صادر کردند.
پس از صدور حکم، گویا متهم از طریق شبکههای اجتماعی ادعاهایی را بیان کرده است؟
بله. البته قبلا همچنین کارهایی کرده بود. مثل نسخه تجویز آواز شجریان برای بیمارانش یا نسخه پزشک انساندوست خوش خط تبریزی که بعدها فهمیدیم هر دو دروغ بوده و اصلا چنین نسخههایی به بیماران داده نشده. ادعاهای حالای او هم مثل ادعاهای قبلیاش است. او مدعی است که المیرا پیامکهایی برایش فرستاده بود که نشان میداد قصد داشته به زندگی خودش پایان بدهد. خندهدار است.
طبیعی است کسی که نقشه قتل دخترم و اعضای خانواده خودش را کشیده، از مدتها قبل برای آن برنامهریزی کرده است و به صرف چند پیامک نمیتوان ادعائی را اثبات کرد. متهم به جای فرافکنی چرا در برابر سؤالها و تحقیقات پلیس جوابی نداشت؟ چرا بهدروغ گفته غذاها نذری بوده درحالیکه خودش اقدام به خرید غذا کرده بود؟
چرا بهدروغ گفته آش خورده درحالیکه هیچگونه شواهدی در این زمینه پیدا نشد؟ چرا بعد از پهن کردن سفره بلافاصله خانه را ترک کرده است بدون آنکه لقمهای از آن غذا خورده باشد؟ چرا گفته است در مدت غیبتش در جلسه بوده، درحالیکه تحقیقات پلیس نشان داد در هیچ جلسهای حضور نداشته است؟ چرا بعدا حضور در جلسه را انکار و گفت در پارک مشغول گوش دادن به موسیقی بودهام؟ چرا در آگاهی تصویر فردی خیالی را چهره نگاری کرده است؟ و دهها چرای دیگر...
بهنظر شما مقصر حادثهای که برای دخترتان رخ داد فقط متهم بود یا افراد دیگری هم در این ماجرا نقش داشتند؟
تشخیص این موضوع بهعهده دادگاه محترم است ولی از نظر اخلاقی کسی که بهصورت غیرمستقیم در زندگی دو فرد متاهل ورود کرده و بستر هوی و هوس را گسترانده است، بیتقصیر نیست. پیامکهای متهم به آن زن درباره «چشمانی که باعث شده خبط بزرگی مرتکب شود» گویای همهچیز است.
نشان میدهد در واقع آن «چشمانی» که متهم بقول خودش آن «خبط بزرگ» را مرتکب شده در این حادثه مؤثر بوده است. من شکایت خودم را از آنها و دیگر کسانی که پس از فوت مظلومانه دخترم ناجوانمرادنه جوسازی کرده و تهمت و افترا زدهاند به خدا میبرم. خداوند بهترین قاضی است و به اعمال آنها رسیدگی خواهد کرد.
از شرایطی بگویید که پس از این اتفاق و مرگ دخترتان در خانوادهتان بهوجودآمده است؟
زندگی ما کلا بهم ریخته و الان نزدیک به 19ماه است که روال عادی زندگی ما از بین رفته. دخترم مظلوم بود و مظلوم از دنیا رفت و آنچه مرا بهشدت عذاب میدهد، این است که اینها بعد از مرگ دست از سر کسی که ظالمانه کشته شده و دستش از دنیا کوتاه شده برنمیدارند. خدا شاهد است که روزها را میشمارم تا شبهای جمعه برسد و بروم سر مزار دخترم. طاقتم طاق شده و تصور لحظات درد و رنج دخترم در آن دو روزی که بستری بود امانم را بریده و تحملم تمام شده است.
جزئیات رسیدگی به پرونده
این پرونده ۱۷مهرسال۹۵، به جریان افتاد. بررسیها نشان داد که پنجعضو خانواده علیرضا صلحی، پزشک تبریزی از جمله همسر، مادر، پدر، برادر و مادربزرگش دچار تنگی نفس شدند و همسر و مادربزرگ پس از انتقال به بیمارستان جان خود را از دست دادند. در بررسیهای بعدی مشخص شد که پزشک جوان با مسموم کردن غذای نذری حادثه مرگبار را رقم زده است که وی بازداشت شد و به جرمش اعتراف کرد.
به گزارش میار، وکیل مدافع علیرضا صلحی - پزشک تبریزی که حکم قصاصش به اتهام قتل دو عضو خانوادهاش در دیوان عالی کشور نقض شده بود به خبرنگار ایسنا گفت: پس از رسیدگی دوباره به پرونده موکلم در شعبه صادر کننده رای بدوی در تبریز، مجددا دادگاه رای به قصاص و پرداخت دیه داده است.
برگزاری نخستین جلسه دادگاه
به گفته یکی از دوستان نزدیک پزشک تبریزی در این جلسه متهم همه اعترافاتش درخصوص تهیه غذا از رستوران و نذرینبودن آنها را به کلی انکار کرده است.
این منبع مطلع درباره جزییات مطرحشده در جلسه دادگاه میگوید: «قرار است نخستین جلسه دادگاه علیرضا ١٥مهرماه برگزار شود. البته چندی پیش یک جلسه مقدماتی برگزار شد که در آن جلسه هیچیک از اعضای خانواده همسر این پزشک شرکت نکرده بودند، با این حال در همان جلسه علیرضا همه اعترافات قبلیاش را منکر شد. البته این پرونده درحال حاضر شکات بیشتری پیدا کرده است.»
او ادامه میدهد: «مادربزرگ علیرضا هم به دلیل مسمومیت در این حادثه جانش را از دست داد. بنابراین، دایی علیرضا بهعنوان ولیدم مادرش تقاضای قصاص کرده است. با این حساب پرونده علیرضا دو شاکی دارد که هردو خواهان قصاص هستند.»
دوست و همکار پزشک تبریزی در ادامه صحبتهایش درخصوص این پرونده میگوید: «با گذشت نزدیک به یکسال از این حادثه عجیب ما هنوز هم باورمان نمیشود که علیرضا در این حادثه نقشی داشته باشد، نه اینکه مستندات و صحبتهای مطرحشده مقامات قضائی را مردود بدانیم، اما قبول اینکه علیرضا شخصا باعث مرگ اعضای خانوادهاش شده باشد، باعث تعجب من شده است. او پسر خیلی خوبی بود، در این مدتی که با او آشنا شده بودم، حتی یکبار هم رفتاری به جز ادب، احترام ندیدم. او با همه همکاران و دوستانش رابطه خوبی داشت و بسیار هم مهربان بود. شناختی که من و سایر دوستان و همکاران از علیرضا داشتیم، باعث شده که اتهام قتل علیرضا را باور نکنیم.»
صدور قصاص اولرئیس کل دادگستری آذربایجان شرقی در ارتباط با آخرین وضعیت پرونده پزشک معروف تبریزی گفت: رای قصاص این پزشک صادر و در مرحله ابلاغ است.
حجتالاسلام و المسلمین مظفری ادامه داد: چنانچه اعتراض باشد به دیوان عالی کشور ارسال خواهد شد. گفتنی است؛ کیفرخواست پرونده پزشک تبریزی در اواسط فروردین ماه سال جاری صادر شد و چهارم مهرماه جلسه رسیدگی به این پرونده در شعبه 3 دادگاه کیفری یک تبریز برگزار شد.
بیستم مهر ماه سال گذشته و همزمان با روز تاسوعای حسینی خبری مبنی بر فوت 2 عضو خانواده یکی از پزشکان تبریز در رسانهها منتشر شد.
این پزشک مدعی شده بود که فردی چند غذای نذری در اختیار آنها قرار داده و اعضای خانوادهاش با مصرف این غذا مسمومیت پیدا کرده، راهی بیمارستان شدهاند و در نهایت همسر و مادربزرگ این پزشک فوت میشوند.
تحقیقات برای شناسایی علت این حادثه با پیگیریهای شبانه روزی ادامه داشت تا اینکه این پرونده ابعاد تازهای به خود گرفت و دادستان عمومی و انقلاب مرکز استان آذربایجان شرقی جرئیاتی جدید از پرونده فوت دو عضو خانواده این پزشک را تشریح کرد.
قاضی موسی خلیل الهی از صدور نظریه پزشکی قانونی در رابطه با این پرونده خبر داد و گفت: بر اساس نظریه پزشکی قانونی علت فوت دو نفر از اعضای خانواده این پزشک مسمومیت با سم فسفین بوده و در بررسی غذاها نیز این نوع سم کشف شده است.
گفت و گو با مادر المیرا
مادر المیرا(مقتول) که در این مدت داغ از دست دادن دخترش را فراموش نکرده زوایای تازهای را از این پرونده فاش کرده تا به گفته خودش به همه ادعاها و شایعات دروغین پاسخ دهد.

از روزی بگویید که متهم به قصاص محکوم شد. چه احساسی داشتید؟
ما از مرگ کسی خوشحال نمیشویم ولی بعضی انسانها به درجهای از قساوت و شقاوت میرسند که جان افراد دیگری را به راحتی برای رسیدن به امیال خود میگیرند. خدا و شرع برای آنها حکم قصاص را پیشبینی کردهاند که بهنظر ما حکم عادلانهای است.
از روز حادثه بگویید، چطور در جریان ماجرا قرار گرفتید؟
غروب 17مهر 1395حوالی ساعت 5 بعدازظهر، تلفنی بهما خبر دادند که دخترم و خانواده نامزدش(پزشک تبریزی) همگی بر اثر خوردن غذای مسموم در بیمارستان هستند. بلافاصله به بیمارستان سینای تبریز رفتیم. دخترم و مادربزرگ متهم حالشان بدتر از بقیه بود.
آنها هنوز در بخش اورژانس بودند اما از متهم خبری نبود. دخترم با آن حال وخیمش گفت که هرچه با علیرضا(متهم) تماس میگیرم جواب نمیدهد. میگفت که شاید 50بار با او تماس گرفته اما جواب نداده. تا اینکه حوالی ساعت 8بعدازظهر علیرضا تماس گرفت و حدود یک ساعت طول کشید تا به بیمارستان آمد.
او برای ما و نیروی انتظامی و اطلاعات سپاه تعریف کرد که یک روز قبل فردی در کلینیک به او مراجعه کرده و تعداد افراد خانواده را جویا شده تا غذای نذری بیاورد و امروز (شنبه، روز حادثه) وقتی زودتر از وقت موعود در حال ترک محل کارش یعنی کلینیک بود، آن فرد غذاها را هنگام سوار شدن به ماشین تحویلش داده است.
متهم تأسف میخورد که چرا محل کارش دوربین مدار بسته نداشته است تا تصاویر آن مرد را شناسایی کند. البته یادش رفته بود که روز قبل، جمعه بوده و او اصلا سر کار نرفته بود. تناقضگوییهای او از همان موقع نمایان شد. پس از یکی دو ساعت هم که وضعیت مصدومان بدتر شد و در خونشان نشانههای اسیدی دیده شد، آنها را به بخش آی سی یو بیمارستان منتقل کردند.
بعد از آن از متهم پرسیدیم که چطور خودش از غذای مسموم نخورده و گفت: بهخاطر اینکه همان روز در کلینیک آش آورده بودند و خورده بود، اشتها نداشته و از غذاهای نذری نخورده است. بعد هم بهخاطر حضور در جلسهای بلافاصله خانهشان را ترک کرده و تلفنش از صبح در حالت بیصدا بوده و متوجه تلفنهای دخترم و خانوادهاش نشده است.
البته بعدها مشخص شد که اصلا آشی وجود نداشته. چون کارآگاهان نه کسی را که آش آورده بود پیدا کردند و نه نشانهای از آش و حتی ظرف آن را هم در کلینیک پیدا نکردند. از طرفی اصلا شاهدی وجود نداشت که تأیید کند فردی برای متهم در کلینیک آش آورده است.
همچنین مشخص شد که غذای نذری هم در کار نبوده و متهم خودش غذاها را از رستوران خریداری کرده که در دوربینهای مدار بسته رستوران فیلم او ضبط شده است. او حتی در هیچ جلسهای حضور نداشت و وقتی تحقیقات پلیس نشان داد که اصلا جلسهای در کار نبوده، این بار ادعای تازهای مطرح کرد و گفت بعد از اینکه غذاهای به ظاهر نذری را به خانه برده، همه اعضای خانواده را به همراه دخترم المیرا جمع کرده و بعد از اینکه آنها سفره انداختند که غذا بخورند، خودش از خانه بیرون رفته و در پارک مشغول گوش دادن به موسیقی بوده است!
در آن روزها و تا پیش از کشف راز جنایت، رفتار متهم چگونه بود؟
روزهای بعد از فوت دخترم و مادربزرگ متهم تا دستگیری او، همواره سعی میکرد در کنار خانواده ما حضور داشته باشد و مضطرب بود و رفتار غیرعادی داشت. ادعای غذای نذری تا روز دستگیریاش مطرح بود و مرتب برای چهرهنگاری و ارائه اطلاعات به اداره آگاهی میرفت و حتی فردی خیالی را با چهرهنگاری شناسائی کرده بود. به ما میگفت که «پلیس آگاهی به بیراه میرود و مرتب از من در مورد آش سؤال میکنند درحالیکه نیروهای اطلاعات فردی را شناسائی و دستگیر کردهاند که احتمال زیاد کار خود اوست.»
البته در روزهای نزدیک به دستگیری که حدس زده بود رازش درباره خرید غذا از رستوران شاید لو برود به چند نفر از نزدیکان گفته بود که آنروز من احتمال دادم آن فرد غذای نذری نیاورد و برای اینکه نزد خانوادهام بدقول نشوم و چون آنها منتظر غذای نذری بودند، خودم به رستوران رفتم و سفارش غذا دادم و وقتی آن فرد غذاها را آورد، من غذاهایی را که خریده بودم در مسیر به یک گدا دادم.... وقتی دخترم فوت و معلوم شد بهخاطر مسمومیت و وجود قرص برنج در غذا به قتل رسیده است، موضوع جالبی تعجب همه را جلب کرد.
متهم تا روز تشییع جنازه دخترم ریش داشت و درست در روز تشییع جنازه صورتش را اصلاح کرد. بعدها ما حدس زدیم که وی چون احتمال میداده است که ماجرای مرگ مرموز اعضای خانواده پزشک تبریزی در رسانهها پیچیده و ممکن است چهرهاش توسط صاحب آن رستورانی که از آنجا غذا خریده بود شناسایی شود، صورتش را اصلاح کرده بود تا چهرهاش تغییر کند.
همچنین در دو روز باقی مانده تا روز عاشورا براساس یک دروغ بزرگی که او درباره نذری بودن غذاها پخش کرده بود، جامعه از نظر روحی و روانی در وضعیت آماده باش قرارگرفته بود که مبادا امنیت مردم از طرف گروهی خرابکار تهدید شود اما در نهایت معلوم شد که غذاهای مسموم نذری نبوده و خودش آنها را خریده بود.
شما هیچوقت به او شک نکردید؟
بعضی از نزدیکان ما به او مشکوک بودند ولی ما نه؛ چرا که رفتارش با دخترم و ما طوری بود که او را از خانواده خودمان میدانستیم.
چطور راز جنایت فاش شد؟
بعد از کشف فیلم خرید غذا از رستورانی در نزدیکی کلینیک محل کار متهم، مأموران او را دستگیر کردند.
واکش نزدیکان و همسایهها به دستگیری او چه بود؟
همه شوکه شده بودند، مخصوصا ما که در طول مدت نامزدی دخترم و متهم واقعا چیزی برایش کم نگذاشته بودیم. شاید گفتن برخی چیزها اینجا درست نباشد اما بهتر است بدانید که در طول حدود چهار سال نامزدی آنها، من بیشتر از دخترهای خودم به فکر او بودم اما او اینطوری جواب محبت ما را داد.
در دادگاه و در جریان محاکمه متهم چه گذشت؟
دادگاه طبق قانون علنی بود و تمام وقایع اتفاق افتاده بازگویی شد و حتی برخی موارد مانند سمی بودن غذاها و نظریات پزشکی قانونی درخصوص غذاها بهخاطر درخواست وکلای متهم، با نظر دادگاه مجددا توسط پزشکی قانونی مورد آزمایش و تأیید قرار گرفت. تحقیقات پرونده کامل بود و آنقدر شواهد کافی از جنایت وجود داشت که قضات رأی قصاص صادر کردند.
پس از صدور حکم، گویا متهم از طریق شبکههای اجتماعی ادعاهایی را بیان کرده است؟
بله. البته قبلا همچنین کارهایی کرده بود. مثل نسخه تجویز آواز شجریان برای بیمارانش یا نسخه پزشک انساندوست خوش خط تبریزی که بعدها فهمیدیم هر دو دروغ بوده و اصلا چنین نسخههایی به بیماران داده نشده. ادعاهای حالای او هم مثل ادعاهای قبلیاش است. او مدعی است که المیرا پیامکهایی برایش فرستاده بود که نشان میداد قصد داشته به زندگی خودش پایان بدهد. خندهدار است.
طبیعی است کسی که نقشه قتل دخترم و اعضای خانواده خودش را کشیده، از مدتها قبل برای آن برنامهریزی کرده است و به صرف چند پیامک نمیتوان ادعائی را اثبات کرد. متهم به جای فرافکنی چرا در برابر سؤالها و تحقیقات پلیس جوابی نداشت؟ چرا بهدروغ گفته غذاها نذری بوده درحالیکه خودش اقدام به خرید غذا کرده بود؟
چرا بهدروغ گفته آش خورده درحالیکه هیچگونه شواهدی در این زمینه پیدا نشد؟ چرا بعد از پهن کردن سفره بلافاصله خانه را ترک کرده است بدون آنکه لقمهای از آن غذا خورده باشد؟ چرا گفته است در مدت غیبتش در جلسه بوده، درحالیکه تحقیقات پلیس نشان داد در هیچ جلسهای حضور نداشته است؟ چرا بعدا حضور در جلسه را انکار و گفت در پارک مشغول گوش دادن به موسیقی بودهام؟ چرا در آگاهی تصویر فردی خیالی را چهره نگاری کرده است؟ و دهها چرای دیگر...
بهنظر شما مقصر حادثهای که برای دخترتان رخ داد فقط متهم بود یا افراد دیگری هم در این ماجرا نقش داشتند؟
تشخیص این موضوع بهعهده دادگاه محترم است ولی از نظر اخلاقی کسی که بهصورت غیرمستقیم در زندگی دو فرد متاهل ورود کرده و بستر هوی و هوس را گسترانده است، بیتقصیر نیست. پیامکهای متهم به آن زن درباره «چشمانی که باعث شده خبط بزرگی مرتکب شود» گویای همهچیز است.
نشان میدهد در واقع آن «چشمانی» که متهم بقول خودش آن «خبط بزرگ» را مرتکب شده در این حادثه مؤثر بوده است. من شکایت خودم را از آنها و دیگر کسانی که پس از فوت مظلومانه دخترم ناجوانمرادنه جوسازی کرده و تهمت و افترا زدهاند به خدا میبرم. خداوند بهترین قاضی است و به اعمال آنها رسیدگی خواهد کرد.
از شرایطی بگویید که پس از این اتفاق و مرگ دخترتان در خانوادهتان بهوجودآمده است؟
زندگی ما کلا بهم ریخته و الان نزدیک به 19ماه است که روال عادی زندگی ما از بین رفته. دخترم مظلوم بود و مظلوم از دنیا رفت و آنچه مرا بهشدت عذاب میدهد، این است که اینها بعد از مرگ دست از سر کسی که ظالمانه کشته شده و دستش از دنیا کوتاه شده برنمیدارند. خدا شاهد است که روزها را میشمارم تا شبهای جمعه برسد و بروم سر مزار دخترم. طاقتم طاق شده و تصور لحظات درد و رنج دخترم در آن دو روزی که بستری بود امانم را بریده و تحملم تمام شده است.

جزئیات رسیدگی به پرونده
چهار جلسه برای رسیدگی به این پرونده در شعبه سوم دادگاه کیفری یک استان آذربایجان شرقی برگزار شد و در نهایت ۲۹ اسفند ماه سال ۹۶، رأی پرونده که قصاص متهم بود صادر شد و سرانجام حکم صادره در این خصوص از سوی دیوان عالی کشور نقض شد و پرونده به دلیل نقص تحقیقات به شعبه رسیدگی کننده دادگاه بدوی اعاده شد.
دو جلسه دادگاه در رسیدگی دوباره به این پرونده از اسفند سال گذشته تا خردادماه سال جاری در شعبه سوم دادگاه کیفری یک استان آذربایجان شرقی برگزار شد.
بابک بابازاده وکیل علیرضا صلحی، متهم پرونده گفت: پس از نقض رأی قصاص پرونده از سوی دیوان عالی کشور و ارجاع پرونده به شعبه سوم دادگاه کیفری یک استان آذربایجانشرقی متهم بار دیگر محاکمه شد. او به اتهام قتل همسرش به قصاص و برای قتل مادربزرگش هم بنا به درخواست اولیایدم به پرداخت دیه محکوم شد.این پرونده ۱۷مهرسال۹۵، به جریان افتاد. بررسیها نشان داد که پنجعضو خانواده علیرضا صلحی، پزشک تبریزی از جمله همسر، مادر، پدر، برادر و مادربزرگش دچار تنگی نفس شدند و همسر و مادربزرگ پس از انتقال به بیمارستان جان خود را از دست دادند. در بررسیهای بعدی مشخص شد که پزشک جوان با مسموم کردن غذای نذری حادثه مرگبار را رقم زده است که وی بازداشت شد و به جرمش اعتراف کرد.
آدرس کوتاه خبر:
