یکشنبه، 28 تیر 1405
پایگاه خبری میار » اجتماعی » انتظامی » راز حمله مرد نقابدار به دختري جوان در پارك زعفرانيه چه بود+‌فيلم

راز حمله مرد نقابدار به دختري جوان در پارك زعفرانيه چه بود+‌فيلم

0
1 275
کد خبر: 28278
میار : رئیس کلانتری 163 ولنجک از دستگیری سارق گوشی قاپ توسط ماموران گشت کلانتری در این محدوده خبر داد كه يك روز پس از بازگشت از كشور تركيه اقدام به سرقت گوشي زن جواني كرد.



به گزارش میار،‌ سرهنگ محمد باقر قدم‌زاده با اعلام خبر بازداشت سارق خشن درباره جزئیات این خبر اظهار کرد: روز گذشته در پي تماسهای مردمی با پلیس 110، مأموران عملیات کلانتری 163 ولنجک در جریان یک فقره سرقت منجر به ضرب وجرح در پارک زعفرانیه قرار گرفتند و سریعاً با حضور در محل تحقیقات اولیه خود را برای مشخص شدن موضوع آغاز کردند. در تحقیقات میدانی، مشخص شد که مردي با استفاده از یک چوب به سر خانم جوانی کوبیده و متهم که کلاهی نقابدار نیز به سر داشته، بعد از آن با قاپیدن گوشی این خانم از پارک بیرون رفته و پس از سوار شدن بر موتورسیکلتي از محل دور شده بود. رهگذران با دیدن این صحنه، سریعاً با پلیس و اورژانس تماس گرفتند که دختر جوان به مرکز درمانی شد. در ادامه طرح دستگیری به اجرا درآمد و در ساعت 17:30 روز گذشته، مأموران به موتورسیکلت مشکوکی با دو ترک‌نشین روبه‌رو شدند که ترک‌نشین آن در حال گوشی‌قاپی بود که با دیدن پلیس، از محل متواری شده و مأموران به تعقیب و گریز با آنها پرداختند. در قسمتی از راه، موتورسیکلت متوقف شد و فرد ترک‌نشین از موقعیت استفاده کرد تا از دست مأموران به صورت پیاده بگریزد که مأموران وی را تعقیب و دستگير کردند. متهم حین دستگیری  متهم، محتویات اسپری‌ اشک‌آور را به صورت مأموران پاشید که مأموران با شلیک دو تیر هوایی و قوانین به‌کارگیری سلاح وی را زمین‌گیر کرده و به کلانتری انتقال دادند.
برای متهم پرونده‌ای در زمینه سرقت منجر به آزار تشکیل شد و تلاشهای پلیسی برای شناسایی و دستگیری همدست وی نيز ادامه دارد.


گفت و گو با متهم
قبلا هم دزدي كرده اي؟
بله يك بار به اتهام سرقت موتورسيكلت توسط پليس بازداشت شدم كه به دليل كم بودن سن و سالم به كانون اصلاح و تربيت رفتم و چند وقت بعد آزاد شدم.
شغلت چيست؟
در تره بار همراه پدرم كار مي كنم.
از ماجراي سرقت بگو؟
صبح روز حادثه تازه از تركيه رسيده و وسايل و لباسهايي كه خريداري كرده بودم را به خانه خواهرم بردم و تحويل اش دادم. بعد از آن تا ساعت 12 ظهر خوابيدم و وقتي از خانه بيرون زدم به پارك زعفرانيه رفتم كه در آنجا دختري را ديدم كه در حال ورزش بود و گوشي اش نيز دستش بود. يكهو به سرم زد سرقت كنم اما ترسيدم و كمي بعد يك چيزي در باغچه پيدا كردم كه سياه رنگ و سفت بود. همان را برداشتم و محكم به سر دختر جوان كوبيدم و وقتي او روي زمين تلو تلو خورد گوشي اش را گرفتم و از محل با موتورسيكلت نفر ديگري دور شدم. وقتي پليس را در خيابان ديدم به صورت پياده گريختم و حتي براي اينكه گير ماموران نيفتم به صورت آنها با گاز اشك آور اسپري كردم اما آنها در انتها مرا دستگير و به كلانتري آوردند. اي كاش هيچوقت چنين تصميمي نمي گرفتم.

تبلیغ

نظر شما

  • نظرات ارسال شده شما، پس از بررسی و تأیید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
نام شما : *
ایمیل شما :*
نظر شما :*
کد امنیتی : *
عکس خوانده نمی‌شود
برای کد جدید روی آن کلیک کنید