دعواي بچه ها در خاك سفيد قرباني گرفت/ خاك سفيد را يك عروسك نمي بندد!+ تصوير
میار: بالاخره بعد از دو سال جلسه رسيدگي به پرونده نزاع مرگبار در محله خاك سفيد تهرانپارس كه منجر به كشته شدن پسر نوجواني شده بود، در شعبه هفتم دادگاه كيفري يك استان تهران برگزار شد
به گزارش میار، روز بیستم اسفند سال 95 وقوع یک فقره نزاع دسته جمعی در فلکه دوم تهرانپارس به کلانتری 126 اعلام و با حضور مأموران در محل و انجام تحقیقات اولیه مشخص شد دو نوجوان بهنامهای فرهاد و علی، هر دو 16 ساله در یک نزاع دسته جمعی، توسط افراد ناشناس مجروح شدهاند.
با وجود انتقال فرهاد و علی به بیمارستان و انجام اقدامات درمانی، فرهاد به علت شدت جراحات وارده فوت کرد و در همین راستا پرونده مقدماتی با موضوع قتل عمد تشکیل و به دستور بازپرس شعبه ششم دادسرای ناحیه 27 تهران برای رسیدگی در اختیار اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت.
در شرایطی که هیچگونه اطلاعاتی در خصوص هویت افراد شرکت کننده در نزاع و درگیری وجود نداشت، کارآگاهان با انجام تحقیقات میدانی اطلاع پیدا کردند که دو نفر از دست فروشان بهنام عرفان و مهدی هر دو 16 ساله از زمان وقوع درگیری برای انجام دست فروشی به محل مراجعه نداشتهاند که با انجام اقدامات پلیسی این دو جوان به صورت کامل شناسایی و محل سکونت هر دو نفرشان در خیابان استخر شناسایی شد.
با شناسایی محل سکونت عرفان و مهدی، هر دو نفر آنها در تاریخ سیام اسفندماه همان سال دستگیر و به اداره دهم منتقل شدند. آنها هنگاميكه تحت بازجویی قرار گرفتند، در مراحل اولیه منکر هرگونه مشارکت خود در درگیری منجر به قتل شدند اما با توجه به مشهود بودن آثار درگیری روی بدن عرفان، او به ناچار لب به اعتراف گشوده و به مشارکت خود در درگیری منجر به جنایت اعتراف کرد.
عرفان در اعترافات اوليه به کارآگاهان اداره دهم آگاهي تهران بزرگ گفت: یکی از دوستانم بهنام حسن با من تماس گرفت و گفت که در محل بساط دست فروشی با چند نفر درگیر شده و از من کمک خواست، من هم به همراه مهدی به فلکه دوم تهرانپارس رفتیم و در آنجا با چند نفر جوان که آنها را نمیشناختیم درگیر شدیم، آنها من و مهدی را کتک زدند و من نیز با چاقویی که همراه خود داشتم، دو نفر از آنها را مجروح کرده و از محل متواری شدیم. بعد اطلاع پیدا کردیم که یک نفر از آنها فوت کرده است.
با انجام تحقيقات تكميلي رسيدگي به اين پرونده در مرحله بازپرسي تمام شد و بالاخره كيفرخواست عليه متهمان صادر و پرونده براي محاكمه به دادگاه كيفري يك استان تهران فرستاده شد.
ديروز صبح در جلسهاي كه به رياست قاضي محمود كيخا در شعبه هفتم دادگاه كيفري يك استان تهران برگزار شده بود ابتدا متهم رديف اول پرونده (عرفان) به جايگاه فراخوانده شد و در دفاع از خود گفت: من قبول دارم كه در دعوا بودم اما كسي را نكشتهام و در همان درگيري پاي من نيز با چاقو زخمي شده است پس چطور فقط براي من در اين نزاع اتهام قتل در نظر گرفته شده در حاليكه نفر ديگري نيز در درگيري چاقو داشته كه پاي مرا مجروح كرده است.
در ادامه متهم رديف دوم كه علي نام داشت به جايگاه فراخوانده شد و گفت: من خودم از عرفان شكايت دارم، چراكه او با ضربات چاقويش مرا نيز زخمي كرده است و من مدتها براي انجام مداوا در بيمارستان بستري بودم. آن روز من به همراه خواهرم، شوهرش و برادرم به بازار رفته بوديم تا براي شب عيد خريد كنيم كه يك نفر به خواهرم متلك گفت و ما نيز با وي درگير شديم كه در ادامه نزاع با حضور عرفان كه تنها فرد چاقو به دست حاضر در جمع بود شدت گرفت و فرهاد نيز كشته شد.
در ادامه متهم ديگر پرونده به نام مهدي به جايگاه فراخوانده شد و گفت: در دعوا شركت كرده بودم اما اين فقط عرفان نبود كه چاقو به دست گرفته بود و علي هم چاقو در دستانش داشت، پس درست نيست عرفان را تنها متهم به قتل پرونده بدانيم. اصلا اولين نفر علي بود كه دعوا را با دلايلي مسخره شروع و به عرفان حمله كرد.
متهم رديف چهارم نيز گفت: همه اين حرفها درباره شروع درگيري دروغ است، در بازار دستفروشي بود كه عروسك ميفروخت. اين عروسك فروش ميگفت كه عروسكهايش غيبي هستند و هركس اين عروسكها را بخرد، صبح كه بيدار ميشود عروسكش غيب شده و رفته است سر خاك سفيد، خيابان را بسته است. علي از شنيدن اين حرفها عصباني شد و گفت هيچ كس حق ندارد خاك سفيد را ببندد. همين ماجرا باعث شد درگيري پيش بيايد و ماجراي متلك پراني به خواهر علي به هيچ عنوان واقعيت ندارد. او با يك دليل مسخره دعوا را شروع كرد و همين دعوا جان فرهاد را گرفت.
در انتها هيات قضايي وارد شور شدند تا با توجه به مدارك موجود در پرونده و دفاعيات مطرح شده در جلسه راي خود را صادر كنند.
