پنج شنبه، 25 تیر 1405
پایگاه خبری میار » اجتماعی » قضایی و حقوقی » ضبط فيلم قتل پسر جوان توسط دوربين‌ مداربسته/ پليس تهران فاش كرد+‌تصوير

ضبط فيلم قتل پسر جوان توسط دوربين‌ مداربسته/ پليس تهران فاش كرد+‌تصوير

0
444
کد خبر: 24407

میار: زنداني فراري كه يك مرد جوان را طي معاملات خودرو به قتل رسانده بود، يادش رفته بود يكي از دوربين‌هاي مداربسته نصب شده در دفترش را خاموش كند

به گزارش میار، 22 دي ماه سال 95 بود كه مردي هراسان به اداره پليس رفت و اعلام كرد برادرش گمشده است.

با توجه به حساسيت موضوع رسيدگي به اين پرونده در دستور كار قرار گرفت و مشخص شد متهم اصلي فردي به نام خسرو است كه مدت‌ها پيش در زندان بوده و به دلايلي از زندان متواري شده است. تحت اين شرايط رسيدگي به پرونده ادامه داشت تا اينكه خسرو كه خودش را به همه پويان معرفي مي‌كرد بازداشت و به بازداشتگاه آگاهي منتقل شد.

وي هيچ صحبتي راجع به مرد گمشده نداشت و اظهارات ضد و نقيضي به ماموران ارائه مي‌داد تااينكه بالاخره بعد از شش ماه زنداني شدن در سوئيت، به اجبار لب به اعتراف گشود و گفت: بعد از فرار از زندان كارم اين بود كه از افراد خودروهاي خارجي گرانقيمت اجاره مي‌كردم و به افرادي كه خواستار اجاره چنين خودروهايي بودند با قيمت بالاتر اجاره مي‌دادم. چند بار وحيد نيز از من خودرو اجاره كرده بود تااينكه يك روز وقتي از سفر شمال برگشته بوديم وحيد به دفترم آمد. من از او دو ميليارد تومان گرفته بودم كه برايش يك خودرو بخرم. او وقتي آن روز به دفترم آمد از من خواست كه پولش را به او بازگردانم در حالي‌كه چنين چيزي ممكن نبود و من آن پول را خرج كرده بودم. سر همين موضوعات با هم دعوايمان شد. درگيري و جدل لفظي‌مان بالا گرفت تا اينكه وحيد به من گفت بايد پولم را بدهي و از دفتر من رفت. فرداي آن روز به وي زنگ زدم و گفتم كه مدارك، چك و سفته‌هاي من را بياورد و پولش را پس بگيرد. وقتي او به دفتر من آمد سه تن از دوستانم را دعوت كرده بودم كه در داخل دفتر پنهان بودند. با هم به توافق نرسيديم و من نيز با توجه به اينكه پولي برايم نمانده بود كه به او بخواهم دو ميليارد تومانش را پس بدهم، به دوستانم كه صورتشان را با چپيه پوشانده بودند، گفتم سرش بريزند و او را بزنند. وحيد هم نتوانست در برابر دوستانم مقاومت كند و بعد از آنكه مدارك را از او گرفتيم دست و پايش را بستيم كه كار اشتباهي نكند. بعد از اتمام كار بالاخره دوستانم را فرستادم رفتند و يكي‌شان نيز خودروي لندكروز مرا برد. به يكي از آنها نيز براي اينكه بتوانم صحنه سازي كنم گفتم كه از يك مغازه با كارت مرحوم خريدي انجام بدهد و به دفتر بازگردد. بعد از آن خودم پاهاي وحيد را باز كردم كه دستشويي برود و بعد از اتمام كارش، به او گفتم وحيد خودت مي‌داني رفاقت ما از اين حرف‌ها عميق‌تر است اما تو با اين كارهايت همه چيز را خراب كردي. كار تو اشتباه بود و نبايد چنين بلايي را سرم مي‌آوردي. به خاطر همين از تو تقاضا دارم بيشتر روي اين مسائل فكر كني و من هم يك قليان چاق مي‌كنم تا با هم بكشيم. اين اتفاق‌ها نمي‌تواند رابطه دوستي ما را خراب كند و نه پول تو رفته است و نه رفاقت ما خراب خواهد شد.

متهم در زمينه كشته شدن مفقودي نيز توضيح داد: وحيد قبول كرد و هيچ حرفي نزد. من نيز فقط مي‌دانستم كه او سمت ميز مديريت رفته است. بي‌خبر از اينكه او مي‌خواهد كاتر را از روي ميز بردارد و با آن به سمت من حمله كند. يك آن به خودم آمدم و در حالي‌كه پشتم به وحيد بود به سمتش بازگشتم و ديدم كه به من چسبيده و قصد دارد با كاتر مرا از پاي در بياورد. به همين دليل با او درگير شدم و يكدفعه كاتر بين دست من و او افتاد تا اينكه بالاخره كاتر به صورتم خورد و بعد از آن به دست وحيد خورد و ديدم كه كف  اتاق را خون فرا گرفته است به طوريكه هرجا پا مي‌گذاشتم غرق در خون مي‌شدم!

با اين اوصاف در اين پرونده سه دوست خسرو به عنوان متهمان رديف بعدي پرونده شناسايي و بازداشت شدند. آنها نيز همان صحبت‌هاي متهم اصلي پرونده را تاييد كردند و مدعي شدند كه در ماجراي قتل هيچكاره بوده‌اند. در ادامه پليس سريعا در زمينه كشف جسد كه بنابرگفته‌هاي متهم در لاهيجان خاك شده بود اقدام كرد و با درآوردن جسد فاسد شده متوجه شد كه تعيين علت اصلي فوت امكان پذير نيست. جسد نيز به پزشكي قانوني منتقل و مشخص شد جسد متعلق به مفقودي است كه بعد از اين با تغيير عنوان پرونده از فقداني به قتل، تحقيقات تخصصي در اين زمينه كليد زده شد و در آخر با صدور كيفرخواست عليه متهمان، پرونده براي رسيدگي به دادگاه كيفري يك استان تهران ارسال شد.

روز گذشته جلسه رسيدگي به اين پرونده در شعبه دهم دادگاه كيفري يك استان تهران به رياست قاضي قربانزاده و مستشاري قاضي حق شناس برگزار و متهم اصلي پرونده در اين جلسه محاكمه شد. وي كه با درخواست قصاص از سوي اولياي دم مقتول روبه‌رو شده بود در دفاع از خود گفت: من قصد قتل نداشتم و بيگناه هستم. براساس كيفرخواست، به دليل اينكه نخواهم پول خودرو را بازگردانم دست به چنين قتلي زده‌ام در حالي‌كه چنين چيزي واقعيت ندارد. آن روز من تمامي دوربين‌هاي مداربسته موجود در دفتر را خاموش كرده بودم و تنها يكي از آنها روشن مانده بود كه همه چيز در آن فيلم مشخص است. وحيد اگر كشته شد به ميل من نبود و نيز قصد كشتن او را نداشتم. من فقط دعوتش كردم تا او با بچه بازي‌هايش مداركي كه از من دارد را رو نكند و من كه به تازگي زندگي جديدي براي خود ساخته بودم را لو ندهد تا به اين شكل دوباره به زندان بازگردم. باور كنيد وقتي وحيد با من درگير شد اصلا فكرش را نمي‌كردم كه او كشته شود. كاتر دست او بود و من فقط قصد بيرون كشيدن كاتر از دستان او را داشتم كه او آرام نشد و نگذاشت من كاتر را از دستانش بيرون بكشم. در اين درگيري يكدفعه تيغه كاتر به دستان خودش كه قبلا توسط دوستانم بسته شده بودند اصابت كرد و تمامي اين موضوعات را فيلم‌هاي ضبط شده دوربين مداربسته نيز نشان مي‌دهد. كاتر دست من نبود كه الان من را به اتهام قتل وحيد محاكمه كنيد. من فقط با وي درگير شده بودم.

در انتها قضات وارد شور شدند تا براي سرنوشت متهم تصميم گيري كنند.

تبلیغ

نظر شما

  • نظرات ارسال شده شما، پس از بررسی و تأیید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
نام شما : *
ایمیل شما :*
نظر شما :*
کد امنیتی : *
عکس خوانده نمی‌شود
برای کد جدید روی آن کلیک کنید