پنج شنبه، 25 تیر 1405
پایگاه خبری میار » اجتماعی » قضایی و حقوقی » اين مرد دو تروريست را كشته است/ پليس تهران بازداشت كرد+ تصوير

اين مرد دو تروريست را كشته است/ پليس تهران بازداشت كرد+ تصوير

0
358
کد خبر: 24262

میار: ماموران آگاهي تهران بزرگ موفق شدند عامل قتل دو تروريست در نهرين افغانستان را بازداشت و به پليس كشورش استرداد كنند. متهم روز گذشته در گفت و گو با خبرنگار نيك رو به تشريح ماجرا پرداخت.


مردي كه متهم است دو تن از فاميل هاي خود را در افغانستان كشته و بعد از آن به همراه زن و فرزندانش به ايران فرار كرده است روز دوشنبه در خيابان مولوي تهران بازداشت شد. او روز گذشته به دادسراي امور جنايي تهران منتقل شد و به دستور بازپرس كامران رضواني از شعبه هشتم دادسراي امور جنايي تهران، براي انجام تحقيقات بيشتر به كشور خودش استرداد شد.


خودت را معرفي كن؟

شفيق هستم.

چه شد پايت به اين پرونده جنايي باز شد؟

همه‌اش داستان و دروغ است. من آدمكش نيستم. من در ايران زندگي كرده‌ام و كاملا آدم منطقي و كار درستي هستم. اين داستاني كه عليه من توسط خانواده مقتولان ساخته شده است تقصير پدرم است.

چرا؟

بنده خدا پدرم به من گفت براي ازدواج به افغانستان بيا و در اينجا كنار ما زندگي كن. من به نهرين رفتم و در آنجا ازدواج و عروسي كردم. بعد از آن چند مدت در نهرين ماندم و يك ماشين تويوتا كرولا و لافورزاي آمريكايي نيز داشتم اما خب از ماندن در افغانستان راضي نبودم و دوست داشتم به همراه همسر و بچه‌هايم كه پنج تن مي‌باشند به ايران بازگردم.

اين ماجراها به چه موقعي باز مي‌گردد؟

حدودا 3 سال پيش بود. آن موقع من درخواست پاسپورت و ويزاي ايران دادم اما خب قبول كردنش كمي طول كشيد تا اينكه يك ماه قبل از آمدن‌مان به تهران به سراغ خانه پدر زنم رفتم و بعد از بازديد با آنها به عبدالطيف و عبدالصديق نيز سر زدم. آنها فاميل‌هاي ما بودند. از من ماشين خواستند. عبدالطيف به من گفت ماشين‌ات را به من براي يك سال اجاره بده و با پا درمياني پدرم اين موضوع را پذيرفتم كه يك هزار و 300 دلار خودرويم را به او بدهم اما لافورزا را هنوز داشتم كه عبدالصديق اين ماشين را از من خواست و گفت بيا اين ماشين‌ات را هم به من اجاره بده و حتي به من گفت ماشين‌ات را شش ماهه مي‌خواهم. مقدار يك هزار و 400 دلار به من داد و اين اجاره خودرويم بود تا اينكه آمد و يك ماه بعد ماشين را به من پس داد به اين بهانه كه مي‌خواهد خودرويم را بخرد و من متوجه شدم كه موتور ماشين‌ام را نيز خراب كرده اما به او كه فاميل‌مان بود چيزي نگفتم و تمامي پولش را بازگرداندم و بعد از آن ماشين را به او فروختم در حالي‌كه اين وسط 400 دلار نيز ضرر كرده بودم.

سر همين درگيري پيش آمد؟

خير. بعد از اين ماجرا يك روز عبدالصديق به سراغم آمد و گفت كه وسايلم در ماشين جا مانده است. گواهينامه و جعبه ابزارش بود به همراه يك پيچ گوشتي. همه چيز را به او دادم به جز پيچ گوشتي كه فكر كنم يكي از بچه‌هايم آن را برداشته بود. او سر همين موضوع با ما درگير شد و رفت. رفت اما چه رفتني. بعد از بازگشت‌اش متوجه شدم كه سه نفر را نيز به همراه خودش آورده كه همگي به اسلحه كلاشينكف مسلح بودند. خيلي سريع داخل خانه رفتيم و آنها در خانه‌مان را كه يك در آهني بزرگ به همراه در آهني كوچكي بود به رگبار بستند. من نمي‌دانم در اين ماجرا دقيقا چه اتفاقي افتاد اما بعدا از يك نفر شنيدم كه عبدالطيف يك گلوله به شكم‌اش خورده است. دقيقا بعد از اينكه رگبار بستن‌شان به اتمام رسيد عبدالطيف و عبدالصديق روي زمين افتادند در حالي‌كه زخمي شده بودند. من خودم به جنايي زنگ زدم كه بيايند و ماجرا را بررسي كنند اما هيچكس نيامد و فقط آنها را بردند بيمارستان بستري كردند در حالي‌كه دو نفر همراه عبدالطيف و عبدالصديق نيز از محل متواري شده بودند. من واقعا نمي‌دانم چه شد كه گلول‌ها به آنها خورد اما فكر مي‌كنم شايد گلوله‌ها كمانه كرده باشند.

مي دانستي مقتولان تروريست هستند؟

نمي‌دانم اما همه كار مي‌كردند از قاچاق مواد مخدر تا دزدي و گردنكشي و آدمكشي. آه مردم پشت‌شان بود كه چنين بلايي سرشان آمد. 

دسته بندی: قضایی و حقوقی / اسلاید
تبلیغ

نظر شما

  • نظرات ارسال شده شما، پس از بررسی و تأیید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
نام شما : *
ایمیل شما :*
نظر شما :*
کد امنیتی : *
عکس خوانده نمی‌شود
برای کد جدید روی آن کلیک کنید