پنج شنبه، 25 تیر 1405
پایگاه خبری میار » فرهنگی » شبی که شعار کامل شد/ نقدی بر آخرین ساخته نرگس آبیار

شبی که شعار کامل شد/ نقدی بر آخرین ساخته نرگس آبیار

0
428
کد خبر: 23402

میار: اینقدر تعریف فیلم "شبی که ماه کامل شد" ساخته نرگس آبیار را از دوستان شنیده بودیم که با تصور یک شاهکار ایرانی پا به سینما گذاشتیم و در آخر با دست های خالی از در دیگر سینما بیرون زدیم و این تنها حس ما نبود، تا آنجایی که افرادی از گوشه و کنار، قبل از اتمام فیلم سالن را ترک کردند!

جدای از حواشی پیش آمده برای فیلم، مانند استفاده از اسامی افراد زنده که همچنان در قید حیات به سر می برند و ابدا چنین موضوعی در صورت عدم رضایت صاحبان این اسم ها اخلاقی نبوده است، باید از اینجا شروع کنیم که نرگس آبیار در روایت خود از داستان واقعی استفاده کرده است که به دلیل پرونده بودن ماجرا و هم استناد هایی که باید به روایت همین پرونده می کرده، نتوانسته خارج از خط و خطوط اصلی ماجرا چیزی را بیان کند و همین باعث شده فیلمی را ببینیم که بیشتر سرگذشت یک دختربچه ایرانی است بعد از ازدواج تا مرگ!

ماجرا جایی تعجب برانگیز تر می شود که مخاطب با شعارهایی گل درشت در بطن داستان برخورد می کند که هر روز در کوچه و بازار و یا حداقل در کنار راننده تاکسی و امثال آنها به گوشش خورده است و عجیب اینکه همین شعارها از زبان افرادی گفته می شوند که شخصیت های اصلی فیلم هستند، برای مثال مادر ریگی ها خطاب به فائزه از مصائب بلوچ ها می گوید و در بحبوحه شروع بدبختی های تازه عروس اش، یاد قاچاق سوخت می کند و نهیبی هم به مسئولان می زند که تا به کی قرار است اوضاع بلوچ این همه تاسف بار باشد تا آنها به کارهایی مبادرت کنند که خلاف قانون باشد و از راه های نامشروع پول در بیاورند! در حالیکه خانم نرگس آبیار هم باید بداند بی جواب گذاشتن چنین موضوعی یک توهین بزرگ به مخاطب است، آیا همه سیستان و بلوچستان سوخت قاچاق می کنند چون نان شب هم برای خوردن ندارند!

این درست است که فیلمساز به خوبی توانسته از فیلمسازی به شیوه بیگ پروداکشن های هالیوودی بربیاید اما از کارگردان بزرگی همچون نرگس آبیار بعید است که اینچنین درگیر شعارهای موجود در پرونده شده باشد که بعضا از سوی متهمین بیان می شوند چراکه متهمین در هر نوع پرونده ای، برای خود انگیزه های عجیب و غریب و دروغینی می سازند که اصلا رنگ و بویی ازواقعیت ندارد بلکه یک مبالغه ای از اوضاع شان بوده است تا بتوانند با استفاده از آنها خودشان را تبرئه  و اعمالشان را توجیه کنند.

کاترین بیگلوی ایرانی، این بار در فیلم خود روی موضوع حساسی دست گذاشته است که به دلایل معلوم و نامعلوم حتی نتوانسته اصل ماجرا را بازگو کند و برای مثال از سنی بودن بلوچ ها و شیعه بودن جمعیت بزرگ ایران که یکی از راه های اصلی نفوذ دشمنان بر افرادی مانند عبدالمالک ریگی است، بهره ای نمی برد و همین موضوع، به نقطه ضعف بزرگ فیلم تبدیل شده است و خیلی جالب اینکه حتی مشخص نمی شود بالاخره منابع مالی و اطلاعاتی ریگی ها چه کسانی می باشند اما با اینحال در این فیلم شاهد رویداد کمیابی هستیم که تا پیش از این در فیلم های ایرانی ندیده بودیم و این همان شخصیت پردازی به شیوه های استادانه فیلمنامه نویس این فیلم است به طوریکه ما در فیلم هیچگونه شخصیت سیاه و سفیدی به عینه نمی بینیم که هر روز در فیلم های ایرانی دیده می شوند. همه شخصیت ها از طرفی خودشان هستند و از طرفی هم به خوبی به هرکدام شان در طول فیلمنامه پرداخته می شود و برای مثال ما در انتهای فیلم عکس العمل عجیب الناز شاکردوست در برابر نیروهای امنیتی ایران را برای ماندن در پاکستان می پذیریم و تنها افرادی را شاهد خواهیم بود که بنابر اقتضائات مکانی و زمانی و همچنین نفعیات خود، تصمیم می گیرند شخصیت شان را شکل بدهند و این در مورد شخصیت عبدالحمید نیز از باقی کاراکترها بیشتر صدق می کند تا جاییکه همه مخاطبان به مرتد بودن او نسبت به دین و عشق اش پی می برند.

فیلم نرگس آبیار، یک فیلم ستودنی است که نشان از علاقه او به سینما دارد اما خب مثل همه فیلم های سینمایی ایران بدجوری درگیر شعار و صحبت های شعارگونه می شود تا جاییکه اصل ماجرا به کنار می رود و در قسمت هایی فرعیات بر اصلیات غلبه می کنند، او نه تنها این فیلم را مستندگونه ساخته است بلکه سعی کرده در بطن فیلم، ماجراهایی را پیش بکشد که برای بیشتر ایرانیان آشنا هستند اگرچه او در همین زمینه نیز اشتباهاتی انجام می دهد، باید کارگردان و فیلم نامه نویس این را هم در نظر می گرفتند که تنها مخاطبان آشنا با اوضاع و احوال آن روزهای ایران پای فیلم شان ننشسته اند و شاید فردی باشد که حتی نداند در وقایع آن سالها نزدیک به 150 نفر کشته و چند هزار نفر زخمی شده اند. شاید مخاطب اصلا از ماجرای قتل عام تاسوکی باخبر نبوده است که طی آن 18 تن از نیروهای سپاه پاسداران به شهادت رسیدند و در عوض ماجراهایی علنی شده اند که برای نمونه طی آن پنج نفر کشته شده اند! و اصلا معلوم نمی شود در این میان، هدف کشتارها سنی ها بوده اند، بلوچ ها بوده اند و فقط مواردی به صورت گذرا بیان می شود درحالیکه می شد بهتر می بود از این ماجراهای مطرح در پرونده پیش کشید و تصویر بهتری از جنایات افراد ریگی به تصویر کشید.

در آخر باید از تلاش های ستودنی نرگس آبیار گفت که از هیچ اقدامی برای رئالیستی بودن فیلم خود دریغ نکرده است و از طرفی در بطن روایت یک داستان واقعی، به خوبی توانسته از پس بازگویی واقعیت هایی مانند تفاوت های دیدگاه افراد مسلمان، چه سنی و چه شیعه، که باعث می شود یک روزی آنها با هم دوست باشند و یک روزی مانند دشمنان واقعی به جان و مال و ناموس یکدیگر رحم نکنند ستایش کرد.  

نویسنده: زینب سادات موسوی نیا

تبلیغ

نظر شما

  • نظرات ارسال شده شما، پس از بررسی و تأیید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
نام شما : *
ایمیل شما :*
نظر شما :*
کد امنیتی : *
عکس خوانده نمی‌شود
برای کد جدید روی آن کلیک کنید