پایان تلخ آشنایی در کانال صیغه یابی/ آن زن از من و خودش فیلم گرفته بود تا پخش کند!+ گفت و گو با قاتل زن تنها
میار: پسر شهرستانی که در یک کانال تلگرامی همسریابی با زنی میانسال آشنا شده بود وقتی دریافت این زن قصد اخاذی دارد وی را با شلیک گلوله کشت.
به گزارش میار، 21 آذر خبر کشف جسد زنی 50 ساله در خانهاش واقع در جنوب تهران از سوی مأموران به بازپرس جنایی تهران و تیم تحقیق اعلام شد. نخستین بررسیها نشان میداد زن میانسال بر اثر اصابت گلوله به پیشانیاش به قتل رسیده است. دختر مقتول که در محل حضور داشت به بازپرس گفت: از روز گذشته چندین بار با تلفن خانه و گوشی تلفن همراه مادرم تماس گرفتم اما جواب نداد تا اینکه تصمیم گرفتم به خانه مادرم بروم اما زمانی که وارد خانه شدم با جسد خونین مادرم روبهرو شدم که روی زمین افتاده بود. در ادامه کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی رد پسر جوانی بهنام امید 20 ساله را پیدا کردند که وی همزمان با وقوع جنایت از کشور خارج شده و به کشور ترکیه رفته بود. تحقیقات ادامه داشت تا اینکه مشخص شد پسر جوان به ایران برگشته و کارآگاهان اداره دهم ظهر روز سهشنبه 18 دی موفق به دستگیری وی شده و اسلحه کمری مورد استفاده در جنایت نیز کشف شد. متهم در همان تحقیقات اولیه گفت: چند ماه پیش بود که در فضای مجازی با این زن آشنا شدم و با وی تماس گرفتم. در این مدت دوبار به خانه مقتول رفتم. اما یک روز به من تلفن کرد و از من 10 میلیون تومان خواست. از تهدیدهای او خسته شدم و اسلحه ای تهیه کردم، وقتی زن میانسال با من تماس گرفت به او گفتم پول را تهیه کردهام و به خانهاش رفتم و گلولهای به سر وی شلیک کردم. بعد هم گوشی تلفن همراه و مقداری پول و طلا از خانهاش دزدیدم و تصمیم گرفتم از ایران خارج شده و به ترکیه بروم. اما پس از چندین روز خوشگذرانی و پایان پولها مجبور شدم به تهران بازگردم که پس از گذشت چند روز دستگیر شدم.
گفت و گو با متهم:
خودت را معرفی کن؟
امین هستم ۲۰ ساله.
مجردی؟
بله.
مقتول را میشناختی؟
بله.
چطور با او آشنا شدی؟
دو ماه قبل از حادثه از طریق یکی از دوستانم عضو گروه تلگرامی شدم که درباره همسریابی فعالیت میکرد. مقتول هم عضو گروه بود که با هم آشنا شدیم.
به خاطر سرقت او را به قتل رساندی؟
نه.
اما از خانهاش سرقت کردی؟
بله، فقط یک گوشی تلفن همراه و ۱۰۰ هزار تومان پول.
چرا او را کشتی؟
وقتی با او آشنا شدم از او خواستم مرا با زن جوانی آشنا کند. قصد داشتم زن صیغهای پیدا کنم. به خاطر همین موضوع دو بار به خانهاش رفتم که چند روز بعد از آن با من تماس گرفت و گفت: از من فیلم تهیه کرده و گفت: باید ۱۰میلیون تومان به او بدهم وگرنه به خانوادهام اطلاع میدهد و آبروی مرا میریزد. خیلی تلاش کردم او را منصرف کنم، اما فایدهای نداشت.
از چه فیلم گرفته بود؟
....
بعد چه شد؟
او تهدید میکرد و من هم تصمیم گرفتم او را بترسانم به همین دلیل کلت کمری به قیمت ۲میلیون تومان از مردی که از شهرهای غربی آورده بود، خریدم و آن شب به بهانه اینکه برای او پول آوردم به خانهاش رفتم. ساعت ۱۰شب بود که از مقتول خواستم فیلم را پاک کند، اما او شروع به داد و فریاد کرد که دو تیر شلیک کردم که یکی به بالشت برخورد کرد و دیگری به سرش اصابت کرد.
پس از قتل کجا رفتی؟
ساعت ۱۰:۳۰ از خانهاش بیرون رفتم و تا صبح داخل خیابان پرسه زدم و بعد صبح به خانهام رفتم و از آن روز به بعد هم سرکارم بودم تا اینکه تصمیم گرفتم برای تفریح به ترکیه بروم. ۱۵روز ترکیه بودم و بعد به تهران برگشتم که دستگیر شدم.
به چه کاری مشغول بودی؟
کاغذ دیواری.
فکر میکردی دستگیر شوی؟
بله، برای من مثل روز روشن بود. بهر حال من آدم کشته بودم و هر روز در انتظار دستگیر شدن بودم به همین خاطر از ترکیه به تهران آمدم و اصلاً قصد فرار نداشتم.
حرف آخر؟
من قصد کشتن او را نداشتم و میخواستم بترسانمش، اما وقتی داد و فریاد کرد از ترس شلیک کردم و الان هم پشیمان هستم.
به گزارش میار، 21 آذر خبر کشف جسد زنی 50 ساله در خانهاش واقع در جنوب تهران از سوی مأموران به بازپرس جنایی تهران و تیم تحقیق اعلام شد. نخستین بررسیها نشان میداد زن میانسال بر اثر اصابت گلوله به پیشانیاش به قتل رسیده است. دختر مقتول که در محل حضور داشت به بازپرس گفت: از روز گذشته چندین بار با تلفن خانه و گوشی تلفن همراه مادرم تماس گرفتم اما جواب نداد تا اینکه تصمیم گرفتم به خانه مادرم بروم اما زمانی که وارد خانه شدم با جسد خونین مادرم روبهرو شدم که روی زمین افتاده بود. در ادامه کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی رد پسر جوانی بهنام امید 20 ساله را پیدا کردند که وی همزمان با وقوع جنایت از کشور خارج شده و به کشور ترکیه رفته بود. تحقیقات ادامه داشت تا اینکه مشخص شد پسر جوان به ایران برگشته و کارآگاهان اداره دهم ظهر روز سهشنبه 18 دی موفق به دستگیری وی شده و اسلحه کمری مورد استفاده در جنایت نیز کشف شد. متهم در همان تحقیقات اولیه گفت: چند ماه پیش بود که در فضای مجازی با این زن آشنا شدم و با وی تماس گرفتم. در این مدت دوبار به خانه مقتول رفتم. اما یک روز به من تلفن کرد و از من 10 میلیون تومان خواست. از تهدیدهای او خسته شدم و اسلحه ای تهیه کردم، وقتی زن میانسال با من تماس گرفت به او گفتم پول را تهیه کردهام و به خانهاش رفتم و گلولهای به سر وی شلیک کردم. بعد هم گوشی تلفن همراه و مقداری پول و طلا از خانهاش دزدیدم و تصمیم گرفتم از ایران خارج شده و به ترکیه بروم. اما پس از چندین روز خوشگذرانی و پایان پولها مجبور شدم به تهران بازگردم که پس از گذشت چند روز دستگیر شدم.
گفت و گو با متهم:
خودت را معرفی کن؟
امین هستم ۲۰ ساله.
مجردی؟
بله.
مقتول را میشناختی؟
بله.
چطور با او آشنا شدی؟
دو ماه قبل از حادثه از طریق یکی از دوستانم عضو گروه تلگرامی شدم که درباره همسریابی فعالیت میکرد. مقتول هم عضو گروه بود که با هم آشنا شدیم.
به خاطر سرقت او را به قتل رساندی؟
نه.
اما از خانهاش سرقت کردی؟
بله، فقط یک گوشی تلفن همراه و ۱۰۰ هزار تومان پول.
چرا او را کشتی؟
وقتی با او آشنا شدم از او خواستم مرا با زن جوانی آشنا کند. قصد داشتم زن صیغهای پیدا کنم. به خاطر همین موضوع دو بار به خانهاش رفتم که چند روز بعد از آن با من تماس گرفت و گفت: از من فیلم تهیه کرده و گفت: باید ۱۰میلیون تومان به او بدهم وگرنه به خانوادهام اطلاع میدهد و آبروی مرا میریزد. خیلی تلاش کردم او را منصرف کنم، اما فایدهای نداشت.
از چه فیلم گرفته بود؟
....
بعد چه شد؟
او تهدید میکرد و من هم تصمیم گرفتم او را بترسانم به همین دلیل کلت کمری به قیمت ۲میلیون تومان از مردی که از شهرهای غربی آورده بود، خریدم و آن شب به بهانه اینکه برای او پول آوردم به خانهاش رفتم. ساعت ۱۰شب بود که از مقتول خواستم فیلم را پاک کند، اما او شروع به داد و فریاد کرد که دو تیر شلیک کردم که یکی به بالشت برخورد کرد و دیگری به سرش اصابت کرد.
پس از قتل کجا رفتی؟
ساعت ۱۰:۳۰ از خانهاش بیرون رفتم و تا صبح داخل خیابان پرسه زدم و بعد صبح به خانهام رفتم و از آن روز به بعد هم سرکارم بودم تا اینکه تصمیم گرفتم برای تفریح به ترکیه بروم. ۱۵روز ترکیه بودم و بعد به تهران برگشتم که دستگیر شدم.
به چه کاری مشغول بودی؟
کاغذ دیواری.
فکر میکردی دستگیر شوی؟
بله، برای من مثل روز روشن بود. بهر حال من آدم کشته بودم و هر روز در انتظار دستگیر شدن بودم به همین خاطر از ترکیه به تهران آمدم و اصلاً قصد فرار نداشتم.
حرف آخر؟
من قصد کشتن او را نداشتم و میخواستم بترسانمش، اما وقتی داد و فریاد کرد از ترس شلیک کردم و الان هم پشیمان هستم.
دسته بندی: پرونده های ویژه / اسلاید شو
آدرس کوتاه خبر:
