پنج شنبه، 25 تیر 1405
پایگاه خبری میار » حوادث » پرونده های ویژه » گفت و گو با زني كه شوهرش را خفه كرد/ براي خوشبختي دخترانم اين كار را كردم+ تصوير

گفت و گو با زني كه شوهرش را خفه كرد/ براي خوشبختي دخترانم اين كار را كردم+ تصوير

0
534
کد خبر: 21345

میار: سرهنگ کارآگاه علی ولیپور گودرزی؛ معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ از دستگیری زنی خبر داد که طی یک نزاع و درگیری اقدام به کشتن همسرش کرده است

به گزارش میار، ساعت 7صبح مورخ 4 دی 97 وقوع یک فقره فوت مشکوک در منزلي واقع در سعادت‌آباد، خیابان ایثارگران شمالی از طریق مرکز اورژانس به مرکز فوریت‌های پلیسی 110 اعلام شد.

با حضور ماموران کلانتری 163 ولنجک در محل اعلام شده، خانم 40 ساله‌ای به ماموران گفت که صبح روز 4 دی 97 متوجه فوت همسرش (57 ساله) در داخل اتاق خواب شده است.

با اعلام نظریه اولیه اورژانس مبنی بر فوت مشکوک، موضوع به تیم بررسی صحنه اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ اعلام شد.

پرونده اولیه با موضوع فوت مشکوک تشکیل و ضمن هماهنگی با سید سجاد منافی‌آذر؛ بازپرس ویژه قتل پایتخت، پرونده برای ادامه تحقیقات در اختیار اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت.

تحقيقات ابتدايي 

همسر متوفی (40 ساله) پس از حضور در اداره دهم پلیس آگاهی، در اظهارات اولیه به کارآگاهان گفت: شب گذشته همسرم در حال درس دادن به النا، دختر کوچکمان (9 ساله) بود که ناگهان عصبانی شد و شروع به ناسزا گفتن کرد، من نیز به رفتار او اعتراض کردم و همین موضوع باعث درگیری ما دو نفر با هم شد و حتی همسرم مرا مورد ضرب و شتم قرار داد که با دخالت دختر بزرگترمان ناهید (18 ساله) درگیری ما تمام شد و در ادامه همسرم برای استراحت به داخل اتاق‌خواب رفت، صبح زود به سراغ همسرم رفتم تا او را برای بردن بچه‌ها به مدرسه بیدار کنم که متوجه شدم بدن همسرم کاملاً سرد شده و نفس نمی‌کشد.

اعتراف به ارتکاب جنایت

در شرایطی که همسر و دختر متوفی در اظهارات مشابه و یکسان عنوان کرده بودند که صبح روز مورخ 4 دی متوجه مرگ متوفی داخل اتاق‌خواب شدند اما با بررسی تیم پزشکی قانونی و اعلام نظریه علت مرگ به علت خفگی ناشی از انسداد مجاری تنفسی، برابر هماهنگی با بازپرس شعبه سوم دادسرای امور جنایی این دو نفر در مورخه 9 دی 97 بازداشت و برای انجام تحقیقات پلیسی به اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ منتقل شدند.

همسر متوفی در اظهاراتی جدید با اعتراف صریح به ارتکاب جنایت و قتل همسرش گفت: همسرم خیلی زود عصبانی می‌شد و در حالت عصبانیت کنترل خودش را از دست می‌داد به طوریکه من و دخترانم را بارها مورد ضرب و شتم قرار داده بود، در مورخ سوم دی 97 همسرم در حال درس دادن به دختر کوچک‌مان که تنها 9 سال بیشتر ندارد، بود که ناگهان عصبانی شد و بچه را مورد ضرب و شتم و فحاشی قرار داد، به رفتار او با بچه اعتراض کردم که همین موضوع باعث شد تا به سمت من حمله‌ور شده و با من درگیر شود و حتی با مشت ضربه‌ای محکم به سینه‌ام زد و من روی زمین افتادم. در این زمان همسرم روی مبل نشست، در حالی‌که دیگر از رفتار همسرم با خود و دخترانم خسته شده بودم، روسری خود را برداشته و دور گردن همسرم انداختم، آنقدر فشار دادم که همسرم از نفس کشیدن افتاد. پس از آن برای آنکه موضوع مرگ را عادی نشان دهم، با ناهيد، دختر بزرگم جسد را به داخل اتاق خواب برده و روی تخت قرار دادیم و فردای آن با اورژانس تماس گرفته و سعی کردیم مرگ همسرم را عادی نشان دهیم.

(ناهید 18 ساله) نیز با تأیید اظهارات مادرش به کارآگاهان گفت: خیلی تلاش کردم تا مانع مادرم شوم اما او بسیار عصبانی شده بود، از ترس اینکه مادرمان نیز به اتهام قتل دستگیر می‌شود و من و خواهر کوچکترم دیگر کسی را نخواهیم داشت، به مادرم کمک کردم تا جسد بابا را به اتاق خواب ببرد و پس از آن نیز اظهارات مادرم را تأیید کردم.

روز گذشته متهم، در معيت ماموران اداره آگاهي تهران بزرگ به شعبه سوم دادسراي امور جنايي تهران منتقل شد و وقتي در برابر بازپرس سيدسجاد منافي آذر قرار گرفت به سوالات وي پاسخ داد.

ماجرا را بار ديگر تعريف كن؟

شب واقعه همسرم در حال درس دادن به دخترم بود كه به او فحش خيلي بدي داد و همين باعث شد من عصبي و با هم درگير شويم. پيش از اين ماجرا نيز خيلي درگيري‌ها داشتيم. از همان روز اول ازدواج‌مان با هم درگيري داشتيم. يك روز در حالي‌كه در خانه نشسته بودم و قرار بود پسرعمويم براي خواستگاري خواهر بزرگترم بيايد متوجه شدم كه در واقع هدف او از آمدن به خواستگاري من هستم. قبل از اين ماجرا نيز زني داشت كه با اقدامات وحشيانه شوهرم از او طلاق گرفته بود و من وقتي متوجه شدم او به جاي خواهرم مرا مي‌خواهد تصميم به ازدواج با او گرفتم كه در واقع چاره ديگري هم نداشتم. همين الان پدرم با يارانه‌اي كه هرماه مي‌گيرد زندگي مي‌كند. شما فرض كن من اگر در خانه مي‌ماندم قرار بود چه بلايي سرم بيايد. به زودی متوجه شدم كه از چاله خانه پدري به چاه خانه شوهر افتاده‌ام و هربار كه جنگ و دعوايي مي‌شد به پسرعموي ديگرم كه برادر شوهرم نيز هست زنگ مي‌زدم تا او بيايد و واسطه شود بلكه اين ماجرا به صلح بينجامد. خلاصه كلام اينكه 20 سال او را تحمل كردم تا اينكه آن شب ديگر به جان به لبم رسيد. نمي‌توانستم او را تحمل كنم. براي خوشبختي دخترانم هم شده بود بايد اين كار را مي‌كردم. بايد او را مي‌كشتم تا همگي خوشبخت زندگي كنيم.

الان خوشبخت شدي؟

حقيقتش خوشبختي دخترانم خوشبختي من است. همين كه بچه‌هايم آزاد هستند و با آسودگي خيال و با استفاده از ارثي كه از پدرشان به آنها مي‌رسد زندگي خوبي را مي‌گذرانند براي من كافي است. حالا من بميرم هم ايرادي ندارد. آن زندگي كه من داشتم با مرگ هيچ فرقي نداشت.

خب طلاق مي‌گرفتي؟

طلاق مي‌گرفتم چه‌كار كنم. من با چهار كلاس سواد و بدون هيچگونه حرفه‌اي بعد از طلاق چه كار بايد مي‌كردم. دخترانم را بايد چه كار مي‌كردم. يك دخترم 9 ساله است و دختر بزرگترم 18 ساله. الان خيالم راحت است كه دختر بزرگم به زودي دانشگاه مي‌رود و يك روز پزشك خوب و حاذقي مي‌شود. من اگر طلاق مي‌گرفتم بايد مي‌رفتم كجا. بايد مي‌رفتم كنار پدرم كه در خانه‌اش با يارانه‌اي كه ماهانه از دولت مي‌گيرد زندگي كنم.

ماجراي قتل را شرح بده؟

بعد از درگيري و متعاقب داروهايي كه هرشب مصرف مي‌كرد بي‌حال روي مبل افتاد. هميشه همانجا مي‌نشست و تلويزيون مي‌ديد. خيلي عصباني بودم. روسري را برداشتم و روي پاهايش آرام نشستم و روسري را دو دور دور گردنش پيچيدم و آنقدر فشار دادم تا اينكه رنگش كبود شد و متوجه شدم ديگر نفس نمي‌كشد. دخترم فرياد مي‌زد مي‌گفت رهايش كن و بگذار فرار كنيم برويم اما او را نكش اما من بايد او را خلاص مي‌كردم.

دختر كوچكت كجا بود؟

قبل از اينكه بخواهم روسري را بردارم به پريسا گفتم النا را به اتاق خواب ببرد و بخواباند اما پريسا به دليل سر و صدا و بعد از اينكه النا را در اتاق خواباند به صحنه درگيري بازگشت و از من خواست كه كاري با پدرش نداشته باشم اما من كارم را تمام كرده بودم و بعد از آن نيز دو گره محكم زدم و با مجبور كردن دخترم، جسد را به داخل اتاق برديم و ادعا كرديم كه او خودكشي كرده است.

چرا بعد از بازداشت حقيقت را گفتي و همان موقع نگفتي؟

چون مي‌خواستم بعد از اتمام مراسم كفن و دفنش بيايم و همه چيز را بگويم.بعد از بازپرسي، دختر مشترك متهم و مقتول آزاد شد تا بتواند به كارهاي خواهر كوچكترش رسيدگي كند و به دانشگاه برود.

تبلیغ

نظر شما

  • نظرات ارسال شده شما، پس از بررسی و تأیید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
نام شما : *
ایمیل شما :*
نظر شما :*
کد امنیتی : *
عکس خوانده نمی‌شود
برای کد جدید روی آن کلیک کنید