جمعه، 26 تیر 1405
پایگاه خبری میار » حوادث » پرونده های ویژه » تحلیلی بر طرح های دستگیری سارقان در پایتخت/ رعد های پلیس تاثیری هم دارد؟

تحلیلی بر طرح های دستگیری سارقان در پایتخت/ رعد های پلیس تاثیری هم دارد؟

0
392
کد خبر: 20792
میار: چند ماهی است که پلیس پیشگیری پایتخت در فواصل زمانی مشخص طرح‌هایی را با عنوان «رعد» برای ایجاد امنیت مردم و مبارزه با سارقان، مالخران و قاچاقچیان به اجرا در می‌آورد. در این طرح‌ها عده‌ای از خلافکاران دستگیر و به دستگاه قضایی معرفی می‌شوند تا در صورت صلاحدید قانون برحسب جرم مرتکب شده به مجازات برسند.
گزارش‌های پلیس حاکی از آن است که طرح‌ها بسیار موفقیت‌آمیز بوده و کلانشهری مثل تهران از وجود اشرار، سارقان و بزهکاران پاک شده است. اما آنچه در واقعیت می‌بینیم این است که جرایمی نظیر کیف قاپی‌ها، سرقت موبایل، فروش مواد مخدر، سرقت خودرو و لوازم داخلی آن، زورگیری و... افزایش داشته و انگار طرح‌های پلیس فقط مربوط به افرادی است که در یک حلقه مشخص قرار دارند و انگار قرار هم نیست این حلقه گسترش پیدا کند. این موضوع را می‌توان از آمارهایی که در مورد دستگیری سارقان سابقه دار ارائه می‌دهند بخوبی دریافت.اما در این میان نکات مبهمی وجود دارد که به برخی از آنها اشاره می‌کنیم. هدف از اجرای طرح‌های برخورد با مجرمان و اشرار چیست و با چه معیارهایی صورت می‌گیرد؟ آیا تاکنون پلیس به یک جمع‌بندی مثبت رسیده که باید این طرح‌ها را ادامه دهد؟ آیا پس از اجرای طرح‌ها آمار جرایم و بزهکاری‌ها در کشور کاهش یافته است؟ بواقع راه حل دیگری برای برخورد با مجرمان خرد و کلان وجود ندارد؟ آیا پلیس پس از این دستگیری‌ها به آسیب شناسی مجرمان نیز می‌پردازد؟
شاید در نگاه نخست اجرای این طرح‌ها همان گونه که از اسمش نیز پیداست غرشی برای ایجاد رعب و وحشت در میان مجرمان باشد. البته قدرت نمایی پلیس امری بدیهی و ضروری است تا اقتدار لازم مستدام بماند اما به شرط آنکه خروجی کار نیز تأییدی بر این اصل مهم باشد.
در یک خانواده وقتی پدر تنها راه برخورد با فرزندانش را تنبیه و فریاد می‌داند ممکن است در ظاهر فرزندان خود را مطیع و تسلیم نشان دهند اما در واقعیت قبح و اثر فریادها و تنبیه‌های مکرر از بین می‌رود و پس از مدتی دیگر نه اقتداری باقی می‌ماند و نه تأثیرگذاری لازم رقم می‌خورد.
نکته بعدی تعداد متخلفان دستگیر شده است که اگر میانگین دستگیری‌های ماهانه در این طرح‌ها را 500 نفر در نظر بگیریم تقریباً 6 هزار نفر در کل سال دستگیر می‌شوند. البته این عدد در مقابل خیل خلافکاران تهرانی رقم بالایی نیست اما بواقع چند درصد از این افراد دستگیر شده پس از آزادی راه درست را برای ادامه زندگی در پیش می‌گیرند. بی‌تردید بسیاری از دستگیرشدگان پس از آزادی دوباره قدم در همان مسیر بیراهه می‌گذارند. البته ممکن است برخی مدعی باشند که با گذر زمان افراد کم سن و سال‌تر وارد چرخه خلافکاران می‌شوند اما اگر قطر دایره خلافکاران در طول اجرای طرح‌های پلیس پایتخت کوتاه‌تر و کوچک‌تر می‌شد قطعاً ورود افراد کم سن و سال‌تر نمی‌توانست تأثیر بسزایی داشته باشد و این چرخه تأثیر‌گذاری بیشتری داشت.
موضوع بعدی سابقه دار بودن اغلب دستگیرشدگان است. اگر کارشناسان این مجموعه به آسیب شناسی و هدایت افراد دستگیر شده در طرح‌های نخستین می‌پرداختند شاید دیگر بخش زیادی از خلافکاران از دایره جرم و جنایت خارج می‌شدند و قطر و شعاع آن دایره کوچک و کوچک‌تر می‌شد.
نکته حائزاهمیت در این طرح‌ها و دستگیری‌ها قوانین موجود در کشور است که نشان می‌دهد به اندازه کافی بازدارنده نیستند، چراکه اگر قوانین سخت تری در انتظار خلافکاران بود، مجرمان دستگیر شده می‌دانستند که آزادی‌شان به آسانی محقق نخواهد شد. وقتی یک مجرم در طرحی مثل رعد دستگیر می‌شود و پس از چند ماه دوباره طعم آزادی را می‌چشد پس اصلاً چرا دستگیر می‌شود؟! آیا برای کسی که از چندین نفر زورگیری کرده و به صدها جوان کم سن و سال مواد فروخته و ده‌ها جرم کوچک و بزرگ را مرتکب شده باید به آسانی آزاد شود؟ اگر پاسخ منفی است پس چرا بسیاری از آنها در فواصل کوتاه بارها در طرح‌های پلیس طعم دستبندهای فلزی را چشیده‌اند؟! اگر در مرتبه نخست برخورد جدی‌تر و قاطع تری با او صورت می‌گرفت آیا او دوباره به حیطه تخلفاتش بازمی‌گشت؟ اگر هم جواب مثبت است که کارشناسان حقوقی پلیس باید طرحی را برای اصلاح قوانین بازدارنده‌تر تدوین و ارائه کنند تا مجرمان بدانند که دستگیری‌ها نمایشی و کوتاه مدت نیست و مجرمی که دستگیر می‌شود به آسانی از سردی و سنگینی دستبندهای فلزی رهایی پیدا نخواهد کرد.
تداوم اقتدار نیاز به بسترهایی دارد که اگر فراهم نشود می‌تواند مخرب هم باشد. موفقیت در هیچ موضوعی بدون کار کارشناسی میسر نیست. اگر قرار بود فقط با قدرت نمایی زمام همه امور را به دست گرفت هرکسی برای موفقیت در کارش آن را دستمایه قرار می‌داد اما می‌بینیم که کارشناسی، تحقیق و آسیب شناسی در هرپدیده‌ای می‌تواند موفقیت، بازدهی و دستاوردی به مراتب بهتر و مثمرتر داشته باشد.
برای مثال می‌توان پس از اجرای هر دوره از طرح‌هایی همچون رعد، دستگیرشدگان را طبقه بندی کرد. گروهی از این افراد فریب خورده‌ها و کسانی هستند که به تازگی به جرگه خلافکاران پیوسته‌اند پس می‌توان با برنامه‌ریزی و مشاوره کارشناسان زبده پلیس آنها را از بیراهه بیرون کشید. گروه دیگر بیمارانی هستند که به واسطه مشکلات روحی – روانی و مصرف روانگردان‌ها دست به تخلفات خرد و کلان می‌زنند که این گروه هم می‌توانند با درمان بموقع و روانشناسی از دایره تخلفات خارج شوند. دسته دیگر افرادی هستند که مشکلات اقتصادی و فشارهای خانوادگی آنها را مجبور به ارتزاق از راه حرام و نادرست کرده است. این افراد را هم می‌توان با یک برنامه‌ریزی درست و اشتغال حداقلی از فضای تخلفات دور نگه داشت اما گروه خلافکاران حرفه‌ای افرادی هستند که هیچگاه در تدبیر حرکت در مسیر درست و زندگی سالم نیستند. این افراد باید با محکومیت‌هایی درخور مواجه شوند تا به مرور زمان به ندامت برسند و در طول دوران محکومیت شان هم با آموزش و مشاوره‌های لازم تا حد امکان کنترل شوند. البته بهتر است یکایک افرادی که دستگیر می‌شوند از ابتدا تا یک بازه زمانی مورد نظارت قرار بگیرند تا بدانند که چشم‌های پلیس تنها هنگام «رعد» نمی‌درخشد.
کامران علمدهی/خبرنگار روزنامه ایران
تبلیغ

نظر شما

  • نظرات ارسال شده شما، پس از بررسی و تأیید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
نام شما : *
ایمیل شما :*
نظر شما :*
کد امنیتی : *
عکس خوانده نمی‌شود
برای کد جدید روی آن کلیک کنید