یکشنبه، 28 تیر 1405
پایگاه خبری میار » حوادث » پرونده های ویژه » اين مرد برادرش را آتش زد/ داروها تاريخ مصرف گذشته بود

اين مرد برادرش را آتش زد/ داروها تاريخ مصرف گذشته بود

0
375
کد خبر: 20732

میار: مردي كه برادرش را آتش زده بود با اعلام گذشت از سوي پدر و مادرش بخشيده شد و ديروز صبح در شعبه دوم دادگاه كيفري يك استان تهران از بابت جنبه عمومي جرم محاكمه شد.

به گزارش میار، 19 مرداد‌ ماه دو سال پيش بود كه گزارش يك حادثه آتش‌سوزي در شهرك آزادي در تهران به آتش‌نشاني اعلام شد و آتش‌نشانان با حضور در محل به مهار آتش پرداختند. در جريان اين حادثه آتش‌سوزي، دو برادر دچار سوختگي شده بودند كه براي درمان به بيمارستان سوانح و سوختگي منتقل شدند. از سويي كارشناسان پس از بررسي‌ها اعلام كردند كه حريق عمدي بوده است و در چنين شرايطي گزارش اين آتش‌سوزي مرموز در اختيار مأموران كلانتري تهرانسر قرار گرفت. تحقيقات پليسي حكايت از آن داشت كه آتش در انباري خانه‌اي رخ داده است. آنطور كه مشخص بود سه برادر خانه‌اي قديمي را به انبار دارو تبديل كرده و داروها را در عطاري‌ها مي‌فروختند. شاهدان حادثه مي‌گفتند روز حادثه يكي از برادرها، به روي انبار آتش كشيد و چنين اتفاقي رخ داد.

كارآگاهان براي كشف راز اين جنايت راهي بيمارستان شدند تا به تحقيق از دو برادر بپردازند. يكي از آنها كه به‌صورت سطحي آسيب ديده بود مي‌گفت: برادرانم با هم درگيري داشتند تا اينكه روز حادثه متوجه شدم يكي از آنها بنزين داخل كارگاه ريخته و برادر ديگرم نيز در انبار در حال سوختن است. من هم زماني كه به كمك برادرم رفتم دچار سوختگي سطحي شدم. مأموران سراغ مصدوم ديگر كه به‌شدت آسيب ديده بودند رفتند.

او كه به سختي حرف مي‌زد به مأموران گفت: مدتي مي‌شد كه با برادرم اختلاف پيدا كرده بودم. او يك سال از من كوچك‌تر بود و چون شريك كاري بوديم در همه كارهاي من دخالت مي‌كرد. مدتي قبل هم مقداري جنس خريدم و با هم بر سر سرمسائل مالي اختلاف پيدا كرديم. براي همين روز حادثه به محل كارم آمد و بعد از درگيري، همه چيز را آتش زد كه من هم در آتش سوختم. او در يك چشم برهم زدن كبريت كشيد و فرار كرد و مرا به چنين روزگاري انداخت.

درحالي‌كه تحقيقات در اين خصوص ادامه داشت 15 روز پس از حادثه، همان برادري كه در آتش به شدت آسيب ديده بود مرد و پرونده جنايي موضوع به دادسراي جنايي ارجاع شد. با دستور قاضي جنايي متهم پرونده دستگير شد و او كه در برابر بازپرس ادعا مي‌‌‌كرد قصد آتش زدن و كشتن بردارش را نداشته است توضيح داد: چند وقتي مي‌شد كه با برادرانم كار مي‌كردم. آنجا انبار دارو شده بود و بيشتر داروها را در عطاري مي‌فروختم. معمولا بعضي از داروها را در پوكه‌هاي كپسول مي‌ريختيم و در عطاري‌ها يا بازار سياه دارو مي‌فروختيم. چند روز پيش از حادثه، متوجه شدم كه تاريخ مصرف پوكه‌هاي كپسول گذشته است، براي همين به برادرم گفتم و درخواست كردم كپسول‌ها را از بين ببرد اما برادرم زير بار نمي‌رفت، اصرار داشت كه اين پوكه‌ها تاريخ مصرف ندارند و مانعي براي مصرف آنها وجود ندارد. اما من اصرار به نابودي آنها داشتم. تا اينكه روز حادثه درحالي‌كه بنزين همراهم بود به انبار رفتم. باز هم به برادرم اولتيماتوم دادم تا پوكه‌ها را از بين ببرد اما او اعتنايي نكرد بنابراين با هم درگير شديم و من بنزين را روي پوكه‌ها در انبار ريختم چون مي‌خواستم آنها را آتش بزنم. بعد از آن از انبار بيرون آمدم و گويا برادرم كه بنزين روي پايش پاشيده بود سر خورده و آتش به پاهايش سرايت كرده بود و همين باعث سوختگي او شده اما من واقعا فكرش را نمي‌كردم جانش را از دست بدهد. بعد از آن ديگر جرات نداشتم حتي به بيمارستان بروم چون از بستگانم شنيده بودم كه همسر برادرم به‌شدت از دست من عصباني است و با خودم گفتم اگر در بيمارستان آفتابي شوم ممكن است برخورد بدي با من داشته باشد. همين شد كه بي‌خيال شدم اما در اين مدت واقعا ناراحت بودم و اميد داشتم كه به‌زودي حالش خوب و مرخص شود.

در ادامه متهم با قرار بازداشت موقت و به دليل عمدي تشخيص داده شدن جنايت به زندان فرستاده شد اما او همچنان ادعاي بي‌گناهي داشت تا اينكه در پرونده كيفرخواست عليه متهمان صادر و موضوع براي بررسي‌هاي بيشتر به دادگاه كيفري يك استان تهران ارسال شد.

ديروز صبح بود كه در شعبه دوم دادگاه كيفري يك استان تهران جلسه رسيدگي به اين موضوع تشكيل شد. ابتداي جلسه اولياي دم كه پدر و مادر مقتول بودند در جايگاه قرار گرفتند و از متهم اعلام گذشت كردند.

در ادامه برادر مقتول نيز كه در حادثه حضور داشت مدعي شد: من ندیدم که متهم بنزین را بر روی برادرم بریزد او روی جنس‌ها بنزین ریخت حتی در بیمارستان هم وقتی از برادرم سوال کردم كه آيا آتش ات زده بود او گفت پایش سر خورد و روی آتش افتاد.

 بالاخره نوبت به خود متهم رسيد كه او در جايگاه ايستاد و اين بار در دفاع از عملكرد خود گفت: برادرم به من بدهکار بود و خودم هم به شدت مشکل مالی داشتم در نتيجه از او خواستم بدهی‌ام را بدهد اما او گفت پولی ندارد و از من خواست به جای طلبم داروها را بردارم. روز حادثه درگیری به خاطر همین شروع شد و وقتی رفتم کارگاه او داروها را مقابل در ورودی جمع کرده بود اما من نمی‌توانستم این داروها را قبول کنم من پول لازم داشتم و وقتی دیدم گوش‌اش بدهکار نیست عصبی شدم خواستم همان داروها را آتش بزنم و بنزین را روی اجناس ریختم و گفتم پولم را هم نمی‌خواهم اینها را هم آتش می‌زنم. من آنجا را به آتش کشیدم اما روی برادرم بنزین نریختم. بعد هم آنجا را ترک کردم كه بعدا متوجه شدم برادرم به شدت سوخته است. روز حادثه آنقدر فشار مالی برمن وارد شده بود که دیگر توان فکر کردن را از من گرفته بود من هیچ وقت قصد کشتن برادرم را نداشتم و از اينكه چنين اتفاقي رخ داده است به شدت پشيمان هستم.

پس از پایان اظهارات متهم قضات برای صدور حکم وارد شور شدند.

تبلیغ

نظر شما

  • نظرات ارسال شده شما، پس از بررسی و تأیید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
نام شما : *
ایمیل شما :*
نظر شما :*
کد امنیتی : *
عکس خوانده نمی‌شود
برای کد جدید روی آن کلیک کنید