پنج شنبه، 25 تیر 1405
پایگاه خبری میار » اجتماعی » قضایی و حقوقی » قتل همسر با همكاري دوست پسر/ براي رسيدن به يكديگر اين كار را كرديم!+‌ تصوير

قتل همسر با همكاري دوست پسر/ براي رسيدن به يكديگر اين كار را كرديم!+‌ تصوير

0
583
کد خبر: 20321

میار: زن جوانی که با همدستی یک پسر غریبه شوهرش را به قتل رسانده بود صبح دیروز در شعبه دهم دادگاه كيفري يك استان تهران به رياست قاضي قربانزاده و با حضور يك مستشار محاكمه شد.

در ساعت 17 روز دوازدهم دی ماه سال 94  از طریق مرکز فوریت های پلیسی 110 ، یک فقره کشف جسد در مسیر رودخانه کن واقع در روستای جهان آباد به کلانتری 170 کهریزک اعلام و با حضور مأموران کلانتری در محل و تأیید خبر ، موضوع برای بررسی‌های تخصصی به تیم بررسی صحنه جرم اداره دهم و تشخیص هویت پلیس آگاهی تهران بزرگ ارجاع شد .

در ادامه با حضور کارآگاهان اداره دهم و تیم تشخیص هویت در محل ، بررسی‌های اولیه بر روی جسد انجام و با توجه به دلایل و شواهد به دست آمده و وجود آثار شکستگی بر روی سر متوفی وقوع جنایت برای کارآگاهان محرز شد که بلافاصله هماهنگی لازم با مقام قضایی دادگاه بخش کهریزک انجام گرفت.

با تشکیل پرونده مقدماتی با موضوع قتل عمـد و به دستور رئیس شعبه 103 دادگاه عمومی بخش کهریزک، پرونده برای رسیدگی در اختیار اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت و در اولین مرحله از تحقیقات، کارآگاهان اداره دهم با بررسی پرونده های فقدانی موفق به شناسایی هویت متوفی به‌نام مرتضی و 24 ساله  شدند که بنا بر طرح شکایت اعضای خانواده اش ، در تاریخ یازدهم دی ماه از خانه خارج شده و پس از آن مراجعتی به منزل نداشته است.

با شناسایی خانواده مقتول در شهرستان اسلامشهر ، همسر مقتول با حضور در اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ به کارآگاهان گفت: همسرم دارای مغازه فروش کفش و کتانی در منطقه عبدل آباد است و در ساعت هشت روز جمعه طبق روال هر روز ، برای رفتن به مغازه از خانه خارج شد و پس از آن مراجعتی به خانه نداشت و گوشی تلفن همراهش نیز خاموش شد.

در همان مراحل اولیه تحقیقات،  کارآگاهان اداره دهم اطمینان پیدا کردند که انگیزه وقوع جنایت نمی‌توانسته انجام سرقت یا اختلافات مالی و درگیری فرد یا افرادی با مقتول بوده باشد ؛ لذا در ادامه رسیدگی به پرونده ، تحقیقات بر روی اعضای خانواده مقتول آغاز و کارآگاهان اطلاع پیدا کردند که مقتول و همسرش به نام لیلا 18 ساله طی یک ازدواج کاملا سنتی و البته بدون لحاظ شدن رضایت آنان و صرفا بواسطه نشانه گذاری طرفین در دوران طفولیت، پنج سال پیش با یکدیگر ازدواج کرده و طی این مدت نیز درگیری های متوالی با یکدیگر داشته اند ؛ همچنین در ادامه مشخص شد که لیلا ، پیش از ازدواجش دارای خواستگار دیگری به‌نام حسن . الف بوده و علاقه شدیدی نیز میان آنها وجود داشته است.

کارآگاهان اداره دهم با اطمینان از وقوع جنایت در محلی دیگر و احتمال وقوع جنایت خانوادگی، به تحقیق از همسر مقتول پرداختند ؛ تحقیقات از لیلا از ساعت هشت صبح روز هجدهم مرداد ماه امسال آغاز شد اما او در تمامی اظهاراتش منکر هرگونه مشارکت در مرگ همسرش بود تا اینکه سرانجام در ساعت 16 همان روز لب به اعتراف گشود و به مشارکت در قتل عمـد و مرگ همسرش اعتراف کرد.

لیلا در اعترافاتش ضمن معرفی حسن . الف ، 23 ساله به کارآگاهان گفت: شب قتل ، من و همسرم در منزل بودیم ؛ حوالی ساعت سه بامداد حسن به در منزل آمد ؛ بعد از اینکه من در خانه را باز کردم ، او مرا هل داد و وارد حیاط شد ،  یک میله آهنی در دست داشت و گفت که امشب می خواهد مرتضی را به قتل برساند . مرتضی خواب بود و  من در حیاط ماندم و حسن به داخل خانه  رفت، بعد از گذشت حدود نیم ساعت ، حسن از ساختمان بیرون آمد،  میله ای که در دست داشت خونی بود و از من کیسه ای پلاستیکی خواست تا مرتضی را انتقال دهد .حسن ماشینش را جلوی در حیاط خانه آورد و من هم کمکش کردم تا جسد مرتضی را داخل ماشین که یک پراید مشکی رنگ بود قرار دهد ؛ بعد حسن خودش تمام وسایل مقتول را جمع کرد و همراه جسد برد . حدود ساعت چهار صبح، حسن از خانه ما خارج شد و به من گفت : فعلا هیچگونه ارتباطی با هم نگیریم تا آب ها از آسیاب بیفتد و بعدا همراه مادرم ، برای خواستگاری به خانه تان می آییم.

با اعتراف صریح متهم مبنی بر ارتکاب جنایت توسط حسن . الف ، کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی ضمن شناسایی مخفیگاه حسن در شهرستان اسلامشهر و انجام هماهنگی با مقام قضایی ، به این شهرستان اعزام شده و در حالیکه وی قصد داشت تا با یک دستگاه خودرو پراید مشکی از محل متواری شود ، او را نیز تنها پس از چند ساعت از اعتراف لیلا و در همان تاریخ دستگیر و به اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ منتقل کردند .

حسن . الف پس از انتقال به اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ ، صراحتا به ارتکاب جنایت اعتراف کرد اما پس از اطلاع از اظهارات لیلا مبنی بر مشارکت نداشتن در ارتکاب جنایت به کارآگاهان گفت: با هماهنگی که از قبل با لیلا داشتم او زمینه قتل را آماده کرده و گفته بود که در ساعت  2:30  بامداد پیش او بروم و عشقم را به او ثابت کنم ، به منزل آنها رفتم. در حالیکه مقتول داخلِ خانه خواب بود ، تا ساعت 3:30 بامداد  در  حیاط  با هم صحبت می کردیم ؛ بعد به همراه لیلا وارد اتاق شدم و بالای سر مقتول رفتم و پس از مقداری کشمکش ، با چکشی که از چند روز قبل به لیلا داده بودم  و او آن را در خانه مخفی کرده بود، ضربه‌ای به سر مقتول زدم ؛ همزمان با من ، لیلا نیز یک بالشت را روی صورت مقتول فشار می‌داد تا صدایش در نیاید چون پدر و مادر لیلا در منزل کناری زندگی می‌کردند . بعد از اینکه مقتول جانش تمام شد شوکه شده بودم،  حتی یک لحظه می خواستم تا آنجا را ترک کنم. از لیلا مقداری پارچه گرفته و دست و پای مقتول را بستم  و جسد را داخل کیسه پلاستیکی گذاشتم و با کمک لیلا ، مقتول را تا حیاط آوردیم . او داخل کوچه را دید و کسی نبود  من ماشین خودم را آوردم جلوی در خانه و  بعد مقتول را با همدیگر روی صندلی عقب ماشین گذاشتیم و داخل یک رودخانه انداختیم.

پس از تكميل پرونده و صدور كيفرخواست عليه متهمين دیروز صبح هر دو متهم در شعبه دهم دادگاه کیفری که به ریاست قاضی قربانزاده و با حضور قاضي مستشار تشکیل شده بود پای میز محاکمه ایستادند.

در آغاز جلسه رسیدگی به پرونده پدر مقتول از طرف خود و نوه خردسالش که دختر هفت ساله مقتول بود خواستار مجازات مرگ برای عروس خود و جوان غریبه شد. در ادامه یاسر، متهم ردیف اول پرونده در جايگاه قرار گرفت و گفت: من قتل را قبول دارم اما با همكاري اين زن دست به چنين كاري زده‌ام و او نيز در اين ماجرا با من سهيم بود.

اما عروس شيطان صفت وقتي در جايگاه قرار گرفت، گفت: من با حسن دوست بودم و مدتي بود كه رابطه نزديكي داشتيم. او خودش مي‌خواست كه با من ازدواج كند و به همين دليل بود كه پيشنهاد كشتن شوهرم را به من داد. آن روز نيز خودش به در منزل من آمد و بعد از سوار شدن در ماشين به همراه همسرم به محلي نامعلوم رفتند و بعد از آن را ديگر نه من ديدم و نه مي‌دانم چه اتفاقي بين‌شان رخ داده است.

بنابراين گزارش و براساس مندرجات موجود در پرونده، دو متهم اصلي پرونده از گذشته با يكديگر رابطه نزديكي داشتند و در واقع بعد از اينكه مقتول به رابطه شيطاني بين همسرش و حسن پي مي برد از گرگان به تهران مي آيد كه بعد از گذشت مدت زمان كوتاهي، مقتول دوباره متوجه مي شود همسرش با حسن رابطه دارند كه با توجه به اين موضوعات با هر دوي آنها صحبت مي كند اما حسن باز هم ترك اين رابطه را نمي پذيرد و به مقتول مي گويد كه زنش را دوست دارد و بايد از هم طلاق بگيرند تا خودش بتواند با زن مقتول ازدواج كند. روز حادثه نيز مقتول با حسن سر اين موضوعات صحبت مي كرده است كه حسن تصميم مي گيرد او را بكشد تا با برداشتن او از ميان، به معشوق خودش يعني زن مقتول برسد.

قضات دادگاه با اخذ دفاعيات هر دو متهم  و اعلام ختم جلسه، وارد شور شدند تا براي تعيين سرنوشت پرونده تصميم گيري كنند.

دسته بندی: قضایی و حقوقی / اسلاید
تبلیغ

نظر شما

  • نظرات ارسال شده شما، پس از بررسی و تأیید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
نام شما : *
ایمیل شما :*
نظر شما :*
کد امنیتی : *
عکس خوانده نمی‌شود
برای کد جدید روی آن کلیک کنید