جمعه، 26 تیر 1405
پایگاه خبری میار » اجتماعی » قضایی و حقوقی » ماجراي بازداشت و شكنجه برج ساز سرشناس ايران توسط ماموران وزارت اطلاعات!+ تصوير

ماجراي بازداشت و شكنجه برج ساز سرشناس ايران توسط ماموران وزارت اطلاعات!+ تصوير

0
628
کد خبر: 20186

میار: مأموران قلابي وزارت اطلاعات كه سرشناس‌ترين برج‌ساز ايران را براي اخاذي 500 هزار يورويي به گروگان گرفته بودند، ديروز صبح در شعبه دهم دادگاه كيفري يك استان تهران محاكمه شدند

خبر ربوده شدن اين مرد را 25 مردادماه وكيل او به مأموران كلانتري 163 ولنجك گزارش داد. اين وكيل در گزارشش به ماموران انتظامي تهران گفت: موكل من كه مردي 58 ساله است امروز توسط افراد ناشناس ربوده شده است. او ساعت 10صبح با خودروي شخصي از خانه‌اش در ولنجك خارج شده تا به دفتر كارش برود، اما ناپديد شده است. ساعت11 اما آدم‌رباها با خانواده‌اش تماس گرفته و درخواست 500 هزار يورو پول نقد كرده‌اند.

بعد از مطرح شدن شكايت تيمي از كارآگاهان اداره يازدهم پليس‌آگاهي تهران بزرگ براي حل كردن پرونده مامور شدند. در اولين گام شماره پلاك خودروي مرد ربوده شده در سامانه پليس ثبت شد.

ساعتي بعد بود كه مأموران گشت پليس خودروي وي را به صورت رها شده در منطقه زعفرانيه كشف كردند. بررسي‌ها در اين باره جريان داشت تا اينكه يك روز بعد از حادثه به مأموران پليس خبر رسيد مرد ربوده شده در يكي از بيمارستان‌هاي شهر تحت مراقبت‌هاي ويژه قرار دارد. تحقيقات حكايت از اين داشت كه مرد ربوده شده بعد از اينكه تحت شكنجه قرار گرفته در محلي خلوت رها و با كمك امدادگران به بيمارستان منتقل شده است.

او بعد از بهبود نسبي به كارآگاهان گفت: صبح روز حادثه مثل هميشه با خودروي خودم از خانه خارج شدم تا به محل كارم بروم. در مسير يك خودروي ون سبزرنگ كه چند مرد سوار آن بودند راهم را سد كرد. يكي از آنها پياده شد و خودش را مأمور امنيتي معرفي كرد و مدعي شد كه حكم بازداشتم را دارد. او، من را از ماشينم پياده كرده و به خودروي ون منتقل كرد. آنجا چشمان و دستانم را بستند و به محلي نامعلوم منتقل كردند. وقتي به محل رسيديم شروع به شكنجه من كردند و خواستند كه 500 هزار يورو به آنها بدهم. فهميدم كه آنها مأموران قلابي هستند. آنها گفتند اگر به خواسته‌شان نرسند من را به قتل خواهند رساند. يك روز بعد و در حالي كه از شدت شكنجه حالم بد شده بود، آنها من را سوار خودروي ون كردند. احتمال دادم كه قصد قتل من را دارند، اما من را در خيابان گلبرگ از ماشين پياده كرده و از محل دور شدند. من حالم خيلي بد بود و تلفني به خانواده‌ام خبر دادم كه آدم‌رباها مرا داخل خيابان رها كرده‌اند و دقايقي بعد هم خانواده‌ام به خيابان گلبرگ آمدند و مرا به بيمارستان منتقل كردند. آدم‌ربايان بعد از آن هم به تلفن من پيامك مي‌دادند و مرا تهديد مي‌كردند چنانچه موضوع را به پليس خبر بدهم اين بار خانواده‌ام را مي‌ربايند و مرا به قتل مي‌رسانند. 

بعد از به دست آمدن اين اطلاعات بود كه كارآگاهان موفق شدند يكي از آدم‌ربا‌ها را كه مردي به نام علي. م بود، شناسايي كنند. وقتي مأموران راهي خانه اجاره‌اي علي در محله گلبرگ شدند، معلوم شد كه او به محل زندگي‌اش در مهر‌شهر كرج گريخته است. در شاخه ديگري از تحقيقات مخفيگاه علي شناسايي و ساعت 10صبح روز اول مهرماه بازداشت شد.

او در اولين بازجويي‌ها به آدم‌ربايي با همدستي دو نفر از دوستانش به نام‌هاي مرتضي و حسن اعتراف كرد. با نشاني‌هايي كه متهم در اختيار پليس گذاشت مرتضي و حسن هم در مخفيگاه‌هايشان در مناطق سلطان‌آباد و فلاح دستگير شدند. بعد از انجام تحقيقات تكميلي در اين پرونده، كيفرخواست عليه متهمان به اتهام آدمربايي صادر شد و ديروز صبح در حالي‌كه سه متهم پرونده از زندان به شعبه دهم دادگاه كيفري يك استان تهران منتقل شده بودند تحت محاكمه قرار گرفتند.

بنابراين گزارش، در حالي رسيدگي به اين پرونده در شعبه دهم به رياست قاضي قربانزاده صورت گرفته كه متهم اصلي پرونده همچنان متواري است‌.

بعد از قرائت متن كيفرخواست و مطرح شدن شكايت از سوي شاكي، متهم اصلي پرونده به نام علي كه در ماجراي ربودن شاكي پيشنهاد اصلي را به واسطه متهم فراري پرونده به دوستانش داده بود در جايگاه قرار گرفت و گفت: اي كاش بيكار نبودم. بيكاري فشار آورد و من نيز به پيشنهاد متهم اصلي پرونده كه الان فراري است و حاجي نام دارد و با لباس‌هاي شيك و تر و تميز مي‌گردد گول خوردم. او به من قول داده بود كه برايم وكيل خواهد گرفت تا مرا از اين مخمصه نجات دهد اما هيچ كاري نكرد و حتي تا همين ماه قبل نيز خودش به زنم پول مي‌فرستاد كه ديگر از پول نيز هيچ خبري نيست.

متهم رديف دوم پرونده نيز در تشريح جزئيات ماجرا و در دفاع از خود گفت: قبلاً ورزش رزمي كار مي‌كردم و مربي جودو، و بدنسازي بودم. قصد داشتم باشگاه بزنم اما پول نداشتم. درخواست وام دادم، اما هيچ وقت با آن موافقت نشد. بعد از آن نيز گرفتار زن و بچه شدم و الان هم دو زن و چهار فرزند دارم. از زن اولم دو دختر دارم و زن دومم نيز از شوهر‌سابقش دو تا پسر دارد كه هزينه زندگي همه به عهده من است. من آهنگر حرفه‌اي هستم و در سلطان‌آباد زندگي مي‌كنم. هر روز به خاطر 50 هزار تومان براي كار به تهران مي‌آمدم اما همه‌اش توهين مي‌شنيدم و آخرش هم بعد از كم كردن كرايه خودرو 30 هزار تومان دستم را مي‌گرفت. مدتي بود كه بيكار شده بودم و وضع مالي‌ام خراب بود. اجاق‌گاز خانه‌مان خراب شد و مجبور شدم به صورت قسطي از بازار اجاق گاز بخرم. از آنجايي كه كسي ضمانت مرا نكرد شناسنامه دختر خردسالم را گرو گذاشتم. قرار بود 800‌هزار تومان به مغازه‌دار بدهم و شناسنامه دخترم را براي ثبت نام مدرسه بگيرم اما نتوانستم اين پول را فراهم كنم. هر وقت دخترم را مي‌ديدم عذاب وجدان مي‌گرفتم تا اينكه حاجي اين پيشنهاد را از طريق علي به ما داد. علي راننده ون بود و در يكي از مناطق شمالي مسافركشي مي‌كرد. او گفت مرد برج‌ساز معروفي را مي‌شناسد كه چند بار او را سوار خودرو كرده و متوجه شده از پولدارهاي تهران است و اگر او را گروگان بگيريم، مي‌توانيم از خانواده‌اش پول زيادي اخاذي كنيم. ما چند روز قبل او را تحت‌نظر گرفتيم و از دور مراقبش بوديم كه به كجا رفت و آمد دارد. او معمولاً هر روز صبح با خودرويش به دفتركارش حوالي زعفرانيه مي‌رفت. روز حادثه از ساعت 6 صبح در نزديكي خانه‌اش كمين كرديم تا اينكه مرد برج‌ساز با خودروی پورشه‌اش بيرون آمد. او را تعقيب كرديم تا اينكه چند خيابان مانده به محل كارش، خودرويش را متوقف كرديم و ادعا كرديم مأمور اطلاعات هستيم و بايد او را به اداره منتقل كنيم. بعد از آن نيز او را به خانه‌اي كه از قبل در خيابان سبلان جنوبي اجاره كرده بوديم، منتقل كرديم و پس از شكنجه كردن با برق براي گرفتن پول، او را آزاد كرديم، چراكه در آن مدت چند بار با تلفن خودش با خانواده و وكيلش تماس گرفتيم و براي آزادي او درخواست 500 هزار يورو كرديم كه در بين تماس‌ها احتمال داديم تلفن از طرف پليس شنود مي‌شود. از طرفي هم گروگان به ما قول داد اگر آزادش كنيم به هر كدام از ما 100ميليون تومان مي‌دهد و ما هم حرف‌هايش را باور كرديم.

بعد از دفاعيات متهم رديف سوم پرونده،‌ شاكي در ادامه در جايگاه قرار گرفت و مدعي شد اگر متهمان، متهم اصلي پرونده را كه خودشان او را حاجي معرفي كرده‌اند لو بدهند من نيز از همه شان گذشت خواهم كرد.

در انتها با ختم رسيدگي به پرونده، هيات قضايي وارد شور شد تا براي سرنوشت متهم تصميم گيري كند.

تبلیغ

نظر شما

  • نظرات ارسال شده شما، پس از بررسی و تأیید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
نام شما : *
ایمیل شما :*
نظر شما :*
کد امنیتی : *
عکس خوانده نمی‌شود
برای کد جدید روی آن کلیک کنید