سارقان تحت عنوان ارگان انتظامي زني را در خودروي خود به تنهايي گير انداختند و...+تصوير
میار: رئیس کلانتری 117 جوادیه از بازداشت سه سارق تحت عنوان مامور خبر داد که با خودرویی دارای بیش از ده میلیون تومان خلافی سرقت می کردند
سرهنگ علی الماسی در گفت و گو با خبرنگار ما درباره جزئیات این خبر گفت: شب گذشته بود که ماموران ما در گشت زنی های شبانه خود به خودروی سمندی که بسیار شبیه به خودروهای سازمانی درآمده بود مشکوک و به سرنشینان این خودرو در حالیکه به راننده دیگری دستور ایست داده بودند مشکوک شدند. ماموران با بررسی موضوع سرنشینان و راننده خودروی سمند را که در حال تجسس از راننده خودروی مذکور بودند مورد سوال قرار دادند و از آنها کارت شناسایی و حکم خواستند اما آنها مدارکی جعلی را تحت عنوان یکی از ارگان های نظامی به ماموران تحویل دادند. با توجه به اینکه شب دوشنبه نیز خانمی در مراجعه به کلانتری مدعی شده بود سه آقا با همین مشخصات از او سرقت کرده اند خیلی زود ماموران وارد عمل شدند و متهمان را بازداشت کردند. این متهمان که پس از بازداشت منکر هرگونه ارتکاب جرمی بودند وقتی با ادله پلیسی و دو شاکی پرونده روبرو شدند لب به اعتراف گشودند. این افراد با ایجاد ترس و رعب و وحشت برای راننده های تنها اموالشان را به سرقت می بردند که با بررسی های پلیسی مشخص شد حودروی سمند مورد استفاده سارقان نیز بیش از ده میلیون تومان خلافی دارد. در ادامه خودروی متهمان نیز بازرسی و مشخص شد آنها دو عدد ال ای دی پلیسی، چندین عدد گوشی سرقتی با سیمکارت و ادوات مصرف مواد مخدر به همراه دارند که پس از کشف و ضبط این موارد همگی به همراه متهمان با تشکیل پرونده ای در این باب تحویل مقام قضائی شدند.
همچنین جناب سرهنگ بهزاد هادی پور، رئیس بازرسی پلیس پیشگیری پایتخت در گفت و گو با خبرنگار ما به شهروندان هشدار داد: در صورتیکه با ماموران قلابی روبرو شدید ابتدا کاملا خونسردی خود را حفظ کرده و از آنان کارت شناسائی بخواهید و در صورتیکه آنها کارت شناسایی خود را ارائه ندادند می توانید با شماره 197 سامانه بازرسی ناجا تماس گرفته و موضوع را با پلیس در میان بگذارید.
اين پرونده عجيب سه متهم دارد كه هركدام سعي داشتند تقصير را گردن ديگري بيندازند. ابتداي امر به صحبت هاي راننده اي كه از سوي اين افراد مورد سرقت واقع شده بود گفت و گو كرديم كه اين فرد به خبرنگار ما گفت: راننده اسنپي هستم و نيمه شب چهارشنبه در حاليكه تازه ماشينم را خاموش كرده بودم منتظر سرويس جديد بودم اما يكدفعه ديدم كه ماشيني چراغ خاموش از پشت به من نزديك مي شود. ماشين خيلي به ماشين هاي ارگان هاي نظامي شبيه بود و وقتي كه اين ماشين به من رسيد من ماشين خودم را روشن كردم تا بروم چراكه مي ترسيدم خفتگير يا سارق باشند اما يك لحظه ال اي دي پليسي شان را روشن كردند و همين ظن مرا به خفت گير بودن آنها كم كرد تا اينكه دو نفر از ماشين پياده شدند كه يكي شان در قامت غول بود. از ترس نمي توانستم تكان بخورم. به من گفتند ماشين را خاموش كن و سوئيچ را بده و از من مدارك خواستند و گفتند بايد هرچه در جيب ات داري را به من بدهي. خيلي ترسيده بودم با اينحال مي خواستم مقاومت كنم و با تمام وجود از ديدن ماموران انتظامي واقعي خوشحال شدم. وقتي ماموران رسيدند مشخص شد آنهايي كه با خودروي سمند ال اي دي دار مرا بازجويي كرده بودند مامور قلابي اند. واقعا در آن لحظه ترسيده بودم، وقتي از ماشين پياده شدند يكي شان با باتوم محكم به شيشه ماشين ام كوبيد كه باعث شد ديگر نتوانم درست فكر كنم. واقعا لحظات ترسناك و غير قابل توصيفي بود.
يكي از خوبي هاي متهمان پرونده اين بود كه با گردن ديگري انداختن تقصيرات مي خواستند از خودشان رفع تقصير كنند. با متهم قوي هيكل پرونده صحبت كرديم كه مدعي شد: گول خوردم!
چه شد گول خوردي؟
دوستم گفت بيا برويم بيرون بگرديم و من هم فكر كردم كه قرار است برويم بگرديم و يك شامي هم بيرون از خانه بخوريم اما نمي دانستم كه قرار است آنها يك چنين كارهايي كنند.
چند سال داري؟
34 ساله هستم.
شغلي هم داري؟
قناد هستم.
خودت باورت مي شود كسي با سن و هيكل تو گول دوستش را بخورد. در مورد خلافي هاي ماشين ات چه مي گويي؟
فكر نمي كردم گير بيفتم. با ماشين ام در خطوط ويژه تهران رانندگي مي كردم و فكر مي كردم چون از ال اي دي استفاده مي كنم و سر و وضع خودم را طوري درست كرده ام كه انگار مامور هستم هيچ كس نمي تواند به من شك كند و به راحتي در سطح شهر تهران و با سرعت تمام رانندگي مي كردم.
دوست ديگرت هم مي گويد گول تو و رفيق ات را خورده است؟
دروغ مي گويد. او هميشه با متهم ديگر پرونده بيرون مي رفت و از ماجرا ها خبر دارد. من اصلا از كارهايي كه آنها مي كردند خبر نداشتم و نمي دانم واقعا چه اتفاقي افتاده است.
در ماجراي آن زن هم تو حضور داشته اي و شاكي تو را شناسايي كرده،كمي از آن ماجرا هم توضيح مي دهي؟
كار دوستانم بود. من هيچ گونه دخالتي در ماجرا نداشتم و آن شب با ماشين در حال گشت و گذار در خيابان بوديم كه ديديم دو موتوري دنبال اين خانم افتاده اند براي اينكه از رخ دادن اتفاق بد جلوگيري كنيم به سراغ آن خانم رفتيم و از او حفاظت كرديم.
به نظرت حفاظت كردن از آن خانم منجر به طرح شكايت از شما مي شود، آن هم شكايت سرقت تحت عنوان مامور؟

