جمعه، 26 تیر 1405
پایگاه خبری میار » اجتماعی » قضایی و حقوقی » راز كشته شدن مهندس شيمي آلماني در خانه زن صيغه اي اش بر ملا شد+ تصوير محاكمه در دادگاه تهران

راز كشته شدن مهندس شيمي آلماني در خانه زن صيغه اي اش بر ملا شد+ تصوير محاكمه در دادگاه تهران

0
442
کد خبر: 20064

میار: خواهر و برادري كه متهم هستند مرد جواني را ربوده و بعد از آن او را كشته‌اند ديروز صبح تنها از بابت اتهام آدمربايي و سرقت در پرونده قتل مهندس شيمي ساكن آلمان محاكمه شدند

تير‌ماه سال 92، زني ماموران پليس را از ناپديد شدن شوهر 50 ساله‌اش حسين باخبر كرد. او گفت: چندروزي است كه تلفن همراه شوهرم خاموش است و از او خبري نيست. من و شوهرم همراه فرزندانم مقيم آلمان هستيم. شوهرم مهندس شيمي بود و در تهران شركت پتروشيمي داشت به همين دليل گاهي به تهران تردد داشت و كارهاي شركت را دنبال مي‌كرد. در رفت و آمدهايش به ايران متوجه شدم با زني ارتباط و قصد ازدواج دارد. مخالفتي نكردم و رضايت دادم تا با آن زن ازدواج كند. بعد از آنكه از شوهرم خبري نشد به آدرس منزلي كه با آن زن زندگي مي‌كرد، رفتم كه صاحبخانه گفت زن جوان همه وسايل خانه را جابه‌جا كرده‌است، به همين دليل به آن زن مشكوك هستم.

 با توضيحات همسر آن مرد ماموران زن 29 ساله را كه فرنوش نام داشت، بازداشت كردند. او ابتدا از حسين اعلام بي‌خبري كرد اما در مراحل بعدي بازجويي گفت: شوهر سابقم به شيشه معتاد بود و از او يك فرزند داشتم كه طلاق گرفتم. بعد از ماجراي جدايي از شوهرم، خاله‌ام با يكي از نزديكان مقتول ازدواج كرد و ما به مجلسي دعوت شديم و در آن مهماني با مقتول آشنا شدم. وقتي از داستان زندگي‌ام باخبر شد به من ابراز علاقه كرد و گفت قصد ازدواج دارد. با پيشنهاد او موافقت كردم اما او اصرار داشت عقد دائم باشيم كه شرط گذاشتم و گفتم تا طلاق‌نامه همسر اولش را نشانم ندهد قبول نمي‌كنم، به همين دليل عقد موقت كرديم. حسين مرد خوبي بود اما خيلي دروغ مي‌گفت. اين اخلاق هميشه مرا آزار مي‌داد و بارها از او خواسته بودم تا صادق باشد. در آن مدت متوجه شدم او با زني كه كارمند شركتش بود نيز رابطه دارد. خواستم ارتباطش را قطع كند كه قبول كرد و فكر مي‌كردم ديگر ارتباطي وجود ندارد. روز واقعه حسين بعد از صرف ناهار از خانه خارج شد اما تلفن همراهش را جا گذاشته بود. وقتي براي گرفتن تلفن همراه برگشت ناگهان آن زن تماس گرفت و شماره‌اش روي گوشي افتاد. عصباني شدم و به او گفتم مگر قرار نبود با او ارتباطي نداشته باشي كه سر همين موضوع با هم درگير شديم. او از آشپزخانه كفگير برداشت و روي گردنم فشار داد و صورتم زخمي شد. سپس به اتاق خواب رفت و بعد از آن دست‌هايش را بستم كه او نيز هيچ مقاومتي نكرد. سپس با برادرم و شوهر سابقم تماس گرفتم. وقتي آنها وارد خانه شدند، برادرم با او درگير شد و شوهر سابقم گفت دست‌هايش را باز كنيد چراكه اين كار درست نيست. قبول نكردم و او همچنان دست‌هايش بسته بود. شوهر سابقم خانه را ترك كرد و آخر شب كه مقتول آرام شد، خوابيديم. نيمه‌هاي شب بود كه با صداي زمين خوردن مقتول از خواب بيدار شديم. داخل اتاق رفتم، متوجه شدم حسين نيست و پنجره اتاق باز است. از بالا كه نگاه كردم، او خودش را از پنجره به پايين پرتاب كرده بود. با وحيد جسد را به داخل خانه آورديم و بعد از آن به پارك رفتيم. در پارك نشسته بوديم و تصميم گرفتيم، فرار كنيم اما همه مدارك شناسايي‌ام در خانه بود. به خانه برگشتم تا آنها را بردارم كه متوجه شدم همسايه‌ها مشغول شستن خون‌هاي مقتول هستند. ترسيدم و با برادرم تماس گرفتم و گفتم نمي‌توانم از خانه خارج شوم. ساعاتي بعد كه هوا تاريك شد، وحيد همراه شوهر سابقم به خانه آمدند و از فرار منصرف شديم. جسد را با كمك آنها از خانه بيرون برديم. در راه بنزين خريدم و در بيابان روي جسد ريختم و كبريت زدم. فرداي آن روز همه لوازم خانه را به شهرستان برديم تا اينكه بازداشت شديم.

بعد از اقرارهاي زن جوان، جسد كشف و با انتقال به پزشكي قانوني پرونده با موضوع قتل عمد تشكيل شد. سپس برادر متهم به نام وحيد 25 ساله و همسر سابقش بازداشت شدند و در بازجويي‌ها با تأييد توضيحات همسر مقتول، قتل را انكار كردند. با توجه به تحقيقات و شواهد موجود خواهر و برادر به اتهام آدم‌ربايي و مشاركت در قتل روانه زندان شدند و شوهر سابق فرنوش هم با قرار وثيقه روانه زندان شد. پرونده بعد از كامل شدن تحقيقات، براي رسيدگي به شعبه دوم دادگاه كيفري يك استان تهران فرستاده شد و روز گذشته روي ميز هيات قضايي به رياست قاضي زالي قرار گرفت.

در جلسه رسيدگي بعد از قرائت متن كيفرخواست، ابتدا شكات در جايگاه قرار گرفتند و گفتند: بعد از كشف جسد حسين متوجه شديم حساب‌هاي بانكي او خالي شده و فكر مي‌كنيم اين زن با كمك خانواده‌اش لوازم خانه او را خالي كرده است. آنها دروغ مي‌گويند و حسين را هم كشته‌اند و هم دزديده‌اند و به اموالش نيز هيچ رحمي نكرده‌اند.

فرنوش در جايگاه حاضر شد و با انكار جرمش گفت: قتل را قبول ندارم اما خودم جسد را سوزاندم و بعد از آن وسايل خانه را جابه‌جا كردم كه اگر خانواده مقتول اجازه دهند وسايل را برمي‌گردانم. من نه دزد هستم و نه گروگانگير. همه اين پرونده نيز اتفاقي بود كه رخ داد و ما كاملا به صورت اتفاقي در برابر اتهام سنگين قتل،‌ آدمربايي و سرقت قرار گرفتيم. من از وقتي كه زنداني شده‌ام يك روز هم از دخترم خبر ندارم و تنها مي‌دانم كه حال روحي‌اش خراب  است. تو را به خدا بگذاريد آزاد شوم و بروم تنها به او برسم. من قاتل نيستم.

وي در ادامه درباره سرنوشت دخترش اينگونه توضيح داد: دختر بيچاره ام پس از آزادي پدر معتادش از زندان تحت سرپرستي او قرار گرفت كه بعد از مدتي پدرش او را به ميان معتادان شيشه‌اي برد و در كنار آنها دخترم را نگهداري مي‌كرد و چنان بلايي سر دخترم آورده بود كه دخترم از نظر روحي كاملا به هم ريخته بود و اگر وكيلم نبود الان مشخص نبود كه چه بلايي بر سر او مي‌آمد اما تا به الان يك بار هم او را نديده‌ام.

بعد از توضيحات متهم، برادر او نيز در جايگاه حاضر شد و با انكار اتهامات انتسابي گفت: فقط براي هواداري از خواهرم با مقتول درگير شدم و آسيبي به او نرساندم. او خودكشي كرد و ما در اين ماجرا بي‌‌تقصيريم. نه قتلي رخ داده است و نه گروگانگيري كرديم و همه جرياناتي كه رخ داد براي رد گم كني بود وگرنه نه من قاتل هستم و نه خواهرم و يا شوهر سابقش.

در پايان بعد از آخرين دفاع متهم، هيات قضايي وارد شور شدند و قرار شد متهمان از بابت اتهامات قتل نيز بار ديگر محاكمه شوند.

دسته بندی: قضایی و حقوقی / اسلاید
تبلیغ

نظر شما

  • نظرات ارسال شده شما، پس از بررسی و تأیید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
نام شما : *
ایمیل شما :*
نظر شما :*
کد امنیتی : *
عکس خوانده نمی‌شود
برای کد جدید روی آن کلیک کنید