كثافت كاري هاي اين زنان تهراني در زندان آخر و عاقبت نداشت+ جزئيات وحشتناك
میار: متهمان پرونده قتل در زندان زنان آزاد شدند
به گزارش میار، دو متهم این پرونده از بابت پرونده قتل دیگری نیز که در همین زندان به آن مرتکب شده بودند در شعبه 80 سابق دادگاه کیفری یک استان تهران محاکمه و پرونده شان به رای رسیده بود اما آنها از بابت قتل دوم که در آن یک نفر از اعضای باند خودشان را کشته بودند در شعبه نهم دادگاه کیفری یک استان تهران محاکمه شدند که بالاخره حکم این پرونده نیز مورد تایید قضات قرار گرفت. رسیدگی به جنایت دوم از سال 84 و در پی کشته شدن زنی به نام زری به جریان افتاد.
در آن روز قاضی کشیک قتل پایتخت در جریان کشته شدن مقتول در زندان قرار گرفت و وقتی به محل وقوع جنایت رفت متوجه شد که زری طی یک درگیری کشته شده است و عامل یا عاملان جنایت نیز سعی کرده اند با صحنه سازی، ماجرا را خودکشی جلوه دهند در حالیکه روی جسد ضربات مهلکی به نظر می رسید که فرضیه خودکشی را به شدت رد کرد و به این ترتیب چهار نفر که در این ماجرا با مقتول رابطه نزدیکی داشتند شناسایی و دستگیر و به اداره آگاهی تهران بزرگ شدند.
با انجام تحقیقات مشخص شد زری و چهار زندانی دیگر که سمیه، زینب، سیما و کبری نام داشتند در زندان دوران محکومیت خود را میگذراندند که مرتکب قتل زندانی دیگری شدند و پروندهای علیهشان به جریان افتاد و به پرداخت دیه محکوم شدند اما ماجرا به همینجا ختم نشد و اینبار این چهار زندانی علیه زری همدست شدند و او را نیز کشتند.
در جلسه محاکمه این پرونده که در شعبه نهم دادگاه کیفری یک استان تهران برگزار شده بود، ابتدا نماینده دادستان تهران در جایگاه ایستاد و اعلام کرد با توجه به اینکه فقط یکی از اولیایدم مقتول شناسایی شده است، من از سوی فرزندان مقتول درخواست صدور حکم قصاص را دارم. البته پدر مقتول نیز درخواست صدور حکم دیه کرده است که در صورت صدور حکم بر قصاص تفاضل دیه نیز از سوی دادستانی پرداخت خواهد شد.
سمیه به عنوان اولین متهم در جایگاه حاضر و اتهام مشارکت در قتل زری را منکر شد و گفت: من و زری با هم دوست بودیم و شبها در زندان پیش هم میخوابیدیم، زینب یکی از متهمان بود که با من اصلا خوب نبود او من را کتک زد بعد هم زری را خفه کرد. البته من هم خواستم به دستور زینب شال را دور گردن مقتول بیندازم اما چون خیلی قرص خورده بودم نمیتوانستم. ماموران هم در سوییت را باز نمیکردند و صبح که برای دادن جیره غذا آمدند من به یکی از آنها گفتم یک جنازه روی دستم مانده و او اول حرفم را باور نکرد و بعد که پای زری را گرفتم تا دم در سوییت بردمش فهمید واقعیت را میگویم. زینب زمان کشتن زری از من خواسته بود صحنهسازی کنم تا ماجرا را یک خودکشی جلو بدهم اما من آنقدر حالم بد بود که وقتی چادر را به میله آویزان کردم تا موضوع را خودکشی جلوه بدهم آنقدر ناشیانه این کار را کردم که در همان لحظه اول همه چیز مشخص شد.
سپس کبری در جایگاه حاضر شد و او در حالیکه در پرونده دیگری نیز به قتل دختری جوان متهم و به دیه محکوم شده بود، این بار نیز خیلی ساده و بدون مقدمه اتهام مشارکت در قتل زری را قبول کرد و در ابتدا با اشاره به اینکه از 10 سالگی معتاد شده و 13 ساله بوده که ازدواج کرده و بعد هم به دلیل مواد به زندان افتاده و به مدت یکماه برای ترک در زندان بوده است، گفت: به دلیل کارهایی که میکردیم ما را از بقیه جدا کرده بودند و در سوییت نوجوانان شرور نگهداری میکردند. با این اوصاف باید در سلول انفرادی میبودیم اما درهای سلول باز بود و ما با هم ارتباط داشتیم. من، زینب و سیما هرکدام در اتاق خودمان میخوابیدیم و سمیه و زری هم به دلیل کمبودن پتو با هم میخوابیدند. روز قبل از حادثه زری همه قرصهای خوابآور را که شبها به ما میدادند، گرفت و به سمیه داد و چون گرسنه بودیم از او خواستیم برای ما از ماموران غذا بگیرد. او هم رفت و سروصدا کرد و غذا گرفت. بعد زینب و زری با هم دعوا کردند. آنها از قبل با هم اختلاف داشتند. او در حمام به شدت زری را کتک زد، طوری که سرش را به زمین کوبید و حال او بد شد. زری بیماری صرع داشت و خیلی تشنج میکرد. من واسطه شدم و به زینب گفتم بهتر است تمامش کنی. بعد از اینکه زندانیان دیگر را به سلولهایشان بردند و درهای سلول را بستند، ما اجازه هواخوری پیدا کردیم. بیرون بودیم که زینب دوباره به زری حمله کرد و او را زد، باز هم با وساطت ما همه چیز تمام شد. به سلول برگشتیم و خوابیدیم. من یکدفعه متوجه شدم چیزی زیر پتوی زری و سمیه تکان میخورد. چون سمیه همه قرص خوابها را خوردهبود، اصلا متوجه هیچچیز نبود. زینب و سیما را بیدار کردم و با هم به سراغ زری رفتیم و دیدیم تشنج کرده است من سعی میکردم حال او را خوب کنم اما زینب گفت زری باید بمیرد چون شنیدهام به ما خیانت کرده و ما را لو داده است. زینب دوباره به جان سمیه افتاد و او را زد. آنقدر که همه بدنش خون شده بود. سمیه جیغوفریاد کرد اما کسی به دادمان نرسید. تا اینکه با کتک سمیه را وادار کرد یک شال بیاورد. زری هم از این وضعیت خسته شده بود و به خاطر دردی که داشت و اینکه میدانست نمیتواند از دست او راحت شود، زینب را قسم داد تا زجرش ندهد و فقط او را بکشد. سمیه شال را آورد. زینب شال را دور گردن زری پیچید و از سمیه خواست آن را بکشد، سمیه نتوانست و شال از دستش دررفت، بعد از من خواست بکشم من هم یک طرف شال را گرفتم و کشیدم. بعد سیما آمد و آنقدر شال را از دو طرف کشیدند که زری جانش را از دست داد. زینب و سمیه که آنها هم در این پرونده متهم بودند، در زندان کشته شدند، البته گفته شده زینب بر اثر مسمومیت دارویی کشته شدهاست اما ما نمیدانیم چه شد. سیما هم خودش را حلقآویز کرد و فقط من و سمیه ماندیم.
بعد از پایان جلسه دادگاه، هیات قضات برای صدور رای پرونده وارد شور شدند و دو متهم را هرکدام به صورت جداگانه به پنج سال و نیم حبس محکوم کردند که این رای برای تایید به دیوان عالی کشور ارسال شد در حالیکه متهمان با دستور قضائی، فعلا از زندان آزاد شده اند.
