پنج شنبه، 25 تیر 1405
پایگاه خبری میار » اجتماعی » قضایی و حقوقی » وقتي ميلاد دخترم را تنها ديد با بي حيايي او را...| من هم در عوض وقتي در شركت با مادرش تنها شدم...+ تصوير

وقتي ميلاد دخترم را تنها ديد با بي حيايي او را...| من هم در عوض وقتي در شركت با مادرش تنها شدم...+ تصوير

0
558
کد خبر: 18142

به گزارش میار، اواخر سال 94 بود كه زن ميانسالي در شركت خدماتي خودش كشته شد و خيلي زود پليس توانست متهم پرونده را كه كارگر شركت بود شناسايي و بازداشت كند. در تحقیقاتي كه از خانواده مقتول صورت گرفت کارآگاهان اطلاع پیدا کردند که پسر صاحب شركت خدماتي به نام شهرام ۲۰ ساله، پس از مسافرت به محل سکونت متهم در شهرستان بوکان، دیگر تماسی با اعضای خانواده اش نداشته و این در حالی بود که طی این مدت متهم مدعی شده بود که شهرام را به صورت غیرقانونی به کشور عراق فرستاده است.

با احتمال وقوع دومین جنایت توسط متهم، تحقیقات پلیسی از كريم ۳۷ ساله در خصوص فقدان شهرام به سرانجام رسيد و بالاخره قاتل لب به اعتراف گشود و به ارتکاب جنایت دوم و قتل شهرام در اواخر همان سال اعتراف کرد.

كريم در اعترافاتش به کارآگاهان گفت: حدودا سال ۸۷، از طریق آگهی روزنامه با شرکت خدماتی که زن میانسال و پسرش آن را تأسیس کرده بودند آشنا شده و به عنوان نیروی خدماتی در آنجا مشغول به کار شدم. آشنایی اولیه من ابتدا با شهرام شروع شد تا اینکه اواخر سال ۹۳ یا اوایل ۹۴، شهرام اعتیاد شدیدی به مصرف شیشه پیدا کرد. همزمان، شهرام قصد ازدواج با خانم جوانی حدودا ۳۰ ساله را داشت که از همسرش متارکه کرده بود. مادر شهرام با ازدواج پسرش بسیار مخالف بود و همین موضوع زمینه آشنایی بیشتر من و مادر او شد. به پیشنهاد من و سحر، پسرش شهرام را به کمپ ترک اعتیاد فرستادیم و شهرام دو هفته در آنجا بستری بود. پس از آن، شهرام بار دیگر در شرکت مشغول به کار شد و طی مدت کوتاهی توانست مقداری پول پس انداز کند. به پیشنهاد شهرام قرار شد تا او یک دستگاه خودرو وانت خریداری کند و آن را در اختیار من بگذارد تا در زمینه خرید و فروش ضایعات آهن کار کنم. پس از گذشت مدت کوتاهی، شهرام پیشنهاد خرید کالا از غرب کشور و فروش در تهران مطرح کرد و به این ترتیب من برای خرید کالا به استان های غربی کشور مسافرت می کردم و کالاها را در تهران می فروختیم و سود حاصل مابین من و شهرام، به صورت مساوی تقسیم می شد تا اینکه در یک نوبت، محموله کالای قاچاق که قصد آوردن آن را به تهران داشتم، در شهرستان بیجار توقیف شد. در زمان توقیف بار، شهرام مجددا در کمپ بستری شده بود و به همین علت موضوع توقیف ماشین و بار قاچاق را با مادرش در میان گذاشتم و او نیز قبول کرد تا جریمه توقیف خودرو را پرداخت کند تا حداقل ماشین از توقیف خارج شود. از این زمان به بعد و به پیشنهاد سحر صاحب شرکت قرار شد تا بدون آنکه شهرام متوجه شود من تمامی حساب و کتاب کاری خودم با شهرام را با مادرش انجام دهم. سال قبل از واقعه، شهرام در شرکت با چند تن از نیروهای خدماتی درگیر شد که طی آن جراحت شدیدی به صورت یکی از آنها وارد شد به گونه که استخوان گونه یکی از کارگران دچار شکستگی شدید شد. این شخص از شهرام شکایت کرد و در ادامه دستور جلب شهرام را از دادگاه گرفت. پسر جوان از تهران متواری شد و به محل زندگی من و خانواده ام در بوکان آمد و مدتی آنجا ماند. طی این مدت شهرام عنوان می کرد که قصد دارد تا به صورت غیرقانونی از کشور خارج شود تا اینکه شب قبل از جنایت و بدون آنکه شهرام مرا ببیند، شاهد صحنه چشمك زدن او به دخترم شدم و همين باعث شد كه من تصميم به كشتن او بگيرم و صبح او را به شكار بردم و در آنجا با تفنگ شكاري كشتمش و جسد را نيز در همانجا انداختم.

با توجه به اعترافات متهم در خصوص پوشش لباس شهرام، کارآگاهان اطلاع پیدا کردند که جسد ناشناس کشف شده در شهرستان سقز متعلق به شهرام است که بر اثر اصابت گوله به سر، به قتل رسیده بود و به اين ترتيب دومين پرونده قتل اين متهم نيز حل شد.

ديروز صبح بود كه جلسه دادگاه متهم در شعبه دوم دادگاه كيفري يك استان تهران تشكيل شد. متهم پس از اينكه از سوي اولياي دم با درخواست قصاص روبرو شد گفت: من قتل ها را قبول دارم اما در مورد شهرام فقط مي خواستم گلوله را به دست او بزنم كه چون اسلحه ساچمه زني بود به صورتش خورد و او فوت كرد. در مورد مادر شهرام نيز به دليل اينكه پول به او بدهكار بودم مي خواستم به اين شيوه از پس دادن پول ها خلاص شوم.

در انتها هيئت قضائي به رياست قاضي زالي وارد شور شدند تا براي سرنوشت متهم تصميم گيري كنند.

تبلیغ

نظر شما

  • نظرات ارسال شده شما، پس از بررسی و تأیید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
نام شما : *
ایمیل شما :*
نظر شما :*
کد امنیتی : *
عکس خوانده نمی‌شود
برای کد جدید روی آن کلیک کنید