قسمت دوم: رازها و معماهای حل ناشدنی عالم+ تصاویر و جزئیات عجیب و باورنکردنی

6.دی.بی کوپر
پیچیده ترین کیس هواپیما ربایی است که تا به الان حل نشده و جزو پرونده هاییست که اگرچه اف.بی.آی اذعان دارد در جریان است اما به نظر می رسد این پرونده در جریان است چون تا به الان اف.بی.آی به هیچ سرنخ امیدوار کننده ای برای حل این کیس نرسیده باشد. دی.بی کوپر که خود را الیاس دن کوپر معرفی کرده بود و بلیتی یک طرفه از خطوط هوایی شمال غربی به مقصد سیاتل در روز 24 نوامبر 1971 خریده بود بعد از اینکه 200 هزار دلار خود را در ازای آزادی مسافران هواپیمای بوئینگ 727 سوار شده در آن گرفت احتمالا با هواپیمایی که ربوده بود به جایی در میان آسمان لهستان رفت و از آنجا با چهار چتر نجاتی که در ازای آزادی گروگانگیران گرفته بود به پایین پرید و بعد ها از اسکناس های او تنها هشت عدد اسکناس سوخته پیدا شد که آن هم به هیچ کاری نیامد و هیچگاه مشخص نشد رباینده معروف با نام رسانه ای دی.بی کوپر که بود و با آن همه پول که تقریبا با پول امروز یک میلیون و 300 هزار دلار است در آن روزگار چه کرد. دی.بی کوپر برای اجرای نقشه هواپیما ربایی خود زمان زیادی را صرف کرد و تمامی مسافران را نیز در صحت و سلامت به مقصد رساند. کسانی که او را در جریان هواپیما ربایی دیده بودند از او به نیکی و خوبی یاد می کردند و اذعان داشتند که او هیچ رفتار زشت و غیر مودبانه ای با مسافران و هیچ کس دیگری نداشته است. 
7. سیگنال واو!
یک سیگنال موج کوتاه است که توسط دکتر «جری آر. اِهمَن» در ۱۵ اوت ۱۹۷۷، زمانی که در حال کار بر روی پروژه جستجوی هوش فرازمینی در رصدخانه رادیویی دانشگاه اوهایو، معروف به «گوش بزرگ» در دانشگاه ایالتی اوهایو بود، کشف شد. طول کامل دریافت این سیگنال ۷۲ ثانیه بود و دیگر هیچگاه تکرار نشد.این سیگنال توانست توجه زیادی را در رسانهها بر روی خود جلب کند. این سیگنال به صورت یک کد الفبایی 6EQUJ5 دایرهای نشان داده شد. این کد، شدت تغییرات این سیگنال را نشان میدهد. بسامد این کد برابر با ۱۴۲۰ مگاهرتز با دو ارزش متفاوت ۱۴۲۰٫۳۵۶ و ۱۴۲۰٫۴۵۵۶ مگاهرتز به دست آمد. بسامد ۱۴۲۰ مگاهرتز برای پژوهشگران هوش فرازمینی بسیار مهم بود. زیرا بسامد خط هیدروژن به عنوان فراوان ترین عنصر در جهان در حدود هزار و ۴۲۰ مگاهرتز است. بنابراین، ممکن است فرازمینیها از این بسامد برای ارسال یک سیگنال پر قدرت استفاده کرده باشند. در ۵۰ سال گذشته، پیرامون ۱۰۰ برنامه جستجو برای هوش فرازمینی اجرا شده و همگی بینتیجه بودهاند. با این وجود، دریافت سیگنال واو! باعث امید دانشمندان در ادامه تلاشها برای یافتن هوش شد. در ژوئن ۲۰۱۷ ثابت شد که منبع این سیگنال، عبور دو دنبالهدار از نزدیکی زمین بوده است.
8.معمای پاهای انسان در دریای سلیش
دریای سلیش در شمال واشنگتن و جنوب بریتیش کلمبیا قرار دارد. معمای کشف سریالی پاهای بریده در ساحل بریتیش کلمبیا و واشنگتن به سال 2007 باز می گردد. در یکی از روزهای این سال، دختربچه ای یک لنگه کفش بی صاحب پیدا می کند و وقتی آن را مورد بررسی قرار می دهد پایی بریده در آن می بیند که متعلق به مردی بود. کشف راز این پاهای بریده همچنان در هاله از ابهام قرار دارد در حالیکه از سال 2007 به امروز 19 مورد از کشف این پاها گزارش شده است در حالیکه پاهای کشف شده به افراد خاصی مرتبط نیست و هرکدام از پاها متعلق به ماهیگیر غرق شده تا خانمی که خودکشی کرده است تا به موارد دیگر مربوط می شود.
9.زیست فرازمینی
این مسئله که آیا زیست آلی در جای دیگری از جهان وجود دارد و اینکه آیا ممکن است تمدن ماورای زمینی وجود داشته باشد، موضوع مهمی برای دانشمندان و عموم مردم بودهاست. با وجود چنین واقعیتی که هیچ موجود زندهای در خارج از سیاره زمین کشف نشدهاست، علوم طبیعی جدید به قدری پیشرفت کردهاند که اکنون میتوان این مسئله را بر مبنای علمی استواری بنیان نهاد. پژوهشهایی در این مورد به وسیله دانشمندانی که در بسیاری از زمینهها فعالیت دارند، در دست اجرا است.
10.آتلانتیس
گزارش افلاطون را در زمینه این قاره که به ضم برخی افسانه ای خوانده می شود بخوانید: «... بر این سرزمین اطلس حکومت میراند که مردم او را ستون آسمان میدانستند و در مرکز جزیره در بزرگداشت اطلس معبدی با شکوه ساخته بودند که دیوارهای عظیم داشت و درهای آن تزیین یافته بود از سنگها و فلزات قیمتی در زیر تابش نور خورشید همچون الماس میدرخشید.» افلاطون ادامه میدهد: «مقدسترین حیوان در نزد مردمان آتلانتیس گاو نر بود که مظهر قدرت بشمار میرفت و به عنوان برترین هدیه به پیشگاه اطلس با مراسمی شکوهمند در برابر معبد بزرگ قربانی میشد تا فوران خون سنگهای مرمر را رنگآمیزی کند.» به نوشته افلاطون: «در قاره آتلانتیس شهرها به شکلی هندسی و زیبا ساخته شده بودند و کانالهای آب که همچون رگها در بدن به هر سو امتداد داشتند مزرعهها و باغها را سیراب میکردند. اساس فرهنگ و تمدن این مردمان سعادتمند همانا برادری و صفات عالی انسانی بود. اما چون قدرت ایشان روزافزون شد به تدریج شروع به دست درازی به دیگر سرزمینها کردند افلاطون میگوید: روح احساس و کمک در آنها دیگر از بین رفته بود آنها اعتقاد و ایمان خود را از دست داده بودند آنها با سپاهیانی بی شمار قصد فتح آتن و سرزمینهای شرق را داشتند.» اما زئوس طوفانی بر آنها نازل کرد. مجازاتی که به هیچ وجه قابل تصور نبود. افلاطون در این باره نوشت «طوفان سبب زمین لرزه و سیلهای بزرگی شد که به مدت یک شبانه روز به شدت ادامه داشت وقتی دریا جزیره آتلانتیس را به زیر خود فرو برد و ناپدید گشت» افلاطون تردید داشت که هرگز نشانهای از این سرزمین گمشده به دست آید. او نوشت «اقیانوس در آن نقطه به مکانی غیرقابل عبور و جستجو تبدیل شدهاست».
با این وجود، با آگاهی از بودن شخصیت افلاطون باید باور داشت که چنین مکانی در تاریخ باستان وجود داشته و حالا به هر دلیلی هم اکنون نابود شده و یا در زیر آبها از چشمان ما انسان ها پنهان شده است. برای آتلانتیس در گوگل مپ نیز چند مکان احتمالی معرفی شده است!
