پنج شنبه، 25 تیر 1405
پایگاه خبری میار » اجتماعی » قضایی و حقوقی » ويدا وقتي تعميركار شيطان صفت را سوار ماشين مي كرد نمي دانست چه بلاي فجيعي در انتظارش است+ تصوير

ويدا وقتي تعميركار شيطان صفت را سوار ماشين مي كرد نمي دانست چه بلاي فجيعي در انتظارش است+ تصوير

0
623
کد خبر: 17355
میار: مرد تعمیرکار كه همسر صيغه ايش را به خاطر طلب 45 ميليون توماني كشته بود ديروز صبح در شعبه دهم دادگاه كيفري يك استان تهران محاكمه شد.

12 آبان سال گذشته، مردی با مراجعه به دادسرای جنایی عنوان داشت که دخترش ساعت 12 هشتم آبان از خانه خارج شده و پس از آن مراجعتی به خانه نداشته است. پدر فقدانی در اظهاراتش اضافه کرد: دخترم ویدا 27 ساله برای انجام امورات کاری از خانه بیرون رفت. تا ساعت 12 همان روز با بنده در تماس تلفنی بود که به یکباره گوشی تلفن همراهش خاموش شد و دیگر هیچگونه اطلاعی از او نداریم.

با تشکیل پرونده مقدماتی با موضوع فقدان افراد و به دستور بازپرس شعبه نهم دادسرای ناحیه 27 تهران، پرونده برای رسیدگی در اختیار اداره یازدهم آگاهی تهران قرار گرفت.

با آغاز تحقیقات، پليس اطلاع پیدا کردند که ویدا با یکی از دوستان خانوادگی‌اش برای بردن خودرو سواری پرایدش به تعمیرگاه قرار ملاقات داشته است. در تحقیقات از خانواده ویدا مشخص شد که او با یکی از دوستان خانوادگی‌شان به نام فرزاد. 44 ساله تماس داشته و به علت نقص خودروي پرایدش، با فرزاد برای بردن خودرو به تعمیرگاه قرار ملاقات گذاشته است.

با شناسایی فرزاد، تحقیقات از او در دستور کار پليس قرار گرفت؛ او پس از حضور در اداره یازدهم پلیس آگاهی، در اظهارات اولیه منکر هرگونه اطلاع از سرنوشت ویدا شد اما سرانجام در ساعت 12 روز گذشته لب به اعتراف گشود و به ارتکاب جنایت و قتل ویدا اعتراف کرد.

متهم در اعترافاتش در خصوص انگیزه و نحوه ارتکاب جنایت به افسر بازجوي پرونده خود گفت: ویدا به بهانه سرمایه‌گذاری در یک پروژه اقتصادی، مبلغ 45 میلیون تومان از من پول قرض کرده بود؛ قرار بود تا این مبلغ را در کمترین زمان به بنده بازپس بدهد‌ اما او هر بار بهانه‌ای می‌آورد و زمان دیگری را برای دادن بدهی‌اش اعلام می‌کرد تا اینکه این زمان به یک سال رسید. طی این مدت متوجه شدم که او از افراد دیگری نیز به همین شیوه و شگرد اقدام به گرفتن پول کرده است. صبح هشتم آبان ماه با ویدا در فلکه دوم صادقیه قرار ملاقات داشتم. شب قبل از آن زمانی که با ویدا قرار گذاشته بودم، تصمیم گرفته بودم تا به هر شکل ممکن پول خودم را از او بگیرم و اگر موفق به این کار نشدم، ویدا را به قتل رسانم. زمانی که ویدا سوار ماشین شد به سمت جلال آل احمد حرکت کردم. در میانه‌‌ راه درباره زمان بازپس گرفتن طلب خود با ویدا صحبت کردم‌ اما او باز هم زمان دیگری را اعلام کرد؛ در بین صحبت‌هایش متوجه شدم که قصد دارد تا مدتی از تهران خارج شود؛ دیگر تصمیم گرفتم تا تصمیم خودم را عملی کنم؛ پارچه‌ای را دورگردنش انداخته و او را خفه کردم. بی هدف به راه خود ادامه می‌دادم تا اینکه به شهر جدید اندیشه رسیدم. پس از مقداری چرخیدن در داخل شهر، مکان خلوتی را در محدوه بلوار وحدت پیدا کردم؛ جسد را در آنجا رها کرده و به سرعت دور شدم؛ تا ساعت 4 بامداد در حال چرخیدن در خیابان‌های تهران بودم و نهایتا به خانه بازگشتم.

اگرچه او در اظهارات اوليه خود مدعي بود مقتول را با دستمال خفه كرده است اما گزارش پزشكي قانوني نشان از اين داشت كه او مقتول را با دست خفه كرده و در ادامه پزشكي قانوني صراحتا قتل را با فشار بر عناصر حياتي گردن تاييد كرد. اين پرونده با صدور كيفرخواست از دادسراي جنايي تهران به دادگاه كيفري يك استان فرستاده شد و ديروز بالاخره متهم براي اولين بار در شعبه دهم دادگاه كيفري يك استان تهران به رياست قاضي قربانزاده از خود دفاع كرد و گفت: من قتل را قبول دارم. آن روز عصباني شدم و به دليل پولي كه همچنان او نزد خودش نگه داشته بود تصميم به اين قتل گرفتم. من و ويدا با هم ازدواج صيغه اي كرده بوديم در حاليكه همسر و بچه نيز داشتم اما ويدا از من مي خواست ازدواج مان را رسمي كنيم! و حتي به من مي گفت بايد هرچه زودتر بچه دار شويم! نمي دانستم چه كار كنم و از همه طرف در فشار بودم. واقعا از اينكه ويدا را كشته ام پشيمان هستم. او قبل از اين اقدام من خودش هم يك بار دست به خودكشي زده بود كه با اقدام به موقع دوستش از مرگ نجات يافت اما دو روز بعد وقتي نزد من آمد دوباره صحبت هاي قبلش را مطرح كرد  و با خودكشي هم قصد داشت مرا تحت فشار قرار دهد تا با او ازدواجم را رسمي كنم.

در انتهاي اين جلسه هيئت قضائي وارد شور شدند تا براي سرنوشت متهم تصميم گيري كنند.

تبلیغ

نظر شما

  • نظرات ارسال شده شما، پس از بررسی و تأیید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
نام شما : *
ایمیل شما :*
نظر شما :*
کد امنیتی : *
عکس خوانده نمی‌شود
برای کد جدید روی آن کلیک کنید