شنبه، 27 تیر 1405
پایگاه خبری میار » اجتماعی » قضایی و حقوقی » سهیل مرا مست و نیت شیطانی خود را اجرا کرد| در تلافی اش نیمه شب او را به پارک بردم و من هم...

سهیل مرا مست و نیت شیطانی خود را اجرا کرد| در تلافی اش نیمه شب او را به پارک بردم و من هم...

0
643
کد خبر: 17186
میار: پسری که در نوجوانی دوستش را کشته و با شکستن حکم اعدامش در دیوان عالی کشور بار دیگر محاکمه شده بود این بار در محضر هیئت قضائی گفت مستحق مرگ هستم اما زمانیکه وکیل او در جایگاه قرار گرفت گفت: موکل من دو سال بعد از قتل تحت معاینه پزشکی قانونی قرار گرفته است و فکر نمی کنم استناد به این نظریه پزشکی قانونی که مدعی شده موکلم دارای رشد بلوغ عقلی است درست باشد.

مهرداد 20 ساله دوم اردیبهشت 93 وقتی که 17 سال داشت سهیل 21 ساله را در یک پارک در خیابان پیروزی تهران خفه کرد و هنگامی که قصد داشت با همدستی دوستش جنازه را به بیرون از شهر منتقل کند دستگیر شد.

این پسر، اولین بار  در شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران پای میز محاکمه ایستاد و طبق ماده 91 قانون مجازات اسلامی جدید که امتیازی ویژه برای محکومان زیر 18 سال قائل شده است از قصاص معاف و به پرداخت دیه و زندان محکوم شد.

حکم صادره اما با اعتراض اولیای دم در دیوان عالی کشور تحت رسیدگی موشکافانه قرار گرفت و تایید نشد. به این ترتیب مهرداد هفته گذشته در شعبه هفتم دادگاه کیفری یک استان تهران بار دیگر پای میز محاکمه ایستاد.

در جلسه رسیدگی به این پرونده پدر و مادر قربانی در جایگاه ویژه ایستادند و برای قاتل پسرشان حکم قصاص خواستند و آنها گفتند به هیچ قیمتی حاضر به گذشت نیستند.

سپس مهرداد که از کانون اصلاح و تربیت به دادگاه منتقل شده بود به دفاع پرداخت و گفت: قتل را قبول دارم اما من قصد کشتن سهیل را نداشتم.

او در تشریح جزییات ماجرا گفت: سال 90 وقتی که 14 ساله بودم به جشن تولد دوستم پوریا دعوت شدم. در آن جشن که سهیل هم حضور داشت مشروب خوردم و مست شدم. از هوش رفته بودم که سهیل مرا آزار داد. از آن روز به بعد روزگارم سیاه شد. سهیل به همه دوستانم گفته بود مرا آزار داده و آبرویم را برده بود. سهیل دست از سرم بر نمی داشت. بعد از آن ماجرا همه بچه های محل مرا تحقیر می کردند. به افسردگی مبتلا شده بودم و از خانه بیرون نمی رفتم که به فکر انتقام افتادم. دوم اردیبهشت ماه سال واقعه، ساعت حدودا 12 شب بود که سهیل با من تماس گرفت تا به دیدن او بروم. من به پارک رفتم همان موقع شالی را که همراه داشتم دور گردن او پیچیدم که روی زمین افتاد و بیهوش شد. از ترس اینکه سهیل به هوش نیاید وبا من درگیر نشود، با دو تسمه گردنش را محکم بستم که جان سپرد. وی ادامه داد : از ترسم جنازه را پشت شمشادها کشاندم و به خانه رفتم و از پدرم کمک خواستم. اما وقتی پدرم گفت که قصد دارد با پلیس تماس بگیرد از خانه خارج شدم و سراغ دوستم پوریا رفتم. پوریا در جریان همه بلاهایی که سهیل به سرم آورده بود قرار داشت به همین خاطر همراهم به پارک آمد. من جنازه را در یک کیسه خواب گذاشتم تا آن را با ماشین پدرم به خارج از شهر منتقل کنم، اما همان موقع پلیس سر رسید و من و پوریا از ترس فرار کردیم. وی در حالی که بغض کرده بود گفت: باور کنید وقتی دست به چنین کاری زدم نوجوان بودم و حرمت این عمل را نمی دانستم. من حتی نمی دانستم مجازات کسی که دست به قتل بزند اعدام است. در کانون اصلاح و تربیت این موضوع را یاد گرفتم.من از اینکه در جشن تولد مشروب خوردم پشیمانم و حالا از قضات دادگاه تقاضا دارم به خاطر اشتباه بزرگی که مرتکب شده ام مرا ببخشند.

در پایان جلسه هیات قضایی وارد شور شد وبا توجه به ماده 91 قانون مجازات اسلامی دوباره مهرداد را از قصاص نجات دادند و او را به 5سال زندان و پرداخت دیه محکوم کردند اما این تمامی ماجرا نبود و بار دیگر دیوان عالی کشور حکم دادگاه را شکست و پرونده را به شعبه پنجم دادگاه کیفری یک استان تهران برای رسیدگی سه باره فرستاد.

دیروز صبح متهم زمانیکه در جایگاه قرار گرفت گفت: قتل را قبول دارم و الان که فکر می کنم باز هم عذاب وجدان به سراغم می آید و می خواهم این را بگویم که ای کاش مرا اعدام کنید چراکه من به خاطر کشتن دوستم مستحق مرگ هستم. من نباید او را می کشتم و اشتباه کردم اما بلایی که او سرم آورده بود باعث شد به قتل او مرتکب شوم.

در ادامه مجید امجدی، وکیل پایه یک دادگستری نیز در جایگاه قرار گرفت و در دفاع از موکل خود گفت: متهم من تحت تاثیر اتفاقی که افتاده بود و در سن نوجوانی به قتل مرتکب شده است که به همین دلیل از هیئت قضائی تقاضا دارم با توجه به سن او و مواد قانونی مربوطه او را از قصاص معاف بدارند و اگر قرار باشد به گواهی پزشکی قانونی متهم استناد کنید این را متذکر می شود که موکل من دو سال پس از ارتکاب به قتل به پزشکی قانونی معرفی شده است و بلوغ فکری او با واقعیت منطبق نیست.

در انتها هیئت قضائی به ریاست قاضی بابایی وارد شور شدند تا برای سرنوشت متهم تصمیم گیری کنند.

تبلیغ

نظر شما

  • نظرات ارسال شده شما، پس از بررسی و تأیید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
نام شما : *
ایمیل شما :*
نظر شما :*
کد امنیتی : *
عکس خوانده نمی‌شود
برای کد جدید روی آن کلیک کنید