جمعه، 26 تیر 1405
پایگاه خبری میار » اجتماعی » قضایی و حقوقی » مرد نازا پس از آزادی از زندان راز کثیف همسر صیغه ایش را فهمید

مرد نازا پس از آزادی از زندان راز کثیف همسر صیغه ایش را فهمید

0
1 131
کد خبر: 17147
میار: چندی پیش بود که مرد جوانی به دادگاه مراجعه و اعلام کرد از زنش به دلیل رابطه نامشروع شکایت دارد. او مدعی بود در زمانیکه به خاطر یک ماجرا در زندان به سر می برده است همسر صیغه ای اش باردار شده است در حالیکه او این زن را صیغه 99 ساله کرده بود و از طرفی خودش هم قبل تر از این زن از همسر اولش به دلیل نازا بودن طلاق گرفته بود تا همسرش بتواند ازدواج کند و از همسر جدیدش بچه دار شود. رسیدگی به این پرونده در دادگاه کیفری یک استان تهران جریان دارد.

چند وقت پیش بود که مردی به شعبه یازدهم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی متین راسخ مراجعه کرد و گفت : گمان می کنم ماجرای به زندان افتادنم نقشه ای بود که همسر صیغه ای ام آن را اجرا کرده است.

در جلسه رسیدگی به این پرونده مرد جوان به نام محسن به تشریح شکایتش پرداخت .این مرد 35ساله گفت :چند سال پیش ازدواج کردم اما چون من و همسرم بچه دار نمی شدیم بارها به پزشک مراجعه کردیم و تحت درمان قرار گرفتیم. تا اینکه متوجه شدم من امکان بچه دار شدن ندارم. به همین خاطر همسرم از من طلاق گرفت و رفت . وی دو سال قبل با  زن جوانی به نام مریم آشنا شدم و او را به عقد موقتم درآوردم  و او را صیغه ۹۹ ساله بکردم اما مدتی بود با مریم اختلاف پیدا کرده بودم . تا این که یک سال پیش وقتی از محل کارم به خانه برمی گشتم چند مامور به من مظنون  شدند و در بازرسی از کیفم چند پوکه فشنگ به دست آوردند. من خودم از این ماجرا شوکه شده بودم و نمی دانستم پوکه های فشنگ چطور از کیفم سر در آورده اند اما مأموران مرا بازداشت کردند ۴۰. روز در زندان بودم.در این مدت بارها گفتم  احتمالا یک نفر با من دشمنی کرده و برایم پاپوش دوخته است  تا اینکه سرانجام با سپردن وثیقه آزاد شدم.  من پس از بازگشت به خانه متوجه شدم همسرم باردار است. از شنیدن این خبر شوکه و به همسرم مشکوک شدم و فکر خیانت او به ذهنم رسید. آنجا بود که احساس کردم همسرم برایم پاپوش درست کرده  و پوکه ها را  در کیفم جاسازی کرده بود  تا مرا به دردسر بیاندازد. با بارداری همسرم اختلاف ها بین ما بیشتر شد .من از همسرم خواستم تا حقیقت را برایم بگوید اما قبول نکرد. او می گفت فرزندی که در شکم دارد متعلق به من است و باید بعد از به دنیا آمدن فرزندش با نام خودم  برای او شناسنامه بگیرم اما من قبول نکردم و از او شکایت دارم. امکان ازمایش DNA  هم قبل از تولد نوزاد ممکن نبود. به همین خاطر تا به دنیا آمدن فرزند زن صیغه ایم صبر کردم. حالا به دادگاه آمده ام و از همسرم شکایت  و درخواست اثبات نسب دارم.

با پایان اظهارات این مرد  زن جوان  که حالا دو ماه از به دنیا آمدن فرزندش گذشته به قضات دادگاه گفت:  همسرم مرد بدبینی است .او گمان می کند من با نقشه او را به زندان انداختم تا ماجرای خیانتم را پنهان کنم اما اشتباه می کند. فرزندم متعلق به اوست  و باید برایش شناسنامه بگیرد. قبل از اینکه شوهرم از شما درخواست اثبات نسب کند من به پزشکی قانونی رفته و این ماجرا را پیگیری کرده ام و به زودی جواب آزمایش هایم را برای شما خواهم آورد. من در دو ماهی که از به دنیا آمدن فرزندم گذشته خودم به تنهایی و سختی از او مراقبت می کنم.

با پایان گرفتن این اظهارات، قضات دادگاه شعبه یازدهم کیفری یک استان تهران وارد شور شدند تا برای سرنوشت پرونده تصمیم گیری کنند.

تبلیغ

نظر شما

  • نظرات ارسال شده شما، پس از بررسی و تأیید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
نام شما : *
ایمیل شما :*
نظر شما :*
کد امنیتی : *
عکس خوانده نمی‌شود
برای کد جدید روی آن کلیک کنید