رپر زيرزميني در دادگاه كيفري يك تهران محاكمه شد+تصوير
ساعت 16:00 روز نهم شهریور ماه سال گذشته وقوع یک جنایت به کلانتری 153 شهرک ولیعصر اعلام شد .با حضور ماموران در محل و تأیید خبر اولیه، بلافاصله موضوع به قاضی کشیک ویژه قتل اعلام شد .با تشکیل پرونده مقدماتی با موضوع قتل عمدی پرونده جهت رسیدگی در اختیار اداره آگاهي قرار گرفت .
دوست و شریک کاری مقتول که با ورود به محل جنایت با جسد مقتول بنام پوریا روبرو شده بود، در اظهاراتش به کارآگاهان گفت: طبق روال هر روز، ساعت 16:00 به دفتر کار خودمان در یک استوديو ضبط صدا مراجعه کردم، وارد دفتر كه شدم ناگهان با جسد پوریا داخل اتاق ضبط صدا مواجه شدم.
با آغاز تحقیقات، کارآگاهان اداره آگاهي با انجام اقدامات پلیسی و بررسی صحنه جنایت اطلاع پیدا کردند که مقتول در ساعت 15:00 روز جنایت، جهت تنظیم قرارداد با یکی از خوانندگان زیرزمینی بنام محمد قرار ملاقات داشته است. تحقیقات پلیسی جهت دستگیری محمد در دستور کار کارآگاهان قرار داشت تا نهایتا در ساعت او در منطقه مرتضی گرد دستگیر و در همان تحقیقات اولیه صراحتا به ارتکاب جنایت با همدستی یکی از دوستانش بنام كريم اعتراف کرد؛ كريم نیز در منطقه مرتضی گرد، دستگیر و اظهارات دوست خود را تأیید کرد .
محمد که با شلیک 6 گلوله اقدام به کشتن مقتول کرده بود، در اظهاراتش به کارآگاهان مي گويد: حدود سه ماه پیش با مسافرت به غرب کشور، یک قبضه اسلحه کمری تهیه کردم. می دانستم که مقتول سیستم استوديوی مجهزی در اختیار دارد. تصمیم گرفتم تا این تجهیزات را سرقت نمایم. به دفتر کار جدید مقتول در شهرک ولیعصر رفتیم و پس از تنظیم قرارداد، به بهانه ی تست صدا وارد اتاق ضبط صدا شدیم. هر سه نفر وارد اتاق ضبط شدیم. بدون هیچگونه درگیری فیزیکی با مقتول، اسلحه را از زیر لباس خارج کرده و 6 گلوله به سمتش شلیک کردم. پس از ارتکاب جنایت تجهیزات داخل استوديو را برداشته و از محل خارج شدیم .
با تكميل تحقيقات در اين پرونده، ديروز صبح جلسه محاكمه متهمان در شعبه پنجم دادگاه كيفري يك استان تهران به رياست قاضي بابايي برگزار شد و زمانيكه متهم اصلي پرونده در جايگاه قرار گرفت تمامي اظهارات گذشته خود را پس گرفت و تمامي گناه را گردن همدستش انداخت و گفت او به سمت مقتول شليك كرده است
محمد در تشريح ماجرا گفت: چند ماه قبل از ماجرا اسلحه را به قيمت 10 ميليون تومان از يك نفر در بانه خريداري كرده بودم. فكر سرقت را من و كريم با هم كشيديم و حتي تمرين تيراندازي را نيز با هم در يك بياباني با هم گذرانديم. او دو تير شليك كرده بود و من نيز دو تير. با كريم اين طور نقشه كشيده بوديم كه من او را به عنوان يك فرد پولدار كه حالا مي خواهد خواننده معروفي بشود معرفي كنم و به اين طريق يك روز قبل از واقعه به محل رفتيم و با او صحبت كرديم. فردا كه دوباره به آنجا رفتيم اسلحه را نيز با خودم برده بودم. مدتي در راه پله ها منتظر مقتول مانديم تا او رسيد. وقتي رسيد به من كارتش را داد و رمز آن را نيز گفت كه بروم يك آبميوه بخرم. من نيز سريع پايين رفتم و با يك آبميوه پاكتي به بالا بازگشتم. آبميوه را در فنجان ريختيم و خورديم و بعد از اينكه دو نخ سيگار كشيديم به اتاق رفتيم و در آنجا او به ما آهنگ هاي نمونه اش را نشان داد و همين طور كه داشت صحبت مي كرد من به سراغ ميكروفن و بلندگو هايش رفتم وآنها را جمع كردم كردم اما وقتي مي خواستم كارت صدا را بردارم متوجه شد و به سمت مان حمله كرد. قبل از اينكه به ساختمان وارد شويم من تفنگ را دست كريم داده بودم و او كه وضعيت را وخيم ديد با اسلحه به سمت مقتول شليك كرد و او را از پاي درآورد. بعد از دستگيري به من گفت من بچه ام تو قتل را گردن بگير من خودم براي تو رضايت مي گيرم اما حالا كه نگاه مي كنم مي بينم در يك قدمي اعدام قرار گرفته ام و اولياي دم نيز براي من قصاص مي خواهند.
در ادامه متهم رديف دوم كه زمان ارتكاب جنايت زير 18 سال سن داشت در جايگاه قرار گرفت و گفت: من هيچ گناهي ندارم و محمد مرا با بهانه اينكه مي خواهم تو در مورد صدايم نظر بدهي مرا به آنجا برد و خودش به يكباره به سمت مقتول شليك كرد. او اصلا از ماجرا چيزي به من نگفته بود. آن روز به من گفت بيا برويم تا ببيني صدايم چطور است و چه طور مي خوانم. من هم از آنجايي كه با او صميمي هستم به استوديو صدابرداري رفتم و در آنجا متوجه شدم كه مي خواهد قرارداد بنويسد و همان جا ماندن قراردادها باعث شد كه ما گير بيفتيم. اين حرف هايي كه الان محمد مي زند همگي دروغ است و يك كلمه با واقعيت ماجرا تطبيق نمي كند. او از همان روز اول خودش همه چيز را گردن گرفته است و الان در حال دروغ گفتن است.
در انتهاي اين پرونده قضات براي صدور راي شايسته وارد شور شدند.
