پنج شنبه، 25 تیر 1405
پایگاه خبری میار » اجتماعی » انتظامی » سارق گدا: سالها با همسر و دخترم شب را در كوچه و خيابان مي خوابيدم+ تصوير و فيلم مصاحبه و دستگيري

سارق گدا: سالها با همسر و دخترم شب را در كوچه و خيابان مي خوابيدم+ تصوير و فيلم مصاحبه و دستگيري

0
1 126
کد خبر: 15859

میار: اعضای باند سرقت مسلحانه‌ای که شب گذشته از منزلی در خیابان دولت تهران سرقت کرده بودند  بازداشت و زمین‌گیر شدند.

سرهنگ علي آقا کارخانه در تشریح جزئیات دستگیری این سارقان گفت: سارقان به صورت مسلحانه و در غیاب صاحبخانه با شکستن حفاظ و پنجره آشپزخانه وارد یک منزل شدند و بعد از یافتن کلید گاوصندوق 80 میلیون طلا و 500 هزار وجه نقد را سرقت کردند. هنگام خروج سارقان صاحبخانه می‌رسد و سارق که راهی به سمت فرار ندارد به سمت پسر صاحبخانه شلیک می‌کند در حین شلیک اسلحه گیر کرده و گلوله شلیک نمی‌شود و سارق با استفاده از گاز اشک‌آوری که همراه داشت به صورت صاحبخانه پاشیده و فرار می‌کند. سارق در خیابان با یک دستگاه پراید مواجه شده و با تهدید و اسپری قصد سرقت خودرو را داشت که در همان حین مأموران کلانتری 124 قلهک که توسط مردم از این سرقت مطلع شده بودند از راه می‌رسند و متهم را دستگیر می‌کنند. متهم دستگیر‌شده با شگرد پلیسی هم‌دستانش را معرفی می‌کند؛ با دریافت حکم قضایی پلیس منزل مجردی سارقان وارد شده و سه تن از همدستان این سارق و اموال مسروقه را کشف و ضبط می‌کند. یکی از آنها دارای دو فقره سرقت است و سال‌های 93 و 95 در زندان بوده و نفر دیگر سابقه کیف‌قاپی دارد و سابقه دو نفر دیگر در دست بررسی است.

سرکلانتر سوم پلیس پیشگیری پایتخت به شهروندان توصیه کرد:حتماً خانه‌های خود را به حفاظ مطمئن و دوربین‌های مدار بسته مجهز کرده و از نگهداری اموال گرانقیمت در منزل خودداری کنند.

نحوه گير افتادن متهم

شكات اين پرونده كه در كلانتري حضور يافته بودند در گفت و گو با خبرنگار ما از لحظات هولناك حضور متهم در خانه شان گفتند. آنها دو برادر بودند و هنوز هم از فكر كردن به لحظات رعب انگيز حضور سارق با يك اسلحه در خانه شان بهت زده بودند.

يكي از آنها در گفت و گو با خبرنگار ما گفت: شب خانوادگي بيرون بوديم و همينكه وارد خانه شديم ابتدا مادرم و خواهرم متوجه حضور يك دزد در خانه شدند. او در حال گشتن اتاق مادر و پدرم بود كه مادرم با ديدنش شوكه شده و بهت زده از اتاق بيرون آمد. خواهرم نيز از ديدن اتاقش كه به هم ريخته و نامرتب بود متوجه موضوع شده بود و جيغ كشيد.

دزد از اتاق بيرون آمد و اسلحه را به سمت من گرفت. اصلا باورم نمي شد اسلحه واقعي باشد و فكر مي كردم مثل خيلي از موارد ديگر اسلحه از الكي است. دو سه شليك كرد و هيچ اتفاقي نيفتاد. هنوز هم از اينكه اسلحه شليك نكردم شگفت زده ام. اگر اسلحه شليك مي كرد شايد الان من اينجا نبودم و او هم اينجا بازداشت نشده بود اما اسلحه شليك نكرد و همين باعث شد من به سمت او بروم و با هم درگير شويم. لحظات وحشتناكي بود. اصلا باورم نمي شد كه او را كتك مي زنم. او خيلي قوي هيكل بود و مرا كتك مي زد و من هم او را تا اينكه برادرم هم به كمكم آمد. اسلحه را از دستش درآورديم و بعد از آن او توانست از چنگ ما با كمك گاز اشك آور كه در جورابش پنهان كرده بود فرار كند و در همان لحظه كه پدرم رسيد او به پدرم هم گاز اشك آور زد و از در خانه خارج شد. با اينحال او را دوباره پايين گير انداختيم اما او همچنان سمج بود و از اينكه گير ما بيفتند هراس داشت و يكدفعه از خانه خارج شد. او به سمت يك پرايد رفت و با گاز اشك آور راننده پرايد را هم تهديد كرد. باورمان نمي  شد چنين متهم سمجي است و او قصد سرقت پرايد را داشت كه همسايه ها از سر و صداي ما متوجه موضوع شدند و او را گرفتند و كتكش زدند. واقعا لحظات رعب آور و وحشتناكي بود و هنوز هم هيچ كدام از اعضاي خانواده ما داخل آن اتاقي كه او حضور داشت نشده است. خداراشكر قرار است تا يك ماه ديگر از اين خانه برويم وگرنه به هيچ عنوان نمي دانستيم بايد چه كنيم. شب بود اما هيچكداممان از ترس خواب مان نبرد و اين در حالي بود كه دزد را خودمان تحويل كلانتري داده بوديم. خداراشكر كه ماموران كلانتري خيلي سريع همدستان او را هم بازداشت كردند و تا آنجايي كه مي دانم يك همدست ديگر هم داشته كه قرار است او را هم به زودي بازداشت كنند.

بعد از اينكه فهميدي اسلحه واقعي بوده چه احساسي داشتي؟

مي گويم هنوز هم مي ترسم و از ديشب كه چنين اتفاقي برايم افتاد هنوز خوابم نبرده است. واقعا او به سمت من شليك كرد اما اسلحه اش عمل نكرد و وقتي پليس آمد و اسلحه را ديد به ما گفت اسلحه واقعي است كه همين موضوع ما را شگفت زده كرد.


مصاحبه با متهم

آقا نعمت چه شد كه يكدفعه دزد شد؟

از بدبختي و بيچارگي. پدرم مرا بدبخت كرد.

چرا؟

مرا از خانواده طرد كردند فقط به خاطر اينكه اعتياد داشتم.

متاهلي؟

زنم فوت شده است اما سه بچه دارم. دخترم 11 ساله است و دو پسر كوچكتر هم دارم.

چه شد اعتياد پيدا كردي؟

من و همسر دخترخاله و پسرخاله هستم. 18 سالم بود كه با او ازدواج كردم. خانواده او مواد مي فروختند و اين همسرم كه به خانه پدرش مي رفت كمي از مواد استفاده مي كرد و كم كم به مزاجش خوش آمد و بعد از مدتي با همديگر مواد مصرف مي كرديم و همين ها باعث شد ما معتاد شويم. بعد از اعتياد پدرم مرا از خانه بيرون انداخت و تا مدت ها آواره كوچه و خيابان بودم. مدت 10 سال بود كه گدايي مي كرديم. شب هايي بود كه به همراه دخترم و همسرم در بيرون از خانه شب را مي خوابيديم. اين وضعيت اسف بار زندگي من بود و همين عوامل دست به دست هم دادند و مرا بدبخت كردند تا اينكه تصميم گرفتم دزد بشوم.

چه طور سرقت مي رفتي؟

بعد از فوت همسرم به چنين كاري آمدم. يك شب كه بيرون خوابيده بوديم همسرم مواد زيادي زد و فوت شد. بعد از آن تصميم گرفتم با يكي از هم آبادي هايم به دزدي بروم. ابتدا با هم خانه هاي خالي را شناسايي مي كرديم و وارد آن مي شديم. اسلحه را هم در همين سرقت به كار بردم و اصلا قصد شليك نداشتم. فقط چون از صاحبخانه ترسيده بودم آن را به سمت اعضاي خانواده شان گرفتم و شروع به تهديد كردم تا از من بترسند و بگذارند بروم كه اجازه ندادند و من مجبور شدم از گاز اشك آورد استفاده كنم.

خودروي برليانس براي كه بود كه با آن دزدي مي رفتيد؟

براي دوستم بود. همان كسي كه فرار كرده است و با هم به دزدي آمده بوديم. او تا فهميد من گير كرده ام از محل با همان خودروي برليانس فرار كرد.

اين سه نفر مي گويند تو با آنها دشمني داشته اي و آنها را لو داده اي؟

من مگر آنها را مجبور كرده بودم كه با من به دزدي بيايند. من به آنها مي گفتم دزدي مي كنم و آنها كه تعريف پول مفت را شنيده بودند خوششان آمد و به من التماس مي كردند كه ما را هم دزدي ببرد. دو سه بار با هركدامشان به دزدي رفته ام.

حرف آخر؟

اشتباه كردم.


دسته بندی: انتظامی / حوادث / اسلاید / فیلم
تبلیغ

نظر شما

  • نظرات ارسال شده شما، پس از بررسی و تأیید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
نام شما : *
ایمیل شما :*
نظر شما :*
کد امنیتی : *
عکس خوانده نمی‌شود
برای کد جدید روی آن کلیک کنید