قاتل پارک بیسیم در جریان کودتای ترکیه گیر افتاد/ شبانه در ۲۰۶ مقتول چی دیدند که او را کشتند
میار: قاتل بيسيم به خاطر كودتاي تركيه فرارش نيمه تمام ماند
با اعلام خبر درگیری دو گروه از جوانان در پارک بیسیم به کلانتری 159 در روز 31 مرداد ماه دو سال پيش، بلافاصله اکیپی از ماموران کلانتری در محل حادثه حاضر شدند.
با حضور ماموران در محل حادثه، طرفین دعوا از محل متواری شده و جوان 25 ساله ای که بهشدت مجروح شده بود، در محوطه فضای سبز پارک بر روی زمین افتاده بود. با حضور ماموران اورژانس، مرگ او به دلیل شدت جراحات وارده تایید شد. با اعلام این خبر به بازپرس کشیک از دادسرای جنایی در محل حادثه حاضر شد و سپس ماموران پلیس آگاهی و اکیپ بررسی صحنه جرم در محل حادثه حضور يافتند كه بازپرس اجازه انتقال جسد به پزشکی قانونی را براي تعيين علت اصلي فوت صادر کرد.
هر چند ماموران پلیس چند نفر از شرکتکنندگان در نزاع را بازداشت کرده بودند اما معلوم شد که دو نفر از آنها که كاظم و وحید نام دارند، به صورت غیرقانونی کشور را ترک کرده و به ترکیه گریختهاند. متهمان بازداشت شده در جریان بررسیها، اتهام قتل را به گردن كاظم یکی از مجرمان فراری انداختند. در حالی که تحقیقات در جریان بود، وحید از ترکیه به تهران بازگشت و خودش را تسلیم پلیس کرد. او مدعی شد که در جریان کودتایی که در ترکیه اتفاق افتاده بازداشت شده، اما موفق به فرار از دست پلیس آن کشور و بازگشت به ایران شده است. كاظم، آخرین متهم پرونده هم بعد از بازگشت به ایران خودش را تسلیم پلیس کرد.
او اتهام قتل را انکار کرد و در اين زمينه به افسر بازجوي پرونده خود گفت: قبول دارم که شب حادثه در نزاع حضور داشتم، اما من مرتکب قتل نشدهام. آن شب من از سمت راست با چاقو به سمت 206 حمله کردم. ضربهای هم که پرتاب کردم به آیینه ماشین برخورد کرد و شیشه آیینه شکست، اما ضربهای که به سرنشین ماشین برخورد کرد نمیدانم چه کسی زده است. شب حادثه من، وحید و مسعود سوار موتور در حال عبور بودیم که با راننده و سرنشین یک پژو 206 بحثمان شد. وقتی مشاجرهمان بالا گرفت من و وحید که ترکنشین موتور بودیم، پیاده شدیم. ما چاقو داشتیم و به ماشین آنها ضربه زدیم. راننده 206 هم چاقو داشت و به طرف ما چاقو پرت میکرد که قتل اتفاق افتاد. راستش را بخواهید نمیدانم که چه کسی سرنشین ماشین را با چاقو زد. من در دعواهای زیادی شرکت کرده بودم، اما هیچ کدام منجر به فوت کسی نشده بود.آن شب وقتی میلاد مجروح شد، او را به بیمارستان بردند تا اینکه خبر رسید فوت شده است. خیلی ترسیده بودم؛ چراکه پایم به پروندهای باز شده بود که یک نفر به قتل رسیده بود. با دوستانم در این باره شور کردم و به این نتیجه رسیدم که باید کشور را ترک کنم. وحید هم با من همنظر بود و به خاطر همین قاچاقی از کشور خارج شدیم. من و وحید بعد از دو ماه زندگی در ترکیه تصمیم گرفتیم تا راهی یونان شویم تا بتوانیم از آنجا خودمان را به آلمان برسانیم. در ترکیه با مردی که در کار جعل پاسپورت بود، تماس گرفتیم و نفری 40 میلیون تومان به او دادیم. با پاسپورتهای جعلی توانستیم خودمان را به یونان برسانیم. آنجا وضعیت به خوبی ترکیه نبود؛ چراکه پلیس به ما مظنون شد و دستگیرمان کرد. وقتی معلوم شد که اوراق ما جعلی است، ما را به پلیس ترکیه تحویل دادند. ماموران پلیس ترکیه هم ما را به مدت شش ماه به زندان انداختند. زندانهای ترکیه به صورتی است که ملیتها را در یک سلول نگه میدارند. ما 14 ایرانی بودیم که در یک اتاقک محقر نگهمان میداشتند. از 244 ساعت فقط نیم ساعت اجازه هواخوری داشتیم. در هفته یک بار اجازه حمام کردن با آب سرد داشتیم.
كاظم درباره فرارش از زندان هم گفت: توانستم اعتماد یکی از نگهبانهای زندان را جلب کنم. با 500 هزار تومانی که به او دادم، یک گوشی تلفن همراه و یک اره برایم فراهم کرد. خیلی زود با ایران تماس گرفتم و از دوستم خواستم با پاسپورت به سراغمان بیاید. نشانی زندان را در اختیارش گذاشتم. بعد از فراهم شدن شرایط اجرای نقشه، دوستم خودش را به ترکیه رساند. ماشینی کرایه کرد و مقابل زندان منتظر ما شد. آن شب توانستم با بریدن میله پنجره نقشهمان را اجرا کنم. البته به جز من هفت زندانی دیگر هم فرار کردند، اما بقیه ترجیح دادند که در سلول بمانند و فرار نکنند. ماموران پلیس ترکیه در این باره با ما حرف زده بودند که قصد دیپورت کردنمان را دارند. من نمیخواستم دیپورت شوم. ترجیح میدادم که خودم را معرفی کنم، بنابراین این نقشه را طراحی و اجرا کردم.
در نهايت تمامي متهمان با صدور قرار قانوني به زندان منتقل شدند و پرونده پس از تكميل تحقيقات براي رسيدگي به دادگاه كيفري يك استان تهران منتقل شد.
روز گذشته متهمان براي انجام محاكمه از زندان به دادگاه انتقال يافتند و اولیایدم درخواست خود را مبني بر قصاص اعلام کردند.
ابتداي امر كاظم در جايگاه ايستاد و به عنوان متهم رديف اول كه اتهام قتل را گردن دارد گفت: من کسی را نکشتم و اصلا نمیدانم این درگیری به چه دلیل بود، مقتول و دوستانش ما را كتك زدند كه دوستم زخمی شد و من هم دوستم را به بیمارستان بردم. در آنجا بود که فهمیدم مقتول هم چاقویی به پایش برخورد كرده و زخمی شده است كه همان زخم باعث كشته شدن او مي شود.
در ادامه برادر اين متهم به نام بهزاد نيز در جایگاه قرار گرفت. او که پیش از این با قرار وثیقه آزاد شده بود هنگامي كه از دليل بازداشت بودن دوباره اش پرسيده شد گفت: بعد از اینکه آزاد شدم روزي به خانه یکی از دوستانم رفته بودم و با هم مشروب مي خوردیم كه من در حالت مستی دوستم را به قتل رساندم و با اتهام قتل از سوي مقام قضائي بازداشت شدم. اين موضوع که امروز در دادگاه به آن رسیدگی میشود ربطی به من و برادرم نداشت مقتول و دوستانش به گروه ما حمله کرده و درگیری ایجاد کردند. من فقط کمک کردم که دوستمان را به بیمارستان برسانیم.
پس از ثبت اظهارات مابقي شهود و شركت كنندگان در نزاع، در انتهاي اين جلسه قضات شعبه دهم دادگاه كيفري يك استان تهران وارد شور شدند تا براي سرنوشت متهمين پرونده تصميم گيري كنند.
دسته بندی: قضایی و حقوقی / حوادث
آدرس کوتاه خبر:
