جمعه، 26 تیر 1405
پایگاه خبری میار » حوادث » حوادث میار » جزئيات سرقت مسلحانه نافرجام از بانك ملي نعمت آباد + فیلم ویژه از لحظات سرقت و مصاحبه با متهم

جزئيات سرقت مسلحانه نافرجام از بانك ملي نعمت آباد + فیلم ویژه از لحظات سرقت و مصاحبه با متهم

0
4 422
کد خبر: 15139



سرقت مسلحانه از بانك ملي شعبه نعمت آباد با حضور به موقع ماموران كلانتري 153 شهرك وليعصر به سرانجام نرسيد
سارق مسلح بانك ملي نعمت آباد هيچوقت باورش نمي شد كه نقشه اي كه يك روزه كشيده و در يك لحظه نيز تصميم به اجراي آن گرفته قرار است با حضور به موقع و سريع پليس به هم بريزد اما بخت ياري نكرد و محاسباتش دقيق از آب در نيامد تا به اين صورت او از پاس كردن چك هايش كه به قول خودش 50 الي 60 ميليون تومان بوده باز ماند. حالا زن و دو دخترش مانده اند با كلي قرض و بدهي و آرزوي ديدن پدري زحمت كش در خانه.
بازداشت متهم
متهم خيلي سريع، با حضور رئيس كلانتري 153 شهرك وليعصر و ماموران تجسس اين كلانتري در محل بازداشت مي شود.
سرهنگ منصور حمیدوند، سركلانتر پنجم پليس پيشگيري پايتخت در اين زمينه به خبرنگار ما مي گويد: دزد مسلحی در ساعت ۷:۴۵ صبح امروز وارد بانک ملی شده و پس از ورود، درب ورودی بانک را با استفاده از قفلی که به همراه داشته می بندد و با تهدید رئیس بانک و شلیک تیر هوایی به یکی از گاوصندوق های بانک نزدیک شده و اقدام به برداشت مقادیری تراول چک می کند. این دزد مسلح مبلغ ۷۰ میلیون تومان از گاوصندوق بانک برداشت کرده بود و پس از دزدی نهایتا هنگامی که قصد خروج دارد، مبادرت به باز کردن قفل می کند که با مشکلاتی مواجه شده و موفق نمی شود قفلی را که خود به در بانک زده بود، باز کند و در بانک محبوس می شود. سوابق دزد ۵۱ ساله در دست بررسی است، اما تاکنون چیزی مشاهده نشده است همچنین با توجه به شواهد و قرائن موجود بعید است، این فرد با همکاری فرد دیگری اقدام به سرقت کرده باشد. یک دستگاه وسیله نقلیه موتورسیکلت هوندا بدون پلاک در موقعیت پارک بود که متعلق به این دزد است. همچنین دزد در هنگام ورود به بانک صورت خود را با عینک و کلاه نقاب دار و ماسک معمولی پوشانده بود. رئیس کلانتری 153 شهرك وليعصر و ماموران با حضور در محل سرقت تمهیدات انتظامی را در نظر گرفته و این فرد نیز در داخل بانک برای اینکه بتواند بر اوضاع تسلط پیدا کند اقدام به شلیک دیگری می کند. به بانک ها و موسسات مالی توصیه می کنیم تعامل لازم با نیروهای انتظامی و کلانتری محل داشته باشند و با توجه به حساسیت بانک بهتر است درخواست نگهبان داده و با طی مراحل لازم برای آنها نگهبان اعزام شود. همچنین تعاملات فنی و انتظامی نیز با کلانتری ها داشته تا موارد پیشگیری به آنها تذکر داده شود.


گفت و گو با متهم
با اينكه ادعا دارد به دليل بدهي سراغ اين كار رفته است اما چيزي كه از بررسي هاي پليس به دست آمده اين است كه او مشكل مالي چنداني نداشته است و بيشتر پاس كردن چك هايش كه نهايتا به 60 ميليون توماني مي رسيده باعث شده او دست به چنين كاري بزند.
چند سال داري؟
51 سال.
ازدواج كرده اي؟
بله. دو دختر هم از ازدواجم دارم.
به نظرم با اين كار آنها را سربلند كرده اي؟
چاره اي نداشتم اگر بانك ها اين همه تبصره و ماده براي يك وام ناچيز جلوي پاي آدم نگذارند باور كنيد بعيد بود كه من دست به چنين كاري بزنم. من راننده جاده هستم. سال ها در جاده و خيابان ها با ماشين هاي سنگين رانندگي كرده ام. با اين وجود بانكي كه قرار بود وامم را بدهد سه ماه بود مرا سر دوانده بود و آخر سر هم هيچ وامي به من تعلق نگرفت پس ناخواسته به اين فكر افتادم.
نقشه را از قبل كشيده بودي؟
نقشه اي در كار نبود. روز قبل از اين كار به محل سرقت رفته بودم. آنجا بانك ملي بود. كاملا مكان را بررسي كرده بودم و دقيق مي دانستم كه قرار است گاوصندوق كجا باشد. داخل بانك كه مي شدم بايد سريع به سمت گاوصندوق مي رفتم و بعد ازاينكه پول ها را برداشتم از آنجا بيرون مي زدم.
و سرقت چطور اتفاق افتاد؟
اسلحه و فشنگ ها كه از نوع مشقي و دست ساز بودند را داخل كيف گذاشتم و بعد از آن داخل بانك شدم. ساعت حدودا هفت و نيم بود. وقتي وارد بانك شدم مردم و كارمندان سر كارشان بودند و همان ابتداي امر با اسلحه همه را تهديد كردم. يك تير به زمين زدم و يك تير هم موقع برگشت به پاي كارمند بانك خورد كه مشخص كرد فشنگ هايم مشقي است چراكه تنها شلوارش كمي پاره شد. درب بانك را همان ابتداي امر قفل كرده بودم و هنگام فرار نيز اصلا يادم رفته بود كه كليدش را داخل جيبم گذاشته بودم. از آنجايي كه مي دانستم گاوصندوق كجاست رئيس بانك را با تهديد اسلحه به سمت گاوصندوق بردم و در آنجا خواستم درش را باز كنند و شروع به ريختن پول ها داخل ساك دستي كردم. وقتي كه مي خواستم بازگردم با كارمندان بانك درگير شدم و بعد از آن نيز پليس خيلي سريع رسيد و گير افتادم.
چه طور پليس اين همه سريع رسيد؟
بانك كناري ماجرا را به پليس خبر داده بود و بانك هدف سرقت من نيز آژيرش را به صدا درآورده بود كه به همين دليل خيلي سريع ماموران كلانتري به همراه رئيس كلانتري به محل سرقت رسيدند.
به نظر خودت اشتباهت چه بود؟
اشتباهم اين بود كه شليك كردم. وقتي شليك كردم مشخص شد كه فشنگ ها مشقي اند و كارمندان نيز دل و جرات پيدا كردند جلوي خروج مرا بگيرند و با من درگير شوند.
چه شد به فكر سرقت افتادي؟
چك داشتم. در حال ساخت ساختمان بودم و نتوانسته بودم چك هايم را پاس كنم. وام هم به من ندادند تا اينكه مجبور شدم اين كار را بكنم. 50 الي 60 ميليون تومان چك داشتم كه بايد آنها را پاس مي كردم و هر روز نيز با من تماس مي گرفتند و مرا به خاطر اين چك هاي برگشتي اذيت مي كردند.

دسته بندی: حوادث میار / اسلاید / فیلم
تبلیغ

نظر شما

  • نظرات ارسال شده شما، پس از بررسی و تأیید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
نام شما : *
ایمیل شما :*
نظر شما :*
کد امنیتی : *
عکس خوانده نمی‌شود
برای کد جدید روی آن کلیک کنید