شنبه، 27 تیر 1405

از وقتی به دنیا آمدم شش قفله به اسم عبدالله درآمدم/ چشم باز کردم دیدم مردی هم سن پدرم شوهرم است

میار: «وقتی به دنیا آمدم نافم را با نام عبدالله پسرعمه‌ام بریدند و بعد اذانی که در گوشم خواندند هم باز نام عبدالله را گفتند تا من را شش قفله به اسم عبدالله درآورند. عبدالله ۴،۵ ساله‌ای که در حیاط مشغول بازی بود حالا صاحب نامزد شده بود، مرد من شده بود. ...