جمعه، 26 تیر 1405

طنز عيدانه

يک زمان آجيل بود مشکل گشا مشکلم افزوده اينک او چرا؟ قيمتش سر را بکوبد بر فلک محتکرها می زنند بر ما کلک پسته ی خندان مرا گريان کند عشوه ی فندق دلم بريان کند قيمت بادام هندی، الامان! کرده فيلش يادی از هندوستان چشمِ بادامیِ من از ترس عيد گشته گريان و هراسان ...