میار: سه سال قبل در شرکتی که کار می کردم با یکی از کارمندان به نام هادی آشنا شدم، چیزی نگذشت که به هم علاقه مند شدیم ، او گفت مجرد است و می خواهد با من ازدواج کند؛ اما مدتی بعد دروغش برملا شد چرا که با تحقیقی که انجام دادم فهمیدم او زن دارد، خیلی از دستش ...