پنج شنبه، 25 تیر 1405
پایگاه خبری میار » اقتصادی » نفت، تنگه، ژنو و فشار حداکثری 2.0؛ چرا مذاکره تنها گزینه است!

هرمز در چنبره نفت ۵۰ دلاری؛

نفت، تنگه، ژنو و فشار حداکثری 2.0؛ چرا مذاکره تنها گزینه است!

0
46
کد خبر: 74865

سید خلیل موسوی نیا - تداوم تنش‌های منطقه خاکستری، توقیف‌های گاه‌وبیگاه به بهانه‌های حقوقی و استفاده از جنگ الکترونیک برای اختلال در AIS محتمل‌ترین و قوی‌ترین سناریویی است که تنگه هرمز طی یکی دو سال آینده به خود خواهد دید؛ در این سناریو، قیمت نفت تحت فشار عرضه شیل و مازاد تولید اوپک پلاس، به تدریج به سمت ۶۰ دلار حرکت می‌کند با این حال رویای نفت 50 دلاری ترامپ فقط و فقط با به نتیجه رسیدن مذاکرات، در کمترین زمان ممکن اتفاق خواهد افتاد.

به گزارش میار، تنگه هرمز در فوریه ۲۰۲۶ بار دیگر به کانون اصلی تلاطم‌های ژئوپلیتیک و بازارهای انرژی جهان تبدیل شده است، یافته‌های ما نشان می‌دهد که اگرچه ایران به لحاظ فنی توانایی ایجاد اختلالات گسترده، مین‌گذاری و حملات موجی علیه کشتیرانی تجاری را دارد اما انسداد کامل تنگه به دلیل وابستگی ۹۵ درصدی صادرات نفت ایران به این مسیر و خطر برآشفتن متحد کلیدی‌اش، چین، یک گزینه انتحاری تلقی می‌شود. 

از سوی دیگر، دونالد ترامپ با هدف مهار تورم داخلی و تأمین انرژی ارزان برای انقلاب هوش مصنوعی، به دنبال نفت ۵۰ دلاری است؛ هدفی که از طریق اشباع بازار و فشار بر اوپک دنبال می‌شود. پارادوکس مرکزی اینجاست که وقوع جنگ در تنگه، با جهش قیمت‌ها، رویاهای اقتصادی واشینگتن را نابود خواهد کرد. در نتیجه، محتمل‌ترین سناریو، تداوم تنش‌های منطقه خاکستری و تکیه بر دیپلماسی اجبار در مذاکرات جاری ژنو برای دستیابی به توافقی است که بدون ایجاد شوک عرضه، نفوذ ایران را مهار کند.


میراث چکش نیمه‌شب و نظم نوین ۲۰۲۶

وضعیت کنونی تنگه هرمز را نمی‌توان بدون درک تحولات سهمگین سال ۲۰۲۵ تحلیل کرد. نظم بین‌المللی در این منطقه پس از عملیات «چکش نیمه‌شب» در ۲۲ ژوئن ۲۰۲۵ به طور بنیادین دگرگون شد. در آن تاریخ، ایالات متحده با استفاده از بمب‌افکن‌های استراتژیک B-2 و بمب‌های سنگرشکن ۳۰ هزار پوندی GBU-57، تأسیسات هسته‌ای فردو، نطنز و اصفهان را هدف قرار داد. این حمله منجر به تغییر رژیم نشد و در عوض، تهران را به سمت تاکتیک‌های تهاجمی‌تر سوق داد.

در فوریه ۲۰۲۶، گزارش‌های واصله از سنتکام (CENTCOM) نشان‌دهنده بازگشت به الگوی جنگ نفتکش‌ها اما در قالبی مدرن است. این حوادث در حالی رخ می‌دهد که گروه ضربت ناو هواپیمابر «آبراهام لینکلن» و ناو «جرالد فورد» در منطقه حضور دارند تا از آزادی ناوبری در مسیری که 25 درصد نفت و ۲۰ درصد گاز طبیعی مایع (LNG) جهان از آن عبور می‌کند، محافظت کنند.

اهمیت استراتژیک تنگه هرمز در ترازوی آمار

داده‌های اطلاعاتی بازار انرژی در سال ۲۰۲۶ نشان می‌دهد که اهمیت این تنگه با وجود تلاش برای ایجاد مسیرهای جایگزین، به دلیل رشد تقاضا در آسیا نه تنها کاهش نیافته، بلکه ابعاد حیاتی‌تری یافته است.

شاخص کلیدی ناوبری و انرژی

مقدار تقریبی (۲۰۲۵-۲۰۲۶)

سهم از کل تجارت جهانی

جریان روزانه نفت خام و فرآورده

۲۰ تا ۲۱ میلیون بشکه

۲0٪ تجارت دریایی 

جریان روزانه گاز طبیعی مایع (LNG)

۱۰.۵ میلیارد فوت مکعب

۲۰٪ تجارت جهانی LNG 

وابستگی بازار آسیا (چین، هند، ژاپن)

۸۴٪ محموله‌های نفتی

حیاتی برای رشد اقتصادی شرق 

مسیرهای جایگزین (فعال و غیرفعال)

۳.۵ تا ۵.۵ میلیون بشکه

عمدتاً از طریق عربستان و امارات 

عرض باریک‌ترین نقطه (تنگه هرمز)

۲۱ مایل (۳۳ کیلومتر)

محدودیت مانور کشتی‌های بزرگ 


آیا ایران واقعاً می‌تواند تنگه هرمز را ببندد؟

ادعای مکرر مقامات تهران مبنی بر توانایی بستن تنگه هرمز، بیش از آنکه یک واقعیت عملیاتی پایدار باشد، بخشی از دکترین بازدارندگی نامتقارن این کشور است. با این حال، ارزیابی‌های فنی و نظامی در سال ۲۰۲۶ نشان می‌دهد که ایران ابزارهای لازم برای ایجاد یک انسداد موثر میان‌مدت را در اختیار دارد، هرچند هزینه‌های آن برای خود نظام حاکم، گزاف خواهد بود.

از مین‌های هوشمند تا پهپادهای انتحاری

ایران برای عملیاتی کردن تهدید خود بر چهار ستون اصلی تکیه دارد؛

۱. جنگ مین‌ریزی وسیع: طبق برآوردهای اطلاعاتی ایالات متحده، ایران دارای ۵۰۰۰ تا ۶۰۰۰ مین دریایی است. این مین‌ها که می‌توانند توسط زیردریایی‌های کلاس کیلو و غدیر در نقاط استراتژیک مستقر شوند، پتانسیل متوقف کردن ترافیک تجاری را در عرض چند روز دارند. حتی تهدید وجود مین می‌تواند حق بیمه کشتی‌ها را به قدری بالا ببرد که تردد عملاً متوقف شود. جریانات شدید آب در تنگه هرمز اگرچه استقرار مین را دشوار می‌کند اما همزمان ردیابی و پاکسازی آن‌ها را نیز برای نیروهای ائتلاف به یک چالش لجستیکی تبدیل می‌سازد.

۲. استراتژی حملات موجی: استفاده از صدها قایق تندرو مسلح به موشک و تورپدو که شناسایی آن‌ها توسط رادارهای بزرگ دشوار است. این قایق‌ها با حمله همزمان از جهات مختلف می‌توانند سیستم‌های دفاعی ناوهای محافظ را اشباع کنند. 

۳. موشک‌های بالستیک ضدکشتی: موشک‌هایی مانند «خلیج فارس» که از پرتابگرهای متحرک در سواحل کوهستانی ایران شلیک می‌شوند، پوشش کاملی بر تمام عرض تنگه دارند. این موشک‌ها سخت‌ترین چالش برای ناوهای هواپیمابر آمریکایی هستند، زیرا زمان واکنش در برابر آن‌ها بسیار کوتاه است.

۴. جنگ الکترونیک و اسپوفینگ AIS: یکی از جنبه‌های نوین تهدید ایران در سال ۲۰۲۶، دستکاری در سیستم‌های موقعیت‌یاب جهانی (GPS) و سیستم شناسایی خودکار (AIS) است. کشتی‌ها گزارش داده‌اند که موقعیت آن‌ها به اشتباه در بنادر ایران یا مناطق خطرناک نشان داده می‌شود، که این امر ریسک برخورد و خروج از مسیرهای ایمن را به شدت افزایش می‌دهد.


چرا انسداد کامل بعید است؟

بررسی‌های اقتصادی نشان می‌دهد که بستن تنگه هرمز برای ایران به معنای خودزنی استراتژیک است. تقریباً ۹۵ درصد نفت ایران در سال ۲۰۲۵ از جزیره خارک بارگیری شده و از این تنگه عبور کرده است. بستن تنگه یعنی قطع ۱۰۰ درصدی درآمدهای نفتی ایران. علاوه بر این، ۸۰ درصد کل تجارت خارجی ایران، نفتی و غیرنفتی، از بنادر خلیج فارس انجام می‌شود.

علاوه بر این، عامل چین تعیین‌کننده است. پکن خریدار بیش از ۸۰ درصد نفت ایران است. انسداد تنگه هرمز، جریان روزانه ۵ میلیون بشکه نفت به سمت چین را قطع می‌کند و این کشور را با بحران انرژی مواجه می‌کند. ایران نمی‌تواند ریسک خشمگین کردن تنها حامی بزرگ اقتصادی خود را بپذیرد.


آیا ایران می‌تواند نفت دیگران را متوقف کند؟

سوال کلیدی دیگر این است؛ آیا ایران می‌تواند به گونه‌ای عمل کند که فقط نفت خودش رد شود؟ پاسخ فنی «بله» است اما پاسخ سیاسی و حقوقی بسیار پیچیده است.

ایران در سال ۲۰۲۶ تاکتیک محاصره انتخابی یا فیلترینگ را از طریق روش‌های زیر آزمایش کرده است

  • بازرسی‌های گزینشی به دلیل مبارزه با قاچاق: ایران با استفاده از قایق‌های تندرو و هلیکوپتر، کشتی‌های با پرچم‌های خاص عمدتاً آمریکا، بریتانیا و اسرائیل را متوقف و بازرسی می‌کند.
  • فیلترینگ بر اساس مقصد: ایران می‌تواند بر اساس داده‌های مانیفست کشتی، برای محموله‌هایی که به مقصد رقبای منطقه‌ای یا ایالات متحده حرکت می‌کنند، مزاحمت‌های فنی ایجاد کند.

با این حال، طبق کنوانسیون حقوق دریاها (UNCLOS)، تنگه هرمز یک تنگه بین‌المللی است و حق عبور ترانزیتی برای همه کشتی‌ها محفوظ است. هرگونه فیلترینگ سیستماتیک، نقض آشکار قوانین بین‌المللی تلقی می‌شود و واکنش نظامی ائتلاف به رهبری آمریکا را در پی خواهد داشت.


چرا جنگ گزینه واشینگتن نیست؟

در فوریه ۲۰۲۶، دکترین انرژی دونالد ترامپ بر یک عدد جادویی متمرکز است؛ ۵۰ دلار برای هر بشکه نفت. ترامپ بارها اعلام کرده است که «برای رهبری جهان، همه چیز از انرژی شروع می‌شود». او کاهش قیمت انرژی را راهکار اصلی برای مهار تورم مزمن و تقویت قدرت خرید خانوارها می‌داند.

چرا ترامپ دنبال نفت ۵۰ دلاری است؟

۱. مبارزه با تورم و نرخ بهره: ترامپ معتقد است با کاهش قیمت نفت به ۵۰ دلار، نرخ تورم به زیر ۲ درصد باز می‌گردد و فدرال رزرو مجبور به کاهش نرخ بهره خواهد شد، که این امر به نوبه خود رشد تولید ناخالص داخلی (GDP) را تحریک می‌کند. ۲. برتری در رقابت هوش مصنوعی: مراکز داده بزرگ که ستون فقرات هوش مصنوعی هستند، به مقادیر عظیمی برق ارزان نیاز دارند. نفت و گاز ارزان، قیمت برق را پایین می‌آورد و آمریکا را در کورس رقابت با چین پیش می‌اندازد. ۳. تضعیف توان مالی دشمنان: نفت ۵۰ دلاری به طور مستقیم درآمدهای ارزی روسیه، ایران و ونزوئلا را فلج می‌کند. این یک سلاح اقتصادی است که بدون شلیک یک گلوله، ماشین جنگی رقبا را از کار می‌اندازد.

چالش‌های صنعت شیل و پارادوکس قیمت

تحلیلگران انرژی هشدار می‌دهند که نفت ۵۰ دلاری می‌تواند برای صنعت نفت داخلی آمریکا (Shale Oil) مرگبار باشد. میانگین قیمت سربه‌سر برای تولیدکنندگان پرمین حدود ۶۴ دلار است.

تأثیر قیمت نفت بر تولیدکنندگان آمریکا

وضعیت اقتصادی شرکت‌ها

پیامد بر تولید ملی

نفت ۷۰ دلار و بالاتر

سودآوری عالی و توزیع سود بین سهامداران

رشد پایدار تولید 

نفت ۶۰ تا ۶۵ دلار

نقطه سربه‌سر؛ توقف پروژه‌های جدید اکتشافی

ثبات یا کاهش اندک تولید 

نفت ۵۰ دلار و کمتر

ورشکستگی گسترده شرکت‌های کوچک و متوسط

افت شدید تولید (۷۰۰ هزار بشکه در روز) 

برای حل این پارادوکس، دولت ترامپ طرح اعتبار مالیاتی تولید را پیشنهاد داده است. این طرح به شرکت‌های نفتی اجازه می‌دهد حتی در قیمت‌های پایین به تولید ادامه دهند، زیرا دولت بخشی از هزینه‌های آن‌ها را از طریق تخفیف‌های مالیاتی جبران می‌کند تا تولید ملی کاهش نیابد.

محتمل‌ترین مسیر برای نفت ۵۰ دلاری بدون جنگ

ترامپ به خوبی می‌داند که هرگونه جنگ در تنگه هرمز، قیمت نفت را افزایش می‌دهد و رویای ۵۰ دلاری او را نابود می‌کند. بنابراین، او به دنبال راه‌های جایگزین است؛

۱. فشار بر اوپک پلاس: ترامپ از اهرم تعرفه‌ها و تهدیدهای امنیتی استفاده می‌کند تا عربستان و امارات را مجبور به افزایش تولید و بازپس‌گیری سهم بازار کند. ۲. مذاکره از موضع قدرت (ژنو ۲۰۲۶): اعزام جرد کوشنر و استیو ویتکوف به ژنو برای تحمیل یک توافق جامع‌تر به ایران. ترامپ می‌خواهد ایران را متقاعد کند که در ازای کاهش محدود تحریم‌ها، تولید خود را حفظ کند اما نفوذ منطقه‌ای‌اش را متوقف سازد. ۳. دکترین اسکات بسنت: وزیر خزانه‌داری آمریکا استراتژی بی‌پول کردن ایران را از طریق مهندسی کمبود دلار دنبال می‌کند. این کار باعث می‌شود ایران برای بقای خود مجبور به فروش نفت با تخفیف‌های حتی سنگین‌تر شود، که خود به کاهش قیمت جهانی کمک می‌کند.


اثر پروانه‌ای اختلال در هرمز

اختلال در تنگه هرمز در سال ۲۰۲۶ تنها یک بحران منطقه‌ای نیست، بلکه یک زلزله اقتصادی جهانی است؛

  • آسیای جنوبی (هند و پاکستان): این کشورها بیش از ۷۰ درصد LNG خود را از طریق هرمز تأمین می‌کنند. هرگونه توقف ناوبری منجر به خاموشی‌های گسترده در دهلی و اسلام‌آباد می‌شود.
  • اروپای در حال گذار: علیرغم تلاش برای کاهش وابستگی، اروپا همچنان حدود ۱۰ درصد LNG خود را از قطر و امارات از طریق تنگه هرمز تأمین می‌کند. 
  • تغییر موازنه در اوپک: در صورت درگیری، ظرفیت مازاد تولید که عمدتاً در اختیار عربستان است، حدود ۴ میلیون بشکه، به تنها سوپاپ اطمینان جهان تبدیل می‌شود که این امر قدرت چانه‌زنی ریاض را در برابر واشینگتن به شدت افزایش می‌دهد.


در انتظار چه باشیم؟

برآوردها برای بازه زمانی شش ماه تا دو سال آینده نشان می‌دهد که تنگه هرمز در وضعیتی میان جنگ سرد دریایی و صلح مسلح باقی خواهد ماند. انسداد کامل تنگه هرمز به دلیل هزینه‌های متقابل برای ایران و آمریکا، سناریویی با احتمال پایین و کمتر از ۱۵ درصد اما با تأثیر مخرب بسیار بالا باقی می‌ماند.


سناریوهای محتمل برای ۲۰۲۶-۲۰۲۷

۱. سناریوی وضعیت موجود (احتمال ۶۰٪): تداوم تنش‌های منطقه خاکستری، توقیف‌های گاه‌وبیگاه به بهانه‌های حقوقی و استفاده از جنگ الکترونیک برای اختلال در AIS؛ در این سناریو، قیمت نفت تحت فشار عرضه شیل و مازاد تولید اوپک پلاس، به تدریج به سمت ۶۰ دلار حرکت می‌کند.

۲. سناریوی «توافق بزرگ» (احتمال ۲۵٪): موفقیت مذاکرات ژنو در نیمه دوم ۲۰۲۶. این سناریو محکم‌ترین مسیر برای رسیدن ترامپ به نفت ۵۰ دلاری است.

۳. سناریوی تصاعد بحران (احتمال ۱۵٪): وقوع یک حادثه تصادفی مانند برخورد نفتکش‌ها یا اشتباه محاسباتی در سرنگونی پهپاد، که منجر به درگیری محدود نظامی شود. این امر قیمت‌ها را به صورت لحظه‌ای به بالای ۹۰ دلار می‌رساند اما با واکنش برق‌آسای آمریکا برای بازگشایی مسیر همراه خواهد بود.


نقطه عطف آتی

نشست «هیئت صلح» (Board of Peace) در ۱۹ فوریه ۲۰۲۶ در واشینگتن، جایی که ترامپ احتمالاً چارچوب جدید امنیتی خود برای خلیج فارس را اعلام خواهد کرد، تعیین‌کننده مسیر ناوبری و قیمت انرژی در سال‌های آینده خواهد بود. مخاطبان فرهیخته باید توجه داشته باشند که در سال ۲۰۲۶، تنگه هرمز نه یک آبراه جغرافیایی، بلکه یک دماسنج ژئوپلیتیک است که هر درجه تغییر در آن، از تگزاس تا پکن را متأثر می‌سازد.

دسته بندی: اقتصادی / اسلاید
تبلیغ

نظر شما

  • نظرات ارسال شده شما، پس از بررسی و تأیید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
نام شما : *
ایمیل شما :*
نظر شما :*
کد امنیتی : *
عکس خوانده نمی‌شود
برای کد جدید روی آن کلیک کنید