پاي چوبه دار نذر كردم فرشته نجات اعدامي ها شوم!
میار: خودم هم باور نداشتم با يك سانت چاقويي كه وارد سينه او كرده ام موجبات مرگ اش را فراهم آورده ام اما با شنيدن خبر مرگ او سريعا به مرز و از همان جا مستقيم به تركيه رفتم، آنجا بود كه عذاب وجدان شبانه روز به جانم افتاد؛ بايد باز مي گشتم و تاوان كاري را كه كرده بودم پس مي دادم.
سیدخلیل موسوی نیا/ يونس 35 سال سن دارد و هنگام وقوع قتل 25 سال بيشتر سن نداشت، اختلافات خانوادگي دست اش را آغشته به خون جواني بيگناه كرد، جواني كه از سر ندانم كاري و پشتيباني از ديگران وارد نزاعي مرگبار شده بود. دعوا سر پول هايي بود كه يونس به برادر خانم اش داده بود و در ادامه اين پول ها دردسرآفرين شدند و درگيري ادامه دار شد و در نهايت با فوت يك بيگناه غائله به شر خاتمه يافت.
ماجرا به روز بيستم مهر ماه سال 88 باز مي گردد، آن روز يونس در درگيري خانوادگي كه از قبل با فاميل هاي همسرش پيدا كرده بود اقدام به دفاع از خود كرد و در مقابل خانه اش در استان كرمانشاه، با چاقويي يك ضربه به يكي از طرفين شركت كننده در دعوا زد. آنها چند نفر بودند و سر موضوعي بي ارزش چند نفر از فاميل شان را جمع كرده بودند و براي دعوا به دم خانه يونس آورده بودند. يونس هم باورش نمي شد قرار است آن ضربه چاقو كه براساس گفته هاي خودش شايد يك سانت هم داخل ريه اش نشده بود، بتواند جان مرد جواني را بگيرد و فقط از ترس طرفين ضربه چاقويي زده بود تا آنها را فراري دهد.
با ضربه يونس مقتول به بيمارستان منتقل مي شود و يك روز تحت درمان قرار مي گيرد اما از آنجايي كه جراحت به ريه وارد شده و آمبولي كرده بود، مقتول جان خود را از دست مي دهد. يونس كه مي دانست با اين اتفاق با درخواست قصاص از سوي اولياي دم مقتول روبرو خواهد شد، از ترس اش سريعا وسايل خود را بسته و از طريق مرز به كشور تركيه فرار كرده بود اما از آنجايي كه مرد فرار نبود به ايران بازگشته تا تاوان كاري را كه كرده بود بدهد.
در ادامه دادگاه او را مجرم شناخت و با وجود نقض ديوان عالي كشور بر حكم اين پرونده، دوباره دادگاه او را مجرم شناخت تااينكه اين بار راي قطعي شد و متهم تا پاي چوبه دار هم رفت. آن روز قرار بود هم او و هم فردي كه بعد از 15 سال قرار بود قصاص شود، سحرگاه مرگباري را تجربه كنند. پاي چوبه دار بالاخره اولياي دم مقتول پرونده يونس رضايت دادند و در حاليكه فرد ديگر بعد از 15 سال در برابر چشمان يونس به دار مجازات آويخته شده بود، او از اعدام رهايي يافت اما اين تمامي ماجرا نبود و بعد از آن يونس بود كه بايد همراه خانواده اش به دنبال جور كردن ديه 250 ميليون توماني مي بود.
سال 96 بالاخره يونس موفق شد مبلغ ديه را جور كند و از زندان آزاد شود و حالا او كه به فرشته نجات متهمان قصاصي زندان ديزل آباد معروف شده است از سرنوشت و روزهاي تلخ خود در گذشته مي گويد.
چه شد كه تصميم گرفتي بعد از آزادي، محكومان به قصاص را نجات بدهي؟
پاي چوبه دار در حاليكه فردي را بعد از 15 سال به طناب دار آويخته بودند با خداي خودم عهد كردم كه در صورت رهايي از اعدام، براي آزادي زندانيان قصاصي ديگر همه وجودم را بگذارم و همين كار را هم كردم. در مدت 15 ماهي كه از زندان آزاد شده ام تا به الان سه زنداني قصاصي را آزاد كرده ام.
كسي هم كمك ات مي كند؟
بله، افرادي خير هستند كه همراه ام هستند و به من كمك مي كنند با توجه به تجربياتي كه خودشان دارند و با توجه به تجربياتي كه خودم دارم براي زندانيان قصاصي رضايت بگيريم البته اين را هم اضافه مي كنم كه نه هر زنداني محكوم به قصاص، بلكه آن افرادي را انتخاب مي كنم كه مثل خود من درگير يك اتفاق ساده شده و فرد ديگري را به قتل رسانده اند و همين هفته گذشته يك نفر را نيز از زندان آزاد كرديم كه پول ديه اش را نيز خيرها تهيه كرده بودند.
زندان تنبيه ات كرد؟
صد در صد همين طور است. آنجا جهنم بود. شما فقط همين را در نظر بگيريد كه با هيچ اختياري در جايي محبوس هستيد. همين معناي كامل زندان را مي رساند و ديگر لازم نيست من از بقيه شرايط آنجا بگويم تا بفهميد چرا زندان مرا تنبيه كرده است. من تا به آن روز كه براي پرونده قتل فاميل همسرم بازداشت شدم، رنگ كلانتري را هم به چشمان خودم نديده بودم و از آن لحظه به بعد با دنيايي آشنا شدم كه حتي در مخيله ام هم نمي گنجيد. زماني بود كه در يك اتاق 20 متري با 55 نفر ديگر بايد زندگي و شب ها را سحر مي كرديم و روز ها را كنار هم مي گذرانديم. شرايط زندان واقعا غير قابل توصيف بود اما خب به هر حال توانستم از آنجا نجات پيدا كنم و حالا دارم اقداماتي مي كنم كه بتوانم همان افراد محكوم به قصاص كه با آنها در زندان آشنا شده بودم را نيز از زندان نجات بدهم.
بعد از آزادي شغلي هم پيدا كردي؟
راستش را بخواهيد قرار است با كمك مركز مراقبت از زندانيان بعد از خروج يك وام 20 ميليون توماني بگيرم كه هنوز بعد از گذشت 14 ماه نتوانسته ام و مي گويند بودجه نداريم كه در صورت دريافت اين وام يك كارگاه براي خودم راه خواهم انداخت. 
