ماجراي خودكشي عامل جنايت تهرانسر در اداره آگاهي/ او از رابطه همسرش با مرد متاهل خبر داد و...+ تصوير
میار: مرد همسركش در آخرين ساعات زندگي اش در برابر بازپرس پرونده مدعي شد زن سابق اش را به خاطر رابطه با دوست متاهل اش كشته است
به گزارش میار، ساعت19:30 شب پانزدهم اسفند ماه سال 96 بود كه بازپرس شعبه دهم دادسراي امور جنايي تهران همراه تيمي از ماموران كلانتري150 تهرانسر با تماس تلفني خواهر كيارش در محل حادثه حاضر شده و با جسد خونين شاهين، در حاليكه سيم برقي به دستانش وصل شده بود روبهرو شدند. ماموران كمي آن طرفتر نيز با پيكر خونين و نيمهجان پدر شاهين روبهرو شدند و او را به بيمارستان منتقل كردند.
خواهر كيارش در جريان تحقيقات اوليه به كارآگاهان اداره دهم آگاهي تهران بزرگ گفت: ساعتي قبل برادرم پيامكي به گوشيام ارسال كرد كه نوشته بود كارم با همسرم تمام شد و مرا حلال كنيد. خيلي نگران شدم و به خانهاش آمدم اما كسي در خانه را باز نكرد. وقتي با كمك عوامل آتشنشاني در را باز كرديم با اين صحنه هولناك روبهرو شديم.
در حالي كه ماموران مشغول تحقيقات درباره اين حادثه بودند، دريافتند همسر سابق كيارش به نام صفورا در خانهاش چند كوچه بالاتر از محل حادثه به طرز مرموزي به قتل رسيده است. بررسيها در محل حادثه نشان داد صفورا در حالي كه پارچه اي در دهانش بوده خفه شدهاست. همچنين مشخص شد كيارش ابتدا به سراغ همسر سابقش رفته و بعد از به قتل رساندن او به خانه بازگشته و پسرش را به قتل رسانده و در انتها دست به خودكشي ناكام زده است.
متهم پس از بهبودي در بازجوييها به قتل همسر و پسرش اعتراف كرد و از انگيزه خود چنين پرده برداشت: چند سال قبل با همسرم ازدواج كردم و زندگي خوبي داشتيم. مدتي بعد شاهين بهدنيا آمد و زندگي ما شيرينتر شد. من فوقليسانس مديريت دارم و در شهرداري شهرستان اسلامشهر مشغول به كار هستم. مدتي گذشت تا اينكه با همسرم اختلاف پيدا كردم. هر روز اختلافات ما بيشتر ميشد و ما از هم دورتر ميشديم تا اينكه 12 ماه قبل همسرم بر خلاف ميل من طلاق گرفت و زندگي تازهاي را با آرايشگري كردن شروع كرد. پس از اين من و شاهين تنها شديم و خيلي تلاش كردم او را راضي كنم و به زندگي برگردانم اما فايدهاي نداشت. من همه درآمدم را صرف خرید گل و غذا برای همسرم می کردم اما او به من دروغ می گفت و به رابطه اش با دوست صمیمی ام ادامه می داد. آخرین بار با من تماس گرفت و از من خواست تا به خانه اش بروم. او می گفت میخواهد واقعیتی را به من بگوید. وقتی به خانه صفورا رفتم به من گفت رابطه اش را با دوست صمیمی ام به نام محمد ادامه میدهد و قصد دارد با او زندگی تازه ای را شروع کند. من گفتم به او علاقمند هستم و میتوانم این ماجرا را فراموش کنم تا بار دیگر زندگی مان را از سر بگیریم اما او قبول نکرد. به صفورا گفتم با این کار موجب بدبخت شدن پسر مان و از هم پاشیدن زندگی محمد و زن و بچه اش می شود اما هیچ اهمیتی ندارد و او با بيخيالي گفت این ماجرا به او ربطی ندارد. صفورا در حال قلیان کشیدن روي مبل دراز كشيده بود و من می خواستم برای قلیان با چکش زغال خرد کنم که با شنیدن این حرف عصبانی شدم و با چکش ضربه اي به صورت او زدم و شلواری را که در گوشه اتاق افتاده بود داخل دهان او فرو کردم و از خانه خارج شدم. می خواستم خودکشی کنم و به این زندگی پایان دهم اما دلم برای شاهين سوخت. میدانستم او هم زندگی خوبی نخواهد داشت به همین خاطر به خانه رفتم و سیم برقی را که از قبل برای خودکشی تهیه کرده بودم به انگشت شصت پسرم وصل کردم اما وقتی دیدم او در حال زجر کشیدن است برق را از او جدا و خفه اش كردم و سپس دست به خودکشی زدم كه اين اقدام ام ناكام ماند.
در حالي تحقيقات درباره اين حادثه ادامه داشت كه به بازپرس كشيك قتل پايتخت در روز بيستم اسفند ماه سال جاري خبر رسيد كيارش در حاليكه دستبند به دست از اداره دهم جنايي پايتخت به بازداشتگاه آگاهي تهران بزرگ منتقل مي شد، خودش را در راهروي ساختمان اداره آگاهي، از همانجا به پايين پرتاب كرده و جان به جان آفرين تسليم كرده است. با اين اوصاف پرونده اتهامات كيارش بسته شد و جسدش نيز براي تعيين علت اصلي فوت به پزشكي قانوني منتقل شد اما اين پايان ماجرا نبود و اولياي دم صفورا سال گذشته به دادسراي امور جنايي تهران مراجعه و از بازپرس شعبه دهم دادسراي امور جنايي تهران تقاضاي گرفتن ديه از بيت المال فرزندشان را كردند. با اين اوصاف پرونده براي رسيدگي به شعبه دهم دادگاه كيفري يك استان تهران به رياست قاضي كيارشباقر قربانزاده ارسال شد تا در اين زمينه تصميم گيري شود.
