شناسايي زورگيران مسافركش نماي خشن غرب تهران در زندان+ تصوير
میار: سه زورگير خشن حدودا 30 ساله، وقتي متوجه شدند توانايي خفتگيري دارند، دور هم جمع شدند و اين بار با دزديدن مسافران در شبهاي تاريك غرب و شمالغرب تهران، به صورت سريالي از 30 شهروند سرقت كردند.
به گزارش میار، رسيدگي به اين پرونده از اواخر سال 95 آغاز شد. پليس مدتها به دنبال اين چهار سارق خشن بود تا اينكه در سال جاري هيچ خبري از اقدامات آنها نشد و به همين دليل پرونده در اداره پنجم آگاهي تهران بزرگ در حاليكه هيچ متهمي شناسايي نشده بود در جريان بود.
در يكي از شكايتها خانمي ميانسال به هويت مهوش شكايت خود را چنين مطرح ميكند: شب هنگام قصد رفتن به خانه خود را داشتم. در غرب تهران منتظر تاكسي بودم تا اينكه يك خودرو با سه سرنشين جلوي پايم ايستاد. به ناچار و به دليل اينكه هيچ خودرويي تا آن لحظه جلوي پايم نايستاده بود سوار شدم. همه چيز عادي به نظر ميرسيد تااينكه متوجه تغيير مسير آنها شدم. اعتراض كردم كه چاقو و قمه كشيدند و با آن به من ضرباتي زدند. گفتند صدايت در نيايد وگرنه تو را خواهيم كشت و جسدت را در خيابان رها خواهيم كرد. چيزي نگفتم و بعد از اينكه طلاها و پول نقد به مقدار 50 هزار تومانم را گرفتند مرا در خيابان رها كردند و رفتند.
شاكي ديگري كه از رشت به تهران آمده بود و مدت چند ماه بود كه به شغل نقاشي فعاليت داشت به ماموران اداره پنجم آگاهي تهران بزرگ ميگويد: آن شب كارم تا ديروقت زمان برد. كنار خيابان ايستاده بودم تا اينكه خودرويي رسيد. گفتم به رسالت ميروم كه گفت بشين يك مسافر دارم تو راهم ميبرم. گفتم چقدر به من گفت شش هزار تومان. قبول نكردم و سر پنج هزار تومان به توافق رسيديم. بعد از سوار شدن مسافرش را در خيابان پياده كرد و در حاليكه قصد داشت مرا به رسالت ببرد كنار خياباني خلوت ايستاد. پرسيدم اينجا رسالت است كه يكي از آنها مرا تهديد كرد و گفت هرچه داري بايد بدهي. خيلي ترسيده بودم يك ساك كه درون آن همه چيزم بود را گرفتند و من سريعا از ماشين بيرون پريدم تا با جانم كاري نداشته باشند. يكي از آنها كه قمه در دستانش بود ميخواست پياده شود تا مرا بگيرد اما دوستانش نگذاشتند و من نيز در حاليكه ميدويدم از محل دور شدم.
تحقيقات پليسي مدتها ادامه داشت و حتي آقاي نقاش نيز به شناسايي چهره متهم پرداخته و يك چهره نگاري نيز انجام داده بود اما با اينحال هيچ خبري از متهمين نبود تااينكه به ماموران اداره پنجم آگاهي تهران بزرگ خبر رسيد متهمان در زندان به سر ميبرند. بعد از اين ماموران به زندان رفته و متوجه شدند سه سارق سابقه دار كه تيرماه و ارديبهشت ماه امسال بازداشت شدهاند به احتمال زياد متهمان فراري هستند.
بعد از اين با انجام هماهنگيهاي قضايي با قاضي علي وسيله ايردموسي، هر سه متهم به هويتهاي آرمين، سيد مهدي و محمد به اداره پنجم منتقل شدند. آنها كه اعتياد نيز داشتند در برابر افسر پرونده لب به اعتراف گشودند و سيدمهدي گفت: با هم در مهماني آشنا شده بوديم. اواخر سال 95 بود. آنجا آرمين پيشنهاد اين سرقتهاي خشن را داد و گفت «ما كه تواناييشو داريم»و همين شد كه تصميم گرفتيم سرقت هايمان را كليد بزنيم. در اين مدت با ماشينهاي پرايد، پژو و يك هاچ بك كرهاي اقداماتمان را انجام ميداديم. پرايد كه در سه رنگ نوك مدادي، سفيد و مشكي بود و پژويمان نيز نوك مدادي رنگ بود. در طول يك سال كه از اواخر 95 تا اواخر 96 طول كشيد شايد 30 فقره سرقت هم انجام نداده باشيم و پول آنچناني هم به دست نياورديم تا اينكه در يكي از سرقتها در تهران بازداشت و مدتها بود روانه زندان شده بوديم. ابدا ما فكر نميكرديم كه بعد از اين همه مدت و با آن همه حرفهايگري بخواهيم بازداشت شويم.
محمد در اعترافات خود گفت: آرمين سردسته ما بود. با ماشينهاي دوستانمان سرقت ميكرديم و مدت چهار ماه بود كه سرقت نكرده بوديم. در روز 27 تيرماه دوباره تصميم گرفتيم زورگيريهايمان را از سر بگيريم اما متاسفانه در همان اولين سرقت گير افتاديم و به اتهام زورگيري به زندان رفتيم.
در ادامه هفته گذشته متهمان براي صدور قرار دوباره به شعبه پنجم دادسراي ناحيه 34 تهران منتقل شدند و با تكميل پرونده، براي انجام تحقيقات دوباره متهمان در اختيار ماموران اداره پنجم آگاهي تهران قرار گرفتند تا تحقيقات در زمينه اقدامات ديگر متهمان نيز صورت بگيرد. گفتني است كه تا به الان سه سرقت در پرونده اين خفت گيران حرفهاي شناسايي شده است.
