كلاهبرداري از پرستاران براي پرداخت بدهي+فیلم
میار :مردي كه براي پرداخت بدهي خود دست به كلاهبرداري از پرستاران ميزد طي تلاشهاي تيم عمليات پليسي كلانتري 137 نصر دستگير و روانه بازداشتگاه براي انجام تحقيقات تكميلي شد.
به گزارش پايگاه خبري نيک رو؛ سرهنگ كيوان ظهيري، رئيس پليس پيشگيري پايتخت در گفت و گو با میار ما از اقدامات مجرمانه متهم پرده برداشت و گفت: براساس ادعاي متهم، وي يك و نيم سال تبهكاريهاي خود را انجام داده است كه انتظار ميرود شكات او بيشتر از اين تعداد باشند و خيلي از آنها براي شكايت نيز به دليل ترس از آبرو اقدام نكرده باشند. متهم براي اين كلاهبرداريها از قشر زناني سوءاستفاده كرده است كه در شركتهاي كاريابي نام خود را به عنوان پرستار و مراقب كودك ثبت كرده بودند. متهم براي اينكه بتواند اطمينان آنها را كسب كند با انواع ترفندها خودش را فردي متشخص نشان ميداد و در ادامه خانمي را كه با وي براي مراقبت از كودكش قرار گذاشته بود به بيمارستاني در غرب تهران ميبرد و از طعمه خود درخواست ميكرد كه نزد فرزندش در بخش بستري كودكان برود. متهم براي اينكه شكات شك نكنند به آنها كارت ملي و يك كارت عابربانك كه براي مالباخته ديگري بود را ميداد و ميگفت پرستار پيشين فرزندش بالاي سر تخت كودكش است و بايد با او تسويه حساب كند.در ادامه مرد کلاهبرداراز مالباخته ميخواست برود بچه را از پرستار قبلي تحويل بگيرد اما وقتي مالباخته ميخواست به سراغ كودك برود.متهم از مالباخته ميخواست كه اموالش را همان جا داخل ماشين بگذارد، چراكه قرار است بچه را نيز به خانه ببرند. از آنجايي كه شركت كاريابي شماره تماس متهم را در اختیارپرستاران قرار میداد، اين افراد به متهم اطمينان كرده بودند و به حرف وي نيز گوش ميدادند. و وقتي براي پس گرفتن اموالشان به درون بیمارستان باز ميگشتند متوجه ميشدند كه متهم چه كلاهي سرشان گذاشته است.
سرهنگ ظهيري با يادآوري اين نكته كه تا به الان 54 نفر شاكي براي متهم شناسايي شده است، اعلام كرد: از شهروندان درخواست ميشود به هيچ فرد غريبهاي، هرچند كه ظاهر متشخص و آراستهاي داشته باشند اطمينان نكنند تا هدف سارقان و كلاهبرداران اينچنيني قرار نگيرند.
همچنين، رئيس پليس پيشگيري پايتخت از خانمهايي كه به اين شكل تحت كلاهبرداري قرار گرفتهاند درخواست كرد براي طرح شكايت به كلانتري 137 نصر مراجعه كنند و مطمئن باشند كه شكايتشان نزد پليس محفوظ خواهد ماند.

صحبتهاي شاكي
يكي از شكات در گفتوگو با میار ما جزئيات بيشتري از ماجرا را برملا كرد و گفت: من از كرج به تهران ميآيم. چندي قبل از واقعه خانهاي خريده بودم كه چند ماه پيش مشخص شد آن خانه نيز توسط يك كلاهبردار به من فروخته شده است. ديگر هيچ چيزي جز دو ميليون تومان پول برايم نمانده بود. يك روز از شركت پرستاري با من تماس گرفتند و گفتند كه يك مورد خوبي برايتان پيدا كردهايم. من يك دختر دم بخت دارم و خودم هم اجاره نشينام و از مدتها پيش به شركت گفته بودم كه با توجه به شرايط مالي ام يك كار خوب برايم پيدا كنند. وقتي آنها درباره اين كار با من تماس گرفتند خيلي خوشحال شدم. سريعا همه وسايلام را جمع كردم و همه لباسهايم را داخل ساك گذاشتم و خانه اجارهاي را نيز كه به ارزانترين قيمت اجاره كرده بودم پس دادم و از همانجا به تهران آمدم و با اين مرد شياد قرار گذاشتم. وقتي به محل قرار رفتم اين آقا با سر و شكل متشخصي به سراغ من آمد و با پيشنهاد دروغين حقوق بيشتر مرا گول زد و گفت بايد براي ديدن بچهام به بيمارستان برويم. او به من گفت تو برو بالا تا من يك دسته گل بخرم بيايم بچهام را ببينم. من را زودتر از خودش به بالا فرستاد و من هم بيخبر از همه جا به بخش كودكان بيمارستان رفتم و مشخص شد كه همه چيز دروغ بوده است. آنجا به حراست بيمارستان ماجرا را گفتم كه اصلا اهميتي ندادند و به شركت كه زنگ زدم حاشا كردند و گفتند ما كي چنين شخصي را به شما معرفي كرديم! به پليس زنگ زديم كه بالاخره پليس پس از دو هفته متهم را گرفت اما چه سود! كل زندگي من را كه با توجه به اطمينانم به او و صحبتهاي شركت، داخل ماشين گذاشته بودم را دزديد و حتي پاسپورت و تمامي مداركم كه آن روز همراهم داشتم را دزديده بود.
متهم چه گفت:
متهم در گفت و گو با میار از چرايي اقدامات تبهكارانهاش گفت: من دزد نيستم. يك زن و دو بچه سه و شش ساله دارم و دقيقا جلوي چشمان فرزندانم و هنگامي كه زنم در خانه نبود بازداشت شدم، الان حتي خبر ندارم چه بلايي قرار است سر بچههايم بيايد و زنم در چه حالي به سر ميبرد.
او از انگيزه خود درباره سرقتها گفت: 18 ميليون تومان بدهي بالا آورده بودم و نميدانستم كه چطور آنها را پرداخت كنم. من فقط قصد داشتم بدهيهايم را پس بدهم و هيچ كس هم قبول نكرد مرا كمك كند تا اينكه بالاخره چنين نقشهاي به سرم زد. واقعا نميدانستم بايد چه كار كنم. نه معتاد هستم و نه قبل از اين نيز سابقهاي در زمينه سرقت يا درگيري يا هر جرم ديگري داشتهام. اولين بار است كه دستگير شدهام و فكر ميكردم با اين كارها ميتوانم بدهيام را پرداخت كنم و ديگر بدهكارها سراغم نيايند.
وي در زمينه مدت سرقت و شگردهايش نيز چنين توضيح داد: از يك سال و نيم پيش بود كه من تصميم به سرقت گرفتم. همانطور كه گفتم 18 ميليون تومان پول لازم داشتم. هيچ كاري نميكردم و فقط سرقت ميكردم من فرصت آنچناني براي سرقت نداشتم و كلي وقت ميگذاشتم تا از يك نفر سرقت كنم و در نتيجه شكات زيادي ندارم. شيوه و شگردم نيز به اين شكل بود كه ابتداي امر درخواست يك پرستار براي بچهام را ميكردم و شركت چند نفر را به من پيشنهاد ميداد. من نيز با آنها قرار ميگذاشتم و ميديدمشان و در محل قرار به بهانه اينكه بچه ام بالاست آنها را بالا ميفرستادم و اموالشان را سرقت ميكردم و مدارك هويتيشان را نيز داخل سطل آشغال ميانداختم و تنها براي اينكه بتوانم از موارد بعدي نيز كلاهبرداري كنم، كارت ملي و عابربانك مالباختههايم را نيز نگه ميداشتم. (متهم با دادن يك كارت عابربانك و كارت ملي به شكات، از آنها ميخواست به سراغ فرزندشان بروند تا بيايد و همانجا با پرستار قبلي كودكش تسويه كند، او با اين ترفند اطمينان مالباختهها را جلب ميكرده است.)
صحبتهاي شكات ديگر:
حرفهاي متهم با واكنش عجيبي از سوي شكات روبهرو شد. چند تن از شكات مدعي بودند اين آقا بعد از سرقت اموالشان با خانواده مالباختگان از طريق پيامهاي تلگرامي ارتباط برقرار ميكرد و مدعي ميشد كه صاحب همان اكانت تلگرامياست كه طي يك مورد اورژانسي در بيمارستان گير افتاده و براي خرج عملش مقداري پول لازم دارد و از آنها نيز ميخواست برايش پول كارت به كارت كنند و شماره كارتي نيز در اختيار آشنايان مالباختگان قرار ميداد.
حتي يكي از شكات مدعي شد كه متهم پس از ارتكاب به سرقت، با وي تماس برقرار كرده و از او به اين شيوه كه عكسهايش را در فضاي مجازي پخش خواهد كرد اخاذي ميكرده است، اين شاكي مدعي بود بيشتر شكات نيز به همين دليل كه از آبرويشان ترس داشتند مجبور شدند شكايت نكنند و به همين دليل متهم توانسته است چنين طولاني مدت اقدامات تبهكارانهاش را پيگيري كند.
