13 سالگي ازدواج كردم و 16 سالگي همسرم را كشتم!
میار: ماجراي اين پرونده به شب يازدهم دي سال 94 باز ميگردد. در اين روز، مرد 24 سالهاي قرباني يك سناريوي عشقي طراحي شده از سوي همسر نوجوان و دوست پسرش شد.
بنابر اوراق اين پرونده، دقيقا سه سال پيش، مردي به ماموران انتظامي در عبدلآباد تهران مراجعه كرد و از گمشدن برادرش خبر داد. او مدعي بود برادرش به نام حسين كه در كارگاه كفاشي وي به عنوان كارگر كار ميكرد از خانه خارج شده و بعد از آن هيچكسي از او خبر ندارد و هرچه با تلفناش تماس ميگيرند او پاسخگو نيست.
بنابر اين خيلي سريع پروندهاي در اين زمينه تشكيل و ماموران اداره آگاهي تلاشهاي خود را براي حل معماي اين پرونده كليد زدند تا اينكه بالاخره با كشف جسدي مجهول الهويه و شبيه فرد مفقودي، برادر حسين به اداره آگاهي فراخوانده شد و با شناسايي جسد برادرش، پروندهاي در اين زمينه در اختيار تيمي از كارآگاهان اداره دهم جنايي پايتخت قرار گرفت. كارآگاهان در بررسي تماسهاي همسر مقتوله به راز مگوي وي پي بردند. همسر مقتول به نام زهرا با دو مرد در تماس بود و رابطه مشكوكي داشت. به همين دليل اين خانم 16 ساله به اداره دهم آگاهي فراخوانده شد و وقتي تحت بازجويي قرار گرفت گفت: با همسرم از همان 13 سالگي كه ازدواج كردم مشكلات شديدي داشتيم. او مرا درك نميكرد و هروقت با هم صحبت ميكرديم به جمله سوم نرسيده دعوايمان ميشد. به من هيچ محبتي نميكرد. خيلي برايم همه چيز غيرقابل تحمل بود و حتي پدر و مادرم نيز به من كمكي نميكردند. با حسن كه قبل از ازدواج عاشق هم بوديم صحبت كردم و او قبول كرد شوهرم را به قتل برساند. آن شب در را باز گذاشتم و خودش داخل خانه شد و با چكشي كه در خانه داشتيم سه ضربه به سر حسين زد و من هم بالشي را كه در همان حوالي بود روي دهان شوهرم گذاشتم تا سر و صدايش همسايهها را بيدار نكند.
در ادامه تحقيقات حسن نيز احضار شد كه همه گفتههاي زهرا را مورد تاييد قرار داد و عنوان داشت پس از قتل با همكاري يكديگر جسد را در پلاستيكي پيچيديم و مقتول را در ماشين من گذاشتيم و به روستاي جهان آباد برديم و در آنجا رهايش كرديم تا اينكه حالا متوجه شدم راز جنايت برملا شده است.
ديروز صبح جلسه رسيدگي به اين پرونده در شعبه چهارم دادگاه كيفري يك استان تهران به رياست قاضي عبداللهي و مستشاري قاضي واعظي برگزار شد و زماني كه اولياي دم به جايگاه فراخوانده شدند براي متهمان درخواست اشد مجازات كردند. در ادامه حسن در جايگاه قرار گرفت و با قبول اتهامات خود ازجمله اتهام رابطه نامشروع با متهم ديگر پرونده، عنوان داشت كه اشتباه كرده و در دام عشق زهرا افتاده كه به چنين كارهايي دست زده است.
اما زهرا وقتي در جايگاه قرار گرفت عنوان داشت هيچكدام از اتهامات را قبول ندارم و آن شب حسن خودش داخل خانه من شد و شوهرم را به قتل رساند! او آمده بود از من پول قرض بگيرد كه نيمه شب به زور داخل خانه شد و بعد از نيم ساعت صحبت كردن با من چكش را از من گرفت و به سراغ حسين رفت و او را با ضرباتي مهلك كشت. من با حسن رابطه نامشروعي هم نداشتم. يك بار كاشان باهم سفر رفتيم و يكبار هم با هم در رستوراني در تهران ناهار خورديم و در آن مدت نيز فقط چند بار با هم دست داده بوديم.
در انتها قضات شعبه چهارم دادگاه كيفري يك استان تهران وارد شور شدند و براي حسن راي به قصاص و زهرا راي به پنج سال نگهداري در كانون اصلاح و تربيت نوجوانان دادند. همچنين هر دو متهم را براي اتهام منافي عفت به شلاق محكوم كردند.
