شنبه، 27 تیر 1405
پایگاه خبری میار » اجتماعی » قضایی و حقوقی » اين مرد زن رواني پولدار را از بيمارستان رواني ايرانيان دزديد و به خانه اش برد

اين مرد زن رواني پولدار را از بيمارستان رواني ايرانيان دزديد و به خانه اش برد

0
420
کد خبر: 20678

[spoiler][/spoiler]به گزارش میار، داستان اين پرونده به تيرماه سال جاري باز مي‌گردد. در يكي از روزهاي اين ماه شوهر زني جوان به ماموران انتظامي در غرب تهران مراجعه كرد و از عوامل ربايش همسرش شكايت كرد. اين مرد مدعي بود همسرش در بيمارستاني رواني بستري شده بود كه توسط افرادي ناشناس هدف ربايش قرار مي‌گيرد.

به اين ترتيب، پرونده رواني اين زن مورد بررسي كارآگاهان آگاهي قرار مي‌گيرد و مشخص مي‌شود اين زن مدتي پيش نيز از خانه فرار كرده بود. وقتي خانواده اين زن مورد بازجويي قرار مي‌گيرند مدعي مي‌شوند كه اين زن براي كار كردن به خانه مردي غريبه رفته و در آنجا مشغول به كار شده بود! در حالي‌كه اين زن از تمكن مالي خوبي نيز برخوردار بود.

با توجه به اينكه ارث و ميراث زيادي نيز از پدرزن شاكي به فرد ربوده شده رسيده بود احتمال آدمربايي براي انتقال اموال اين خانم به حساب آدمربايان قوت گرفت و بالاخره پليس با انجام عملياتي توانست چند ماه بعد مخفيگاه آدمربايان و فرد ربوده شده را شناسايي و متهمان را در عملياتي پليسي بازداشت كند در حالي‌كه اموالي از اين خانم جوان مانند خودرويش در دست آدمرباها قرار داشت.

با دستور بازپرس كامران رضواني از شعبه هشتم دادسراي امور جنايي تهران،‌ متهمان كه زن و مرد جواني هستند در اختيار كارآگاهان اداره يازدهم آگاهي تهران بزرگ قرار گرفتند تا تحقيقات در اين باره انجام شود.

گفت و گو با متهم مرد پرونده


شغلت چيست؟

كار ثابتي نداشته‌ام اما همه كاري مي‌كنم.

با همدست‌ات چطور آشنا شده‌اي؟

آن خانم جوان از كارمندان سابق‌ام در موسسه خيريه‌اي بود كه قبلا تاسيس كرده بودم.

كارهاي خيريه هم مي‌كني؟

بله، من چندين موسسه خيريه در دست‌ام داشتم كه كمك‌هاي زيادي به فقرا مي‌كردم. خيلي آدم خيري هستم. حامي حيوانات نيز هستم. مثلا اگر گربه‌اي را در كوچه ببينم حتما كمك‌اش مي‌كنم.

سوژه را چطور تور كردي؟

تور نكردم. من اصلا آدمربا نيستم. او خودش با پاي خودش به خانه من آمده بود. يك بار در سايت ديوار آگهي نگهدار و پرستار از بيمار دادم. فرزند10 ساله‌اي دارم كه مادرم نمي‌توانست از او مراقبت كند و همسرم نيز در شرف طلاق از من است. اين خانم هم از روي همان آگهي با من تماس گرفت و گفتم كه بيايد و كارش را در خانه‌ام شروع كند و شايد دو هفته هم نشد كه در خانه‌ام بود و فرزندش با چندين نفر آمد و او را برد و حتي كتك‌اش هم زدند كه من دلم به حالش سوخت.

چطور او را ربودي؟

تماس مي‌گرفت و مي‌گفت كه مي‌خواهد از بيمارستان رواني فرار كند. مي‌گفت خانواده‌اش او را در بيمارستان رواني ايرانيان بستري كرده‌اند تا اموال و ارث‌اش را بالا بكشند و من هم با متهم ديگر پرونده به بيمارستان رفتم و او را از آنجا فراري دادم. من قصدم خير بود!

بيمارستان به شما مشكوك نشد؟
گفتيم براي ملاقات آمده ايم. خودش هم ما را مي شناخت و تلفني با من هماهنگ بود. وقتي رفتيم كارمندم داخل شد و با تغيير قيافه بيمار موفق شديم او را از بيمارستان خارجش كنيم.
پشيماني؟
اي كاش نيت خير نداشتم تا به اين دردسر نيفتم!
تبلیغ

نظر شما

  • نظرات ارسال شده شما، پس از بررسی و تأیید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
نام شما : *
ایمیل شما :*
نظر شما :*
کد امنیتی : *
عکس خوانده نمی‌شود
برای کد جدید روی آن کلیک کنید