اين مرد به زن تنها در اتاق خانه اش هم رحم نكرد اما زن بيچاره از ترسش به بالكن رفت و... + تصوير
اين حادثه دوم فروردينماه سال 96 در يكي از محلههاي تهران رخ داد. آن روز زني پس از سقوط از بالكن طبقه دوم خانهشان بهشدت مجروح و به بيمارستان منتقل شد اما چند روز بعد و در 21 فروردين همان سال جانش را از دست داد.
او پيش از مرگ به خانوادهاش اعلام كرده بود كه شوهرش او را به پايين پرتاب كرده است. بهدنبال اين حادثه تحقيقات براي دستگيري شوهرش آغاز شد و همزمان خانواده قرباني با مراجعه به دادسراي جنايي تهران به شكايت از شوهر او پرداختند. برادر اين زن به قاضي گفت كه دامادشان مرتب خواهرش را كتك ميزده و به گفته خواهر و خواهرزادهاش كسي جز دامادشان قاتل خواهرش نيست.
اين مرد ميانسال پس از بازداشت، در دادسراي جنايي به بازپرس پرونده گفت: من قاتل نيستم و جنايتي انجام ندادهام اما اختلاف و درگيري با همسرم را قبول دارم. راستش همهچيز از خريد شب عيد شروع شد. چند روز مانده بود به سال نو كه همراه همسر و دو فرزندم براي خريد شب عيد به خيابانها رفتيم. او ميخواست مانتويي بخرد كه قيمتش كمي بالا بود و من مخالفت كردم. من يك كارگر هستم و وضع مالي خوبي ندارم. براي همين به همسرم گفتم از خريد مانتو صرفنظر كند تا با اين پول براي بچهها لباس و كفش بخريم. همين موضوع باعث ناراحتي او شد و چند روزي با من سرسنگين بود. دوم فروردينماه بود كه ديدم همسرم همچنان سرسنگين است. عصباني شدم و از او خواستم ديگر مثل بچهها برخورد نكند. او ناراحت شد و به اتاق خواب رفت. حتي در را هم قفل كرد، من هم عصباني شدم و به سمت در رفتم و چندبار با پا به در كوبيدم كه در شكست و وارد اتاق شدم. پنجره بالكن پرده داشت كه وقتي آن را كنار زدم ديدم همسرم خودش را از بالكن به پايين پرتاب كرده است.
اگرچه مرد ميانسال اصرار داشت كه بيگناه است اما دختر دانشجوي او كه تنها شاهد ماجرا بود امروز صبح وقتي در جلسه دادگاه پدرش حاضر شد و گفت: پدرم دست بزن داشت و هميشه من، مادرم و برادرم را كتك ميزد اما مادرم بهخاطر ما حاضر نبود طلاق بگيرد. 28سال سختي كشيد و اعتراضي نكرد. او ادامه داد: روز حادثه از صبح پدرم دعوا راه انداخت و از خانه بيرون رفت. ساعتي بعد دوباره به خانه برگشت و به مادرم گفت چرا سرسنگين هستي و قيافه ميگيري. بعد شروع كرد به كتكزدن مادرم. من كه بهشدت عصبي شدم از اتاق بيرون آمدم و مادرم براي اينكه دوباره پدرم به سمت او هجوم نبرد و كتكش نزند در اتاق را قفل كرد. اما من صداي گريهاش را ميشنيدم. او از شدت درد اشك ميريخت. همان لحظه دوباره پدرم به سمت اتاق رفت و با چند لگد در را شكست. او زماني كه وارد اتاق شد، مادرم در بالكن ايستاده بود. من كه شاهد ماجرا بودم ديدم كه مادرم را هل داد و او را به پايين پرتاب كرد. او گفت: پدرم پس از آن به سمت پذيرايي رفت و مشغول تماشاي تلويزيون شد. به او گفتم او را كشتي؟ اما پدرم توجهي نكرد. خيلي عصبي شدم و با داد و فرياد از همسايهها كمك خواستم و آنها با اورژانس تماس گرفتند. من مي خواهم پدرم را قصاص كنيد.
در ادامه قاضي از اولياي دم ديگر سوال كرد و آنها براي اين مرد درخواست قصاص كردند. وقتي متهم در جايگاه قرار گرفت باز هم اتهام خود را منكر شد تا اينكه بالاخره قضات دادگاه با تشخيص لوث بودن پرونده اعلام كردند بايد اولياي دم براي اثبات گناه متهم 50 شاهد را به دادگاه احضار كنند تا عليه متهم قسم ياد كنند و در غير اين صورت متهم بايد مراسم قسامه را برگزار كند و از اتهام قتل تبرئه شود.
